<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365</id><updated>2011-11-26T20:45:52.214-08:00</updated><title type='text'>هرچه می‌خواهد دل تنگم</title><subtitle type='html'>This is a site to express my social and political opinions. The site is in Persian but you can also send comments in English, French, or German.</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>66</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-613615550493214099</id><published>2009-10-09T05:13:00.000-07:00</published><updated>2009-10-09T07:48:12.404-07:00</updated><title type='text'>گفتگو با دوستی‌ مسلمان، قسمت پنجم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://antimajus.blogfa.com/" rel="nofollow"&gt;مسلمان ایرانی&lt;/a&gt; گفت:&lt;br /&gt;با سلام دوست عزیز. فکر نمیکنم به کار بردن پیاپی "سفسطه" و نسبت دادن آن به دیگران کار جالبی باشد، ولی حال که شما اینگونه رفتار میکنید، من هم متقابلا مغالطات(نه سفسطه های!) شما را نام میبرم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;0)شما چگونه جزء را با کل یکی حساب میکنید؟ اگر کسی کامپیوتر شما را ذوب کند، و به شما تحویل دهد آیا شما آنچه به شما تحویل داده شده است را کامپیوتر خود میدانید؟ با این حساب و با فرض اینکه که شما درست میگویید، شما نیز از ازل(با فرض ازلی بودن ماده) وجود داشته اید و الان خیلی سن دارید... کلا مشخص است که این ادعا که چیزی به وجود نمیاید و چیزی از بین نمیرود، ادعای نادرستی است.&lt;br /&gt;اما اینکه فرمودید که جرم(ماده؟) و انرژِی بوجود نمیایند و از بین نمیروند، بلکه دگرگون میشوند یا به یکدیگر تبدیل میشوند، خب همینکه به یکدیگر تبدیل میشوند یعنی از بین میروند و به وجود میایند، فقط مقدار اولیه کل مجموع این و آن یکی است، ولی مقداری ماده وقتی به انرژِی تبدیل میشود، در واقع مقدار ماده مورد نظر از بین رفته است، و وقتی مقداری انرژی به ماده بدل شود، به وجود آمده است. پس از نیستی به هستی رسیدن و نیست شدن برای ماده هم تعریف شده است طبق فرمایش شما.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1)هر طور شما صلاح بدانید، ولی خدا بودن تکشاخ منتفی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3)وقتی چیزی از نیستی به هستی رسیده است یعنی به وجود آمده است، یا خودش خودش را به وجود آورده است که این امر محال است، یا اینکه دیگری به آن وجود داده است که این دیگری همان به وجود آورنده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به بزرگترین و اولین ایرادتان در بند 0 جواب دادیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; قانون و ماده انرژِی را هم در بند 0 جواب دادیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در مورد واجب الوجود، ما گفتیم که چیزی که از نیستی به هستی رسیده است نیاز به علت دارد و نه اینکه هر چیزی نیاز به علت دارد. واجب الوجودی همواره هست و نیستی برایش نبوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4)آشکارا مغاطله فرافکنی. من از حوادث حرف نزدم.&lt;br /&gt;اما اینکه جوش شما از موادی دیگر تشکیل شده است را در بند 0 جواب دادم.&lt;br /&gt;همچنین شما همچنان اصرار دارید که علت مورد بحث در برهان امکان و وجود را با دلیل یکی کنید که مغالطه تجاهل و تکرار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7) مغالطه "این سفسطه است" و مغالطه "تفسیر ناصحیح". من ابداً چنین چیزی نگفتم جانم که بخواهد سفسطه باشد. من فقط روش نقد کردن این آقا را نقد کردم و این نتیجه گیری را نکردم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8)در مورد بخش نخست سخنتان مرتکب مغالطه "این سفسطه است" شدید. سخن من فقط وقتی سفسطه بود که مرجعی که من آوردم غیرمتخصص در این زمینه باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ادامه هم مغالطه فرافکنی صورت گرفته است. این سخنان در مورد حضور یک الکترون در جایی از فضا است و به از نیستی به هستی رسیدن ربطی ندارد.&lt;br /&gt;شما یک اصل علیت نامربوط به برهان ما در بند 4 بیان میکنید و بعد در این بند آنرا رد میکنید؟ به این میگویند مغالطه پهلوان پنبه یا حمله به آدم پوشالی.&lt;br /&gt;----------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;p style="font-weight: bold; color: rgb(51, 51, 255);"&gt;کوروش گفت:&lt;/p&gt; &lt;p&gt;با سلام،&lt;/p&gt; &lt;p&gt;گرامی، در یک بحث منطقی‌، دو طرف گفتگو، اگر منطقی‌ عمل کنند، یا بر سر تعاریف اختلاف نظر دارند یا اینکه اشتباهات استدلالی غیر عمد مرتکب میشوند. وظیفه مخاطب هشدار دادن در اینگونه موارد است. این نه توهین است نه کار غیر منطقی‌ که مورد نکوهش باشد. شما هم اگر من اشتباه استدلال دارم (سفسطه یا مغلطه) هشدار دهید.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;۰) باز هم این سوال را مطرح می‌کنید که من چگونه جز را با کلّ یکی‌ حساب می‌کنم! منظور شما مشخص نیست. کدام جز، کدام کلّ؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اگر کسی‌ کامپیوتر من را ذوب کند، باقیمانده دیگر کامپیوتر نیست چون مطابق تعریف کامپیوتر نیست: محاسبه نمیکند، پردازش نمیکند و ....ولی‌ جرم باقیمانده از آن‌ بعلاوه جرم گازهایی که در هنگام ذوب خارج شده اند همان جرم اول کامپیوتر من است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;من هم جرمم ازلی است. قبل از تولدم جرمم در هستی‌ پخش بود. امروز این جرم در من جمع است (هر روز هم کمی‌ از آن‌ از من جدا میشود و جرم دیگری به آن‌ افزوده میشود) روزی هم خواهم مرد و این جرم به طبیعت برمیگردد. ولی‌ هیچ جرمی &lt;span&gt;از نیستی‌ &lt;/span&gt;بوجود نمیاید و ناپدید&lt;span&gt; (نیست&lt;/span&gt;) نمیشود، تنها از گونه‌ای به گونه دیگر تبدیل میشود .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;من هم هیچ گاه نگفتم چیزی به وجود نمیاید و از بین نمی‌رود. گفتم جرمی به وجود نمیاید و از بین نمی‌رود: اگر مجموعه همه جرم‌ها در جهان ج باشد و مجموعه همه انرژی‌ها ا، ج بعلاوه ا همیشه ثابت است.&lt;/p&gt;&lt;p style="font-weight: bold;"&gt;&lt;span&gt;این برمیگردد به قانون بنیادین پایستگی جرم و انرژی: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="font-weight: bold;"&gt;&lt;span&gt; &lt;p&gt;جرم و انرژی از بین نمی‌روند و بجود نمیایند، تنها دگرگون میشوند یا به یکدیگر تبدیل میشوند.[*]&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;p&gt;گرامی‌ پاراگراف آخر شما متناقض با اصول فیزیک و منطق است. چگونه تبدیل جرم به انرژی یا برعکس با از بین رفتن و نیست شدن ربط پیدا می‌کند؟ حتما e=mc^2 معروف را میشناسید. تبدیل جرم به انرژی و برعکس در این تساوی شرح داده شده. حالا این وسط شما نیست شدن را چگونه پیدا کردید؟! این نوآوری در علم فیزیک است! شاید من اشتباه میفهمم منظورتان را، ولی‌ آنچه از این پاراگراف آخر فهمیدم کاملا غیر علمی‌ است.&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span&gt;&lt;p&gt;۳) یک بار دیگر هم توضیح دادم. &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;هیچ چیز از نیستی‌ به وجود نمیاید.&lt;/span&gt; مرز بین علم و ادیان هم همینجاست. از دید علمی‌ هیچ چیز از نیستی‌ به وجود نمیاید که حالا ببینیم اگر از نیستی‌ به وجود آمده آفریننده دارد یا خیر.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;باز هم میگویید چیزی که از نیستی‌ به هستی‌ رسیده نیاز به علت دارد. باز هم میگویم چیزی &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;از نیستی‌ به هستی‌ نرسیده.&lt;/span&gt; اگر رسیده مثالی بزنید. دگرگون شدن هستی‌‌ها نیاز به علت دارد که آنهم قانونی عالم گیر نیست، همانگونه که در مثال پست قبل شرح دادم. آنچه هست هم همیشه بوده، فقط چینش آن‌ دگرگون شده و میشود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;p&gt;۴) علت و دلیل برای من یکی‌ است. اگر علت در ذهن شما همان آفریننده است (که من تا اینجا اینگونه برداشت نکرده بودم) برای من وجود ندارد چون برای من آفرینش اثبات نشده که علت (آفریننده) برای آن‌ در نظر بگیرم.&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;p&gt;۸) هدف من هم از دادن مثل نقض بحثی‌ در مورد "از نیستی‌ به هستی‌ رسیدن" نبود. برای من (و برای علم) هیچ چیز از نیستی‌ به هستی‌ نمیرسد: جرم به وجود نمیاید یا از میزان آن‌ کم نمی‌شود، بلکه تنها دگرگون میشود). من هدفم این بود که بگویم دگرگونی‌ها هم همگی‌ پیرو اصل علیت نیستند. حتی اول اصل علیت را شرح دادم و بعد مثال نقضی ارائه کردم که اصل علیت را زیر سوال میبرد.&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;p&gt;۹) در این شماره هم کمی‌ جمع بندی کنم:&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ایرادات من اینها هستند:&lt;/p&gt; &lt;p&gt;الف) وجود اگر وجود نداشته باشد که دیگر وجود نیست که حالا واجب باشد یا ممکن.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ب) آفرینش یعنی از نیستی‌ به هستی‌ رساندن. علم امکان از نیستی‌ به هستی‌ شدن را رد می‌کند. پس آفرینش با علم تناقض دارد. پس آفرینش و وجود آفریننده منطقی‌ نیست چون مبنی علمی‌ ندارد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ج) اصل علیت جهان شمول نیست، چرا که در مورد ذرات اصلیت خود را از دست میدهد. (این مورد بیشتر در رد برهان علیت است که خواهی‌ نخواهی در برهان شما هم مطرح است).&lt;/p&gt;&lt;p&gt;-------------------------&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;[*] &lt;/span&gt;&lt;b&gt;قانون پایستگی انرژی&lt;/b&gt; می‌گوید که مقدار &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C" title="انرژی"&gt;انرژی&lt;/a&gt; در یک سیستم تک‌افتاده (ایزوله، منزوی) ثابت می‌ماند. پیامد این قانون این است که انرژی از بین نمی‌رود و به وجود نمی‌آید. تنها چیزی که در سیستم تک‌افتاده رخ می‌دهد، تبدیل شکل انرژی است؛ مثلاً &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C_%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4%DB%8C" title="انرژی جنبشی"&gt;انرژی جنبشی&lt;/a&gt; به &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C_%DA%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1" class="new" title="انرژی گرمایی (صفحه وجود ندارد)"&gt;انرژی گرمایی&lt;/a&gt; تبدیل می‌شود. از آن‌جا که در نظریهٔ &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D8%B5" title="نسبیت خاص"&gt;نسبیت خاص&lt;/a&gt; انرژی و &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B1%D9%85_%28%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%29" title="جرم (کمیت)" class="mw-redirect"&gt;جرم&lt;/a&gt; به هم وابسته‌اند، پایستگی انرژی در حالت کلی می‌گوید که مجموع انرژی و جرم یک سیستم تک‌افتاده پایسته است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Conservation_of_energy#The_first_law_of_thermodynamics"&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-613615550493214099?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/613615550493214099/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=613615550493214099&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/613615550493214099'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/613615550493214099'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='گفتگو با دوستی‌ مسلمان، قسمت پنجم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-4722980274856200538</id><published>2009-09-15T07:03:00.000-07:00</published><updated>2009-09-22T09:16:08.944-07:00</updated><title type='text'>گفتگو با دوستی مسلمان درباره خدا, قسمت چهارم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;dl id="comments-block"&gt;&lt;dd style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;a href="http://antimajus.blogfa.com/" rel="nofollow" onclick="window.open(this.href);return false;"&gt;مسلمان ایرانی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;  گفت...&lt;/dd&gt;&lt;dd style="text-align: right;"&gt;&lt;p&gt;سلام. کوروش گرامی، البته من از مدتها پیش از انتخابات پاسخ شما را داده بودم ولی امیدوارم اینبار کمی سریعتر پاسخم را بدهید. با سپاس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;0) دوست عزیز بدبختانه شما همچنان بین امکان و احتمال فرقی قائل نیستید. ببینید ما از ابتدا تعاریف خود را آوردیم و بر پایه تعاریف ابتدایی استدلال کردیم. امکان مورد نظر ما امکان خاص بود. ما در مورد &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ممکن خاص بحث داریم یعنی چیزی که از نیستی به هستی رسیده است و ممکن است از دوباره نیست شود.&lt;/span&gt; بدون شک ممکن الوجود با محتمل الوجود فرق دارد. لطفا این تفاوت را در بحث لحاظ کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1) ما استدلال خویش را اقامه کردهد ایم و الان هم داریم پیرامونش سخن میگوییم، پس اینکه هر بار سعی کنید توپ را به زمین ما بیندازید سودی ندارد.&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; اساساً اینجا شما مدعی هستید نه من.&lt;/span&gt; من دارم با شما بحث میکنم بر سر اینکه اگر واجب الوجود نباشد، جهانی نیست؛ خب شما هم اگر میتوانید ثابت کنید اگر تکشاخ جهانی نیست یا به هر طریقی ثابت کنید نبودنش محال است. من استدلالم را بیان کرده ام شما اگر میتوانید با استدلال من ثابت کنید که نبودن تک شاخ محال است، خب این کار را بکنید، فقط کافی است که سلسله علل باید الزاما به یک تکشاخ ختم شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینکه نبود خدا محال است صدالبته بحث جاری بین من و شماست، گرامی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3) دوست عزیز،&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; اینکه هر چه از نیستی به هستی رسیده است(=ممکن الوجود) برای به وجود رسیدنش نیاز به یک بوجودآورنده(=علت) دارد، که یک امر بدیهی است.&lt;/span&gt; اما علت از دو حال خارج نیست یا خودش واجب الوجود است(که اگر اینطور باشد جایی برای بحث نیست زیرا وجود خدا را پذیرفته شده است) یا ممکن الوجوده که بخاطر اینکه از نیستی به هستی رسیده است، باز نیاز به یک بوجودآورنده دارد... حال سلسله علل به وجود میاید، و از آنجایی که تسلسل و دور در علل باطل است، &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;باید این سلسله به جایی ختم شود، یعنی یک وجود باشد که نیاز به علت ندارد&lt;/span&gt; و خب چنین وجودی از آنجا که بدون داشتن علت هست، واجب الوجود است. پس مشخص است هر ممکن الوجودی هر چه دارد از واجب الوجود است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به زبان دیگر واجب الوجود یعنی وقتی که ذاتش را در نظر بگیرید وجودش ضروری میشود وقتی اینطور باشد یعنی چند خصوصیت باید داشته باشد از جمله اینکه جزء نداشته باشد چون اگر جزء داشته باشد برای بودن باید جزئش هم باشد تا تحقق پیدا کند پس ذاتش برای بودن کافی نیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4)خیر دوست عزیز، برهان علیت را اگر قبول داشتید که مشکل حل بود، اصل علیت را گفتم. یعنی&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; اگر چیزی از نیستی به هستی برسد، نیاز به بوجود آورنده دارد.&lt;/span&gt; شما اگر خدای نکرده تمام بدنتان جوشهای چرکی بزند&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;"&gt;*&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;، خیال نخواهید کرد که این جوشها بدون هیچ عامل و به وجود آورنده ای روی پوست شما سبز شده اند، اگر شما منکر اصل علیت باشید، قاعدتا هر درد و بیماری هم که پیدا میکنید نباید آنرا به عامل بیماری و میکروب و ویروس نسبت دهید. آیا چنین هستید؟؟؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فقط خواهش میکنم، که بین علت در بحث ما به معنای بوجودآورنده(creator) و علت در خارج از این بحث به مفهوم دلیل(reason) فرق قائل شوید. منظور ما از علت، دلیل نیست.&lt;/p&gt;&lt;/dd&gt;&lt;dd style="text-align: right;"&gt;&lt;p&gt;5) ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7) من را محکوم مغالطۀ جنگ شخصی کردید که به هیچ وجه وارد نیست. بنده روش نقد این فرد را نقد کردم و گفتم بدون علم نقد میکند؛ اگر خود فرد و بیخدا بودنش یا سوابقش را وسط میکشیدم میشد اسمش را جنگ شخصی گذاشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8) گویا شما مفهوم توسل به جهل را متوجه نشده اید که من را محکوم به سفسطه میکنید. بله عدم قطعیت یک نادانی نیست، من چنین ادعایی نکردم بلکه گفتم &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اینکه ما بر پایه عدم قطعیت بگویم علتی در کار نیست، میشود مغالطه توسل به جهل، کلامی درست است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری این بحث نیازی به این مباحث ندارد، زیرا عدم قطعیت هایزنبرگ به برهان ما ارتباطی ندارم و وسط کشیدن آن توسط داوکینز و سایر بیخدایان نمونه بارز مغالطه پهلوان پنبه است، یعنی چیزی که ما نمیگوییم را به ما نسبت میدهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9)&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; عدم قطعیت هایزنبرگ ابدا نمیگوید در لزوم وجود بوجودآوردنده برای چیزی که از نیستی به هستی میرسد رسیده است، قطعیت وجود ندارد. اگر هایزنبرگ همچین حرفی زده است، به بنده رفرنس بدهید تا بدانم.&lt;/span&gt; اساسا عدم قطعیت هایزنبرک ارتباطی به نظام علی و معلولی ندارد و امثال داوکینز و غیره، سعی میکنند با وسط کشیدنش، رنگ لئاب علمی به سخنانشان بدهند. عدم قطعیت هایزنبرگ یک بحث در حوزۀ فیزیک جدید است ولی برخی میخواهند آنرا به همه چیز بکشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد طرح مجدد برهان امکان و وجوب در بندهای فوق تقریبا یکبار دیگر برهان را اقامه کردیم. فقط لطفا از خاطر نبرید که ممکن الوجود که میگوییم با محتمل الوجود فرق دارد. علتی که ما در موردش حرف میزنیم هم به معنای بوجودآورنده است نه دلیل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به امید ظهور&lt;/p&gt;&lt;/dd&gt;&lt;dt&gt;////////////////////////////&lt;/dt&gt;&lt;dd&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 153); font-weight: bold;"&gt;کوروش ميگويد:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;با سلام&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;0) به گمان من شما در تعريف ها کمی گم شده اید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;"&gt;*&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;. به متن بپردازيم تا این ادعای من عيان شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;ممکن خاصی که شما تعريف ميکنيد از نيستی به هستی رسيده. من چنين تعريفی را مصداق هيچيک از موجوداتی که  ميشناسم نميبينم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;هر آنچه موجود است مجموعه ای از جرم و انرژی است. جرم و انرژی از هيچ بوجود نميايند و نيست نميشوند, بلکه دگرگون ميشوند يا به يکديگر تبديل ميشوند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;1) در این بحث شما ميخواهيد ثابت کنيد خدا وجود دارد, &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;پس شما مدعی هستيد نه من&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;اینکه داريد سعی ميکنيد که ثابت کنيد نبود خدا محال است درست: پس به بحث بپردازيم.&lt;/span&gt;&lt;/dd&gt;&lt;dd style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;(شماره بندی شما را اصلاح نکردم تا مطالب جابجا نشوند)&lt;br /&gt;3) گرامی, اینکه &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;"هرچیز از نيستی به هستی رسيده است برای بوجود رسيدن نياز به يک بوجود آورنده دارد"&lt;/span&gt; بديهی نيست.&lt;br /&gt;اولين و بزرگترين دليل بديهی نبودن این مطلب آن است مدعی بايد ثابت کند چيزی (يا هرچيز) از نيستی به هستی رسيده.&lt;br /&gt;تا امروز که علم ثابت کرده چنين چيزی نيست: هيچ چيز از نيستی به هستی نرسيده. قانون ثبات جرم و انرژی را که به خاطر داريد!&lt;br /&gt;دومين ایراد این مطلب آنست که, حتی اگر این مطلب را بپذيريم, واجب الوجود بيدليل از این قائده مستثنی ميشود.&lt;br /&gt;شايد بگوييد تسلسل ایجاد ميشود. اگر ميتوانيد بپذيريد که وجودی ميتواند باشد که نياز به علت ندارد, پس به تناقض با گزاره اول ميرسيد.&lt;br /&gt;به تسلسل باز هم خواهم پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;/dd&gt;&lt;dd style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;4) در این مطلب مشکل تعريفی که به آن اشاره کردم مشهود است. اول به اصل عليت بپردازم:&lt;br /&gt;اين امر كه هر حادثه معلول علتى است در فيزيك كلاسيك بدين صورت تعبير مى شد كه در صورت فهم و علم به حالت فعلى يك سيستم قادر به پيش بينى آينده آن خواهيم بود. منظور از فهم در اين تعبير، تعيين و اندازه گيرى دقيق تمامى كميت هاى سيستم در زمان حال بود. از آنجايى كه سيستم هاى فيزيكى از قوانين تغييرناپذير على پيروى مى كنند، رفتار آنها در آينده نيز تابع اين قوانين و به عبارت ديگر تابع حالت فعلى آنها خواهد بود؛ بنابراين صرف تعيين مقادير مربوط به حالت فعلى آنها، كافيست تا با استفاده از قوانين فيزيكى آينده آنها را پيش بينى كنيم.&lt;/dd&gt;&lt;dd style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;حالا مشکل شما در اینجاست که اولاً "از نيستی به هستی رسيدن" چيزی را بحث ميکنيد. که این از نگر علم, بلاخص فيزيک کلاسيک که از اصل عليتش سخن ميگوييد مردود است.&lt;br /&gt;مشکل تعريف شما در مثالتان نمايان ميشود: جوش روی بدن من از هيچ بوجود نميايد. جوش از جمع شدن چرک در زير پوست  که در اثر مرگ ميکروبها و سلول ها بوجود آمده پديد ميايد.&lt;br /&gt;سلولها که در بدن بودند, ميکروبها هم وارد شدند, در فرايندی شيميايی يا فيزيولژيک دگرگون شدند و شد چرک. هر درد و بيماری هم اینگونه است.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ولی همين اصل عليت در فيزيک مدرن رد ميشود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;علت هم به آن معنی آفريننده که شما ميگوييد وجودش اثبات نشده. هرچه علت است همان دليل هاست. آفريننده ای نيست.&lt;/dd&gt;&lt;dd style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;7) در اینجا از اردشير پاينده و سستی درک او از برهان فطرت گفتيد:&lt;br /&gt;الف: اردشير برهان فطرت را نميفهمد&lt;br /&gt;ب: پس اردشير برهان امکان و وجوب را هم نميفهمد&lt;br /&gt;این ميشود سفسطه&lt;br /&gt;8) من گفتم شما سفسته توسل به مرجعيت کرديد.&lt;br /&gt;گفتيد دوست من مدرک دکتری الکترونيک دارد. او ميگويد... پس راست ميگويد. که شوربختانه اینگونه نيست. دوست گرامی شما هم دريافت درستی از عدم قطعيت ندارند.&lt;br /&gt;اگر اجازه دهيد به شما نشان دهم چگونه عدم قطعيت هايزنبرگ اصل عليت را مردود ميکند. لطفاً اصل عليت را دوباره در شماره 4 بخوانيد تا راحت تر متوجه شويد. اصل عدم قطعيت ذرات بنيادى توسط هايزنبرگ به شكل زير است: مطابق رابطه&lt;center&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;img class="tex" alt="\sigma_x \sigma_p \ge \frac{\hbar}{2}" src="http://upload.wikimedia.org/math/e/6/8/e68d148926aa65efc4aac092c4c9d88f.png" /&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt; &lt;/center&gt;اندازه گيرى دقيق مختصات (X) و اندازه حركت (P) ذره بنيادى به طور همزمان غير ممكن است. چرا كه هر كوششى در راستاى كاهش خطاى اندازه گيرى يكى از متغيرهاى فوق منجر به افزايش خطاى اندازه گيرى متغير ديگر مى شود. بدين ترتيب مختصات و اندازه حركت ذره بنيادى كمياتى هستند كه به طور همزمان غير قابل محاسبه به نظر مى رسند. يعنى &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;حالت فعلى سيستم مبهم و بنابراين آينده آن غير معين يا به عبارتى غير موجبيتى&lt;/span&gt; است. بر همين اساس دنياى ذرات بنيادى، دنيايى غير موجبيتى است و&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;  اين دنيا از روابط على تبعيت نمى كند&lt;/span&gt;.&lt;/dd&gt;&lt;dd style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;نكته قابل توجه اینست كه محدوديت موجود در اندازه گيرى همزمان كميات اندازه حركت و مختصات ذره بنيادى هيچ ربطى به شرايط تجربه نداشته و در واقع خاصيت بنيادى طبيعت مى باشد (&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;يعنی ربطی به ندانستن ما ندارد&lt;/span&gt;). اين محدوديت به هيچ وجه نقص دستگاه اندازه گيرى را نشان نمى دهد و اميدى نيست كه با پيشرفت فنون اندازه گيرى كاهش يابد يعنى تا زمانى كه قوانين مكانيك كوانتومى و به خصوص اصل عدم قطعيت آن پا بر جا باشد، اين محدوديت به طور ذاتى در طبيعت موجود است. خلاصه آن كه مطابق آنچه ذكر شد تكليف اصل عليت مطابق استدلال زير روشن مى شود:&lt;/dd&gt;&lt;dd style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;عليت يعنى قابليت پيش بينى. «كبرى»&lt;/dd&gt;&lt;dd style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;طبيعت در حوزه ذات بنيادى فاقد رفتار پيش بينى پذير است. «صغرى»&lt;/dd&gt;&lt;dd style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;نتيجه: طبيعت در حوزه ذرات بنيادى فاقد رفتار على است.&lt;/dd&gt;&lt;dt style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/dt&gt;&lt;dt style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/dt&gt;&lt;dt&gt;&lt;br /&gt;&lt;/dt&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-4722980274856200538?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/4722980274856200538/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=4722980274856200538&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/4722980274856200538'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/4722980274856200538'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/09/blog-post_15.html' title='گفتگو با دوستی مسلمان درباره خدا, قسمت چهارم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-2835555051031093664</id><published>2009-09-03T09:09:00.000-07:00</published><updated>2009-09-03T09:15:41.990-07:00</updated><title type='text'>موجی‌های سبز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;p&gt;اگر از یک کم قدیمی‌ تر‌ها بپرسید &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;موجی&lt;/span&gt; یعنی‌ چی‌، جواب میدن: بسیجی‌ که مردم آزاره و تقصیر رو میاندازه روی دوش جنگ ایران و عراق!&lt;/p&gt; &lt;p&gt;البته این روزها کم تر این اصطلاح استفاده می‌شه: اکثر بسیجی‌‌ها بچه تر از اون هستند که جنگ دیده باشند. تازه آنقدر گردنشون کلفته که دیگه نیازی نیست بهانه پیدا کنند. کافیه بگن بسیجی‌ هستند و مردم آزاری آزاد می‌شه. البته سؤ تفاهم نشه: قصد من صحبت در مورد بسیجی‌‌ها نیست.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;پدیده جدیدی که من رو به نوشتن وا داشت، پیدا شدن یک سری موجی از نوع جدید هست: &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;موجی سبز&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اول که موج سبز شروع شد همه خوشحال بودیم. آخه صحبت از تغییر بود، از فعالیت مدنی، از پرهیز از خشونت، از گل پخش کردن و از شعار بد ندادن. از راهپیمایی در سکوت و ... خیلی‌ چیز‌های خوبی‌ اتفاق افتاد: کلی‌ از تابو‌ها شکست، کلی‌ نگر مردم دنیا نسبت به ما عوض شد. خودمون به خود باوری رسیدیم... و خیلی‌‌ها قربانی شدند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اما دوباره شعار دادن‌ها شروع شد: مرگ بر.. فحش و بد و بیراه به این و اون. یکی‌ گفت احمدی نژاد رو ا.ن. صدا کنیم. خامنه‌ای رو خ.ر. گفتیم خوب... بالاخره خشم هست... نمی‌شه جلوی این چیز‌های کوچیک رو گرفت که... مردم حقشونه...&lt;/p&gt; &lt;p&gt;تا اینکه بعضی‌‌ها موجی شدند. موجی سبز . عین موجی‌های بعد از جنگ: معمولا اونهایی‌ که هیچ هزینه‌ای ندادند یا خیلی‌ کم هزینه دادند، شروع کردند به اتیکت زدن:&lt;/p&gt; &lt;p&gt;از موسوی بد نگو، انتقاد نکن، اختلاف افکنی، مزدور رژیم. از کرباسچی انتقاد نکن. حرف کشتار ۶۷ رو نزن. رفسنجانی دزد نیست، قاتل نیست با ماست. اختلاف نیانداز.. بسیجی‌ مزدور.. طنز نگو در مورد تجاوز، حق نداری بخندی با این چیز ها. چرا تو بالاترین لینک مایکل جکسون میفرستی: خائن رژیم میخواهی‌ خبرهای موج سبز گم بشن...&lt;/p&gt; &lt;p&gt;میدونید چیه؟ من فکر می‌کنم ما مردم، تا یاد نگیریم که هر کس حق داره نظر بده، هرکس حق داره از هرکس تحت هر شرایطی انتقاد کنه، هرکس هر عقیده‌ای داره اجازه ابراز داره، حتی اگر مخالف بابای من هم هست، راه به جایی‌ نمیبریم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;تا تو این مملکت موجی هست، موج سبز به هیچ جا نمیرسه.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;سبز باشین  &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-2835555051031093664?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/2835555051031093664/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=2835555051031093664&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/2835555051031093664'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/2835555051031093664'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/09/blog-post_03.html' title='موجی‌های سبز'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-3298952644722508205</id><published>2009-09-02T06:56:00.000-07:00</published><updated>2009-09-02T08:05:58.343-07:00</updated><title type='text'>گفتگو با دوستی مسلمان درباره خدا, قسمت سوم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;  &lt;span dir="ltr"&gt;&lt;a href="http://antimajus.blogfa.com/" rel="nofollow" onclick="window.open(this.href);return false;"&gt;مسلمان ایرانی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;  گفت...&lt;p&gt;سلام بر شما،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کوروش عزيز، بحث برهان امکان و وجوب بحثي فلسفي است. ما بدون شک مجبوريم از اصطلاحات مربوط به فلسفه هم استفاده کنيم. پس نبايد از به کار بردن اصطلاحات مربوط به بحث رنجيده شويد و تصور کنيد که بنده قصد پيچيده گويي دارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ضمن دوست عزيز، من به شما عرض کردم که ما در مورد امکان خاص در برهان امکان و وجوب بحث ميکنيم که برايش "احتمال وجود" را نميشود در نظر گرفت زيرا وجود دارد (گذشته از اينکه اساسا احتمال ربطي به امکان ندارد)، ولي شما همچنان امکان را احتمال فرض ميکنيد و ممکن الوجود عام را به جاي ممکن الوجود خاص در نظر ميگريد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خب برويم سراغ بحث:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1) در مورد اسب شاخدار: اگر ما اين اب شاخدار رو معدوم فرض کنيم، هيچ محالي لازم نمياد، پس وجود برايش ضروري نيست. &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;وجود فقط براي وجودِ خالص ضروري است چون اگر عدم فرضش کني محال لازم مياد&lt;/span&gt; و محالش هم اجتماع نقيضين است. از نبود اسب شاخدار چنين محالي لازم مياد؟(ثابت کنيد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر اسب شاخدار شما به فرض هدمش باعث هدم تمام عالم بشه هم، بايد جامع تمام کمالات باشه، اونوقت چطور ميتونه يک اسب باشه در حالي که کمالات انسان، شترمرغ و ... را داشته باشد؟ &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;خدا خالق است پس بايد بينهايت باشد&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2) دوست گرامي، براي اجتماع نقيضين مثال خود را به چند دوست ديگر هم نشان دادم ولي در ممتنع بودن آن تساوي ايرادي نديدند(البته گويا شما ). به هر حال شما به عنوان مثال ممتنع الوجود، "اجتماع نقيضين" را در نظر بگيريد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3) در مورد باريدن باران، خب ما اين را در مورد امکان عام گفتيم ولي بحث احتمالات نيست که در ادامه توضيح ميدهم. ولي اگر شما در وجود داشتن "بارش" مشکل داريد، بارش هم وجود دارد. باران آسمان و زمين شيء هستند، بارش هم ربط به اين معاني دارد، هست ولي ربطي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در مورد کامپيوتر شما، چيزي که وجود ذاتش نباشد، بودن برايش ضروري نيست و اگر ممکن الوجود باشد، نبودن هم برايش ضروري نيست، پس گاهي در قالب وجود ظاهر ميشه(يعني وقتي علت باشه) و گاهي نميشه(يعني وقتي علت موجود نباشه). در واقع لازم نيست که ما ثابت کنيم که وجود کامپيوتر شما صلب ميشه، ممکن است خيلي از ممکنات هرگز معدوم نشوند(بنده هم عرض کردم که "ممکن است دوباره وجود از ان صلب شود") اما اين معدوم نشدن، دال بر ممکن الوجود نبودن آنها نيست، زيرا اگر معدوم فرضشان کنيم، محال لازم نمياد؛ پس واجب الوجود نيست پس از اونجايي که وجود داره(پس با واجبه و يا ممکن)، ممکن الوجود هست.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;هر ممکني هر چه دارد از خداست و اگر مستقل از خدا در نظر بگيريمش عدم است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4) دوست عزيز ميشود بفرماييد شما اساسا اصل عليت را قبول داريد يا نه؟ اگر شما اصل عليت را قبول نداشته باشيد تمام اين بحث ما بيفايده است. عليت رو در کجا قبول داريد و در کجا جاري ميدونيدش؟ بفرماييد ملاک نياز به علت چيست؟ انکار اين اصل نه تنها برهان اثبات خدا را زير سؤال ميبرد، اصلا باب علم را ميبندد. چون استدلال بر اين اصل استوار است و برهان علت است براي حصول علم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در مورد فرمايش شما، عرض کردم که ما در مورد ممکن الوجود خاص صحبت ميکنيم. مفهوم آن در خودش است چيزي است که قبلا نبوده و حالا هست، پس يا واجب الوجود است يا ممکن الوجود، يعني يا فاقد علت است يا داراي علت، نظر به اينکه با فرض معدوم شدنش محال لازم نيست، واجب الوجود نيست پس ممکن است.(در واقع همانطور که در بحث صفات خدا اثبات خواهد شد همينکه از يک زماني به بعد بوده براي اينکه بگوييم وجودش واجب نيست کافي است)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد مثال نقض شما هم وارد نيست، شما ميفرماييد "هر آنچه از احتمال به واقعيت تبديل شود الزاماً نياز به عامل خارجي ندارد." خب ما هم ميگوييم اينطور نيست. خيلي راحت! شما ابتدا اين جمله خودتان را ثابت کنيد. هر چند حتي اگر اثبات شدني بود نيز احتمالات را نبايد بر برهان امکان و وجوب وارد دانست. خواهشا شما اين ادعاي خودتان را که نقل کردم اثبات بفرماييد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5) اينکه پرسيديد "احتمال از جمل است" يعني چه؛ ابتدا جملۀ خود را کامل مياورم تا مفهوماحتمال محدود نشود: «احتمال از جمل ميايد و در قضايا مطرح است ولي امکان در ماهيت مطرح است. ما بحث وجود را داريم.» خب پاسخ سؤال شما اينستکه: يک جمله خبري يا راست است يا دروغ يا مشکوک، اگر مشکوک باشد بحث احتمالات وسط ميايد.(جمل جمع مکسر جمله است)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوست عزيز، احتمال با نظر به آينده است ولي امکان، با نظر به ذات اشياء است. يک پديده يا ذاتا وجود است و براي موجود بودن، نياز به غير ندارد که واجب الوجود است، يا اينکه ذاتا وجود نيست و براي موجود شدن به وجود نياز دارد که ممکن الوجود است. احتمال اساسا ربطي به بحث ما ندارد. ما در امکان، به صدق و کذب کاري نداريم، به ذات شيء نگاه ميکنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6) در مورد ايراد شما بر رنگ سفيد متوجه ايراد شما نشدم. فکر کنم شما جمله بنده را دقيق نخوانديد. در ضمن رنگ سفيد داخل سطل وجود لنفسه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در اثبات، لذاته بودن خدا، صبر بفرماييد تا بحث پيش برود. اگر همراهي بفرماييد و بحث را به صورت فلسفي پيگير شويد، سعي ميکنم همگي را شرح دهم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7) اما برويم سراغ همين ايراد که بر برهان امکان و وجوب که از سوي اردشير پاينده، بازگو شده است. البته دوست عزيز بايد خدمت شما عرض کنم که اردشيرخان به کل درک صحيحي از براهين ساده مثل برهان فطرت نيز ندارد(اگر نگويم مغرضانه حقيقت را دگرگون ميکند) ايشان حتي در مورد برهان فطرت که درک آن براي هر کسي بسيار ساده است، چيزهايي را به خداباوران نسبت ميدهد که من براي اولين بار از خود او شنيدم.(پاسخ شبهاتش در مورد برهان فطرت را در وبلاگم داده ام) در مورد برهاني چون برهان امکان و وجوب نيز اين آقا هر چند صرفا يک بازگو کننده است ولي با وجود اينکه در حال نقد يک برهان 100% فلسفي است، احتمال را با امکان يکي فرض ميکند و پيش ميرود ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانطور که عرض کردم، اولين ايراد بر شبهه ايشان بحث احتمالات است که وارد کرده است. ما با امکان خاص کار داريم. پس پيرامون زماني بحث ميکنيم که الکترون با نقطه مورد نظر برخورد کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در مورد عدم قطعيت هايزنبرگ، جناب پاينده، آشکارا مرتکب سفسطه اي شده است که در علم منطق آنرا "توسل به جهل" مينامند. يعني با توسل به چيزي که امروز ما نميدانيم، نتيجه ميگيرد که دانستنش ممکن نيست!! بنده خودم به شخصه در مورد اين شبهه تحقيق کردم و از يک نفر که داراي مدرک "دکترا" از رشته مهندسي الکترونيک بود پرسيدم. ايشان به بنده گفتند که "اين عدم قطعيت بخاطر نقص دانش امروز ماست و ممکن است فردا ما دقيقا بتوانيم تشخيص دهيم که چرا الکترون به نقطه مورد نظر خورده است. کوروش عزيز، اگر حتي علم ما هرگز به جايي نرسد که بتوانيم علت اينکه چرا دقيقا الکترون به فلان نقطه از پرده اصابت نموده است، را بفهميم، اين که ما نتوانستيم علت را بفهميم، دليل نميشود که بگوييم که علت ندارد و فقط ميتوان گفت "علت را نميدانيم". ما نبايد دانش ناقص خود را دانش مطلق فرض کنيم که وقتي علت چيزي را نفهميديم، بگوييم "علتي در کار نيست"!! يادمان باشد که دانش بشر هميشه نسبت به آينده ناقص است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شايد بخواهيد بنده را متقابلا به توسل به جهل محکوم کنيد، ولي من در صورتي محکوم به "توسل به جهل" بودم که بگويم از آنجا که ما علت را نميشناسيم و علم ما ناقص است علتي هست؛ ولي بنده ميگويم: "علت با دانش روز مشخص نيست" که اين با اصل عدم قطعيت سازگار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر حال ايراد جناب اردشير پاينده، نظر به اينکه نتوانسته است ادعاي فاقد علت بودن يک ممکن الوجود اثبات کند، وارد نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موفق باشيد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);"&gt;.....................................................................&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);"&gt;کوروش ميگويد:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;گرامی, تأخير مرا در پاسخ ببخشيد. این چند وقت ایران آنچنان آشفته بازاری هست که دل و دماغ برای بحث نميگذارد.&lt;br /&gt;به پاسخ بپردازيم. سعی ميکنم کمی بحث را جمع کنم. شما هم کمک کنيد که از شاخه به شاخه نپريم:&lt;br /&gt;1) در اینجا ميگوييد که اگر اسب شاخدار را معدوم فرض کنيم, هيچ محالی لازم نميايد. من قبول دارم و همين ایراد را از خدا ميگيرم:&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;شما بايد ثابت کنيد عدم خدا محال است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;3) دوباره در این قسمت قبل از هرگونه اثباتی نتيجه گيری ميکنيد که این سفسته است. با تکرار يک گزاره, آن گزاره درست نميشود.&lt;br /&gt;شما هنوز نميتوانيد بگوييد هر ممکنی هرچه دارد از خداست.... اصلاً سخن بر سر اثبات همین است!!&lt;br /&gt;4) منظور شما از اصل عليت چيست؟ همان برهان عليت را ميگوييد؟ خير قبول ندارم. اگر داشتم که با شما در مورد برهان امکان و وجوب بحث نميکردم.&lt;br /&gt;برای اثبات اینکه هرچيزی از احتمال به واقعيت تبديل شود الزاماً نياز به عامل خارجی ندارد, من کافی بود مثال نقض بياورم که آوردم.&lt;br /&gt;مثل این است که من ادعا کنم: همه چيز آبی رنگ نيست. برای اثبات کافيست يک شئ قرمز رنگ به شما نشان دهم. همين.&lt;br /&gt;5) در این مورد کاملاً با شما مخالفم. يک جمله خبری (گزاره) يا درست است يا نادرست. ممکن است کيفيت آن را ندانيم, ولی از این دو حال خارج نيست.&lt;br /&gt;در ضمن این ربطی به بحث ما ندارد و لطفاً به آن نپردازيد.&lt;br /&gt;7) این قسمت را با سسفته حمله شخصی شروع کرديد که پاسخی به آن نميدهم.&lt;br /&gt;در ادامه ميگویيد توصل به جهل کرده. اشتباه ميگوييد. از سفسته مرجعيت شما که بگذريم, به دوست خود يادآور شويد که&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;عدم قطعيت هايزنبرگ نادانی نيست, يک تئورم است&lt;/span&gt; چون با محاسبات ثابت شده.&lt;br /&gt;پس کل استدلال شما در رد این مثال باطل است.&lt;br /&gt;پيشنهاد ميکنم دوباره برهان خود را از اول تا آخر بگوييد تا هم رشته گفتار گم نشود و هم خلاصه ای بشود برای خواننده.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-3298952644722508205?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/3298952644722508205/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=3298952644722508205&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/3298952644722508205'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/3298952644722508205'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/09/blog-post.html' title='گفتگو با دوستی مسلمان درباره خدا, قسمت سوم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-7873452639818552330</id><published>2009-08-31T05:44:00.000-07:00</published><updated>2009-08-31T05:46:26.553-07:00</updated><title type='text'>نگاهي به سوره‌ زنان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;  &lt;div class="Section1"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin: 0cm 42.5pt 0.0001pt 1cm; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 18pt; font-family: &amp;quot;Siavash Mazar&amp;quot;; color: rgb(51, 51, 153);" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Arial; color: rgb(51, 51, 153);" lang="AR-SA"&gt;نادره افشاري ـ آلمان &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin: 0cm 42.5pt 0.0001pt 1cm; text-align: justify; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 9pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;a href="mailto:NaderehAfshari@gmx.de"&gt;NaderehAfshari@gmx.de&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Husseini Mazar&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin: 0cm 42.5pt 0.0001pt 1cm; text-align: justify; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Husseini Mazar&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;سوره‌ي نساء يكي از معدود سوره‌هاي قرآن است كه در متنِ آن در رابطه با «حقوق» زنان سخن رفته است. عبدالحميد آيتي يكي از بي‌شمار مترجمين قرآن به زبان فارسي كه ترجمه‌ي قرآن چاپ 1379 او را در دست دارم [بجز ترجمه‌ي سنتي الهي قمشه‌اي] در زيرنويس اول ترجمه‌ي كتاب [صفحه‌ي 77] نوشته است: «در اين سوره از &lt;u&gt;حقوق زنان&lt;/u&gt; سخن رفته است؛ به همين سبب النساء (= زنان) نام گرفته است. 176 آيه دارد و در مدينه نازل شده است.» اين سوره چهارمين سوره‌ي قرآن هم هست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;سوره با «ترس» از خداوند آغاز مي‌شود. ترسي كه يكي از پايه‌هاي اساسي استمرار حكومت اين دين در ذهن توده‌هاي مردم است. در ادامه‌ي اين ايجاد وحشت، نويسنده‌ يا انشاكننده‌ي كتاب تاكيد دارد كه خداوند «شما را از يك تن بيافريد، و از آن يك تن، همسر او را و از آن دو، مردان و زنان بسيار پديد آورد.» در اين‌جا باز هم انشا كننده‌ي كتاب [يا خدا] از ترس و ترساندن سخن مي‌گويد و اين كه خود [خدا] همواره و هميشه «مراقب شماست.» در زيرنويس همين صفحه در رابطه با آن بخش از آيه‌ي شماره‌ي يك كه اشاره‌ به آفريده شدن همه‌ي انسان‌ها از يك تن واحد دارد، يادآوري مي‌كند كه «خداوند، حوا را از پهلوي آدم، يا آنچه از گل او افزون آمد، آفريده است.» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;ترجمه‌ي آيه‌ي شماره‌ي&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;3 هم، چنين آغاز مي‌شود: «اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو دو، سه سه، و چهار چهار به نكاح درآوريد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;» البته مشخص نيست چرا كساني كه نمي‌توانند در كار يتيمان عدالت ورزند، اين اجازه را دارند كه «از زنان هر چه را پسندشان افتد، دو دو، سه سه، و چهار چهار به نكاح درآورند؟!» و لابد در مورد ايشان هم عدالت به كار نبرند!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;تاكيد بر دو دو، سه سه و چهار چهار هم مشخص نيست. به همين دليل بهتر است كه داستان دو دو، سه سه و چهار چهار را به حساب بي‌خبري‌مان از ادبيات كلاسيك عرب&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بگذاريم و درباره‌اش سخني نگوييم. اما آنچه در اين جمله‌ي دو بخشي توجه را جلب مي‌كند، ارتباط نداشتن دو بخش به هم پيوسته‌ي جمله است. به بياني ديگر با كمي دقت مي‌توان به اين نتيجه‌ي رضايت‌بخش رسيد كه دو دو، سه سه و چهار چهار زن گرفتن، جايزه‌اي است كه اللهِ اين جماعت، براي مرداني در نظر گرفته است كه نمي‌توانند در كار يتيمان عدالت بورزند؛ مي‌ترسند، و مشخصا بر ضعف و ناتواني‌شان براي عدالت به خرج دادن آگاهي دارند. سواي نامفهوم بودن و بي‌ارتباط بودن اين دو بخش از آيه [براساس تبيين و تاكيد مترجم] مي‌توان به اين جمع‌بندي رسيد كه اولين بخش از حقوق زنان از زبان الله اين است كه افتخار دارند دو دو،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;سه سه و چهار چهار به حصن يك مرد آيند؛ حتا مرداني كه در كار يتيمان عدالتي به خرج نمي‌دهند. اين اولين «حقِ» زنان در سوره‌ي نساء [زنان] است!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;مترجم در زيرنويس بعدي در همان صفحه، لابد براي اين كه زهر عوضي فهميدن‌ها را بگيرد، شايد هم براي شيرفهم‌تر كردن دستورات الله در رابطه با حقوق «حقه‌ي زنان» تاكيد مي‌فرمايدكه: «در باره‌ي اين آيه در تفسيرها بسيار سخن گفته‌اند. يك وجه آن اين است كه هم‌چنان كه بايد در كار يتيمان راه عدالت پيش گيريد، در كار زنان نيز راه عدالت پيش گيريد. و به شيوه‌ي جاهليت بي حساب زن مگيريد. «يا هرچه مالك آن شويد» &lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;زنان اسير يا كنيزان.» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;با اين تاكيد معلوم مي‌شود كه مفسرين بسياري در اين باره سخن‌ها گفته‌ و در توجيه و تاويل اين بخش از آيه‌ي سوم سوره‌ي نساء كاغذها سياه كرده‌اند. به بياني ديگر كوشيده‌اند تا اين حكم الله را اين گونه تاويل فرمايند كه در جاهليت، اعراب بي‌حساب زن مي‌گرفته‌اند و حكم دو دو، سه سه و چهار چهار در نهايت تعديلي در حقوق مردان و ارتقاي كيفي حقوقي زنان شمرده مي‌شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در تفاسير قرآني هم در باره‌ي «هرچه مالك آن شويد» بسيار سخن گفته‌اند و چون يكي از بحث‌هاي شيرين و دلپذير براي علما و مفسرين اسلامي است، حتما بخش بزرگي از تفاسير مذهبي را به خود اختصاص داده است. در اين بررسي، كار من نه وجه تفسيري اين آيه و در نهايت وضع زنان در اين كتاب كه بحث حقوقي اين داستان است. به همان مفهومي كه مترجم [عبدالحميد آيتي] در تفسير اطلاق نام «النساء» به اين سوره يادآوري كرده است: «حقوق زنان»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;من در كتاب «خشونت، زنان و اسلام» در يك تصوير فوري از عدم وجود تعدد زوجات به اين كيفيت در همان جوامع اعراب جاهلي ياد كرده‌ام و نشان داده‌ام كه اين تفسير، نوعي دروغ تاريخي است و اعراب در عموميت خود اين امكان را نداشته‌اند كه چندين زن داشته باشند. حتا متمكين مكه از قبيل ابوسفيان و عثمان و ديگران هم در دوران جاهليت حرمسرا نداشته‌اند؛ يا ما چنين خزعبلاتي را از زبان تاريخ نخوانده‌ و نشنيده‌ايم! بنابراين حكم دو دو، سه سه و چهارچهار اجازه‌نامه‌ي تازه‌ و رسمي‌اي بوده است كه بعدها علماي اسلام از آن استفاده‌ها كرده‌اند و با اتكا به آن، زنجيرهاي مضاعفي را بر دست و پاي زنان و دختران مسلمان و غيرمسلمان [آنچه كه مالك شده‌اند] بسته‌اند. اگر هم فرض كنيم كه اين حكم در رابطه با پادشاهان ايران بوده است كه چند صد همسر داشته‌اند، چون چنين پديده‌اي [چند همسري بي‌رويه] حكم كلي نمي‌توانسته است باشد؛ پس پرداختن به آن در يك كتاب «آسماني» عمومي زير عنوان «حقوق عموم زنان» موضوعيت ندارد؛ چرا كه براي عامه‌ي مردم، چه در ايران و چه عربستان و ديگر پهنه‌هاي بعدها به تصرف درآمده‌ي اعراب، چند همسري، دقيقا رابطه‌ي مشخصي با حاكميت و قدرت داشته است، و بنابراين از حيطه‌ي امكان عمومي توده‌ها خارج بوده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در آيه‌ي شماره‌ي 7 آمده است: «از هرچه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مي‌گذارند، مردان را نصيبي است. و از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مي‌گذارند، چه اندك و چه بسيار، زنان را «نيز» نصيبي است. نصيبي معين.» شيوه‌ي بيان نصيب معين زنان از ميراث پدر و مادر و خويشاوندان از دست رفته، گواهي بسيار ساده است بر اين‌كه اين «نصيب معين» كه الزاما در بخش‌هاي ديگر كتاب هم انشا شده است، با نصيب غيرمعين مردان، تفاوتي كيفي دارد. و زنان بايد بر سقف و ميزان معين حقشان در اين رابطه كاملا آگاه و راضي باشند؛ چرا كه اين نوع تقسيم‌بندي اساسا بر اساس فرمان خلل ناپذير الله انشا شده است و تفسير و تجديدنظرهاي عرفي را اساسا در آن راهي نيست! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در آيه‌ي 11 «خداوند درباره‌ي فرزندانتان به شما سفارش مي‌كند كه سهم پسر برابر دو سهم دختر است. و اگر دختر باشند و بيش از دو تن، دو/سوم ميراث از آن‌هاست. و اگر يك دختر بود، نصف برد. و اگرمرده را فرزندي باشد، هريك از پدر و مادر يك ششم ميراث را برد. و اگر فرزندي نداشته باشد، و ميراث‌بران تنها پدر و مادر باشند، مادر يك/سوم دارايي را برد. اما اگر برادران داشته باشد، سهم مادر، پس از انجام وصيتي كه كرده و پرداخت وام او يك/ششم باشد. و شما نمي‌دانيد كه از پدران و پسرانتان كدام‌يك شما را سودمندتر است. اين‌ها حكم خداست كه خدا دانا و حكيم است.» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;با تمام نامفهوم بودن ترجمه‌ي جناب آيتي، اين داستان ساده را مي‌توان از ترجمه و خود آيه، به روشني درك كرد كه ميزان تقسيم ثروت بين ميراث بران، تنها بر اساس جنسيت ايشان است؛ چه اين ديگران [زنان] مادر، خواهر، همسر، يا دختران فرد مرده باشند. براي تاكيد بر خلل ناپذير بودن اين حكم هم در انتهاي آيه بر اين كه اين «حكم، حكم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;خداست و خدا دانا و حكيم است» هم تاكيد شده است. اين جا ديگر زير نويسي در كار نيست تا بر نصف‌الارث بودن زنان تاكيد شده باشد؛ چرا كه حتما تا سال 1379خورشيدي كه اين ترجمه به چاپخانه برده شده است، اين حكم كلي جا افتاده و به قوانين حقوقي كشورهاي اسلامي راه يافته است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;علي شريعتي، تئوريسيني كه در توجيه و تاويل اين قبيل تبعيض‌هاي اسلامي، به حق شايسته‌ي عنوان استادي بر ديگر تئوريسين‌هاي بيچاره‌اي از سنخ شيخ مرتضي مطهري و ديگران است، در اين دو مورد خاص [ارث و تعدد زوجات] تفسير و تاويل‌هاي جالبي دارد. يكي اين كه مي‌فرمايد: در ميان اعراب همين حقوق نصفه/نيمه هم اساسا وجود نداشت و پيامبر با اين كار، در واقع حقوقي براي زنان قائل شده است كه در جاهليت، زنان عرب از آن به كلي محروم بودند و اگر كل ارث و ميراثي كه زنان از مردان و مردگان دور و برشان مي‌برند، جمع و تفريق كنيم، سهمشان بيشتر از سهم مردانشان مي‌شود. من البته با اين كه در رشته‌ي رياضي دوره‌ي دبيرستان را به پايان برده‌ام، و دروسي هم كه در دانشگاه به آن علاوه كرده‌ام، حتا با كمك ماشين حساب و اينترنت و فرمول‌هاي جبر و مثلثات و حساب و هندسه و ديگر مباحث نظري و عملي نفهميدم چگونه مي‌شود زنان همه جا نصف سهم‌الارث را ببرند، ولي در كل، جمع سهم الارثشان بيشتر از سهم ‌الارث دوبله‌ي مردان باشد. خود حضرت شريعتي هم در اين رابطه توضيحي ندارد و با طرح يك شعار و بدون ورود به بحث حقوقي قضيه، مساله را درز مي‌گيرد. در واقع&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جنابش در يك جمله‌ي ساده، اين مساله‌ي حقوقي پيچيده را مي‌بندد و به شعار «عدالت اسلامي در همه‌ي زمينه‌ها» بسنده كرده، خود و پيروان مسلمانش را از عذاب تحقيق و تفحص در چند و چون قضيه راحت مي‌فرمايد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در رابطه با تعدد زوجات هم بر همين نظر عبدالحميد آيتي ـ منتها با جملاتي شسته/رفته‌تر ـ تاكيد مي‌كند كه: مردان در جاهليت هزارها زن مي‌گرفته‌اند [كدام مردان] و پيامبر آمده است و اين بي‌نهايتٍ باز را به يك بي‌نهايتٍ بسته‌ي دو دو، سه سه و چهارچهار و هر آنچه كه مالكش شويد و&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;هرچقدر كه در ازدواج موقت بخواهيد، و از كنيزان و اسيران &lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;حق مردان مسلمان را تقليل داده است! اساس برهان‌هاي قاطع اين توجيه كننده‌ي قوانين مادون قرون وسطايي اسلامي هم اين است كه: در اين دايره‌ي بسته، آزادي زنان و حقوق عادلانه‌ي ايشان، تنها در كنف حمايت متوليان دين عدالت گستر اسلام امكان تحقق دارد و نه هيچ جاي ديگري!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در آيه‌ي شماره‌ي 12 هم همچنان بر قانون نصف‌الارث بودن زنان، در رابطه‌هاي متفاوت وارث و مورث تاكيد شده است. و باز هم در انتهاي آيه:&lt;span style=""&gt;       &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;اين اندرزي است از خدا به شما و خدا دانا و بردبار است.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در آيه‌ي بعد (ش13) هم براي دو قبضه كردن اين احكام آمده است كه: &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;«اين‌ها احكام خداست. هركس از خدا و پيامبرش فرمان برد، او را به بهشت‌هايي كه در آن نهرها جاري است، در آورد و همواره در آنجا خواهد بود و اين كاميابي بزرگي است.» به بياني ديگر جايزه‌اي هم براي كساني كه اين احكام الهي را مجري مي‌دارند، مقرر شده است و آن بهشت‌هايي است با نهرهايي كه در آن جاري است و&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;… &lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در آيه‌ي بعد (ش14): «و هر كه از خدا و رسولش فرمان نبرد و از احكام او تجاوز كند، او را داخل آتش كند و همواره در آنجا خواهند بود و براي اوست عذابي خوار كننده.» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;اما جالب‌ترين بخش اين سوره، در رابطه با زناني است كه به كنترل جنسي/ديني مردانه تن نداده‌اند و براساس خواست و تمايل خودشان، با مردي رابطه برقرار كرده‌اند.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;لفظ «فحشا» كه در زبان فارسي هم بسيار از آن استفاده مي‌شود، بيشتر در رابطه با زناني است كه به رابطه‌اي خارج از اين نوع ازدواج‌ها تن داده‌اند. به اين معني كه مردان مسلمان حق دارند از هر زني كه ايشان را خوش آمد، دو دو، سه سه و چهار چهار و يا هر كه را كه مالك شدند، هم‌چنين از كنيزان و اسيران هر كه را كه خواستند و توانستند به بسترشان بكشانند، اما براي زنان هر گونه ارتباطي خارج از اين قوانين مردانه، حكم فحشا و فساد را دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;«و از زنان شما آنان كه مرتكب فحشا مي‌شوند، از چهار تن از خودتان [يعني چهار مرد] بر ضد آن‌ها شهادت بخواهيد. اگر شهادت دادند زنان را در خانه محبوس داريد تا مرگشان فرا رسد يا خدا راهي پيش پايشان نهد.» (ش15) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;اين البته از رقيق‌ترين نوع تنبيهات ديني/مردانه‌اي است كه براي زناني كه به «فحشا» متهم مي‌شوند، و اتهامشان هم با چهار شاهد مرد، دو قبضه جرم تلقي مي‌شود، مقرر شده است. مشخص هم نيست كه چنين زناني چگونه جرات مي‌كنند در برابر چشمان باز و دهان‌هاي باز مانده‌ي اين گونه مردان، تا آخر قضيه‌ي رابطه‌شان را به تماشا بگذارند، تا جماعت چهارنفره‌ي شاهدان بعدها به محكمه بروند و مشاهداتشان را در محكمه‌هاي شرع مقدس گواهي بدهند؟! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;تاسف انگيز اين‌كه در سوره‌هاي ديگر قرآن، غلظت اين تنبيهات بالاتر و بالاتر مي‌رود، تا جايي كه به مرحله‌ي سنگسار مي‌بالد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در اين سوره اما به آزردن دو تني كه مرتكب «فحشا» شده‌اند، بسنده شده است. اما اگر مكانيزم فرمان‌هاي حقوقي قرآن را بشناسيم، خواهيم ديد كه اين‌گونه تاكيد بر «آزار اين زنان» در مراحل ديگر انشاي اين كتاب، به همان سنگسار باليده و تائيد و تحكيم شده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;«و آن دو تن را كه مرتكب آن عمل شده‌اند، بيازاريد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;» (آيه‌ي شماره‌ي16)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;لازم به توضيح است كه بخش بعدي اين آيه كه «چون توبه كنند و به صلاح آيند، از آزارشان دست برداريد&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;» به بخش منسوخ اين كتاب تبديل شده است و متهمين به خروج از دايره‌ي كنترل جنسي [زنان] نهايتا تنها ميدان سنگسار را انتظار خواهند كشيد!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در آيه‌ي شماره‌ي 24 حكم «غريبي» ثبت شده است كه زمينه‌ي عملي بيشتر تجاوزات جنسي‌اي است كه مردان مسلمان در يورش به ديگر سرزمين‌ها از آن الهام گرفته‌اند: «و نيز زنان شوهردار بر شما حرام شده‌اند؛ مگر آن‌ها كه به تصرف شما درآمده‌اند.» اين حكم، يكي از حكم‌هايي بوده است كه زنان كشورهاي غيرمسلمان را به عنوان غنيمت جنگي ـ حتا زنان شوهردار را ـ نصيب دلپذيري براي مجاهدين و غازيان جنگ مي‌كرده است. توجه بكنيم كه جريان موسوم به طالبان نيز در كشور افغانستان، با تكيه به همين آيه و آياتي نظير آن، هرگونه تجاوزي را به زنان مسلمان كشور افغانستان حلال و حق اسلامي خود مي‌شمرده‌اند. در جنگ بين ايران و عراق هم ـ هر چند كه حكومت اسلامي از افشاي علني اين داستان بيم دارد ـ زنان ايراني بسياري در مناطقي كه چندي تحت سلطه‌ي نيروهاي عراقي بود، مورد تجاوز و «تصرف» قرار گرفته‌اند. خيلي از ايشان هم بادار شده‌اند، كه عمال حكومتي براي پاك كردن اين ردپاي اسلامي، فرزندان «دورگه‌»ي اين زنان مسلمان ايراني را پس از پاكسازي منطقه، تحت عنوان حرام زاده سر به نيست كرده‌اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;همين داستان را ما در تراژدي هولناك‌تري در زندان‌هاي حكومت اسلامي هم به جان تجربه كرده‌ايم كه زنان ايراني ـ با هر باوري ـ در هر بازجويي، بينمازي يك پاسدار اسلامي جيره‌اش است. شيخ حسين‌علي منتظري هم در زندگي‌نامه‌اش و در نامه‌هايي كه به محضر مبارك امام جماران نگاشته است، به نوعي به اين نوع «تصرفات» بر زنان زنداني اذعان دارد! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;كارگزاران حكومت اسلامي در زندان‌ها فرزندان اين زنان را پس از اين كه در شرايط اسفناكي در زندان به دنيا مي‌آمده‌اند، سر به نيست مي‌‌كرده‌اند. در واقع اين زنان مسلمان هم كه از خانه‌هاشان و در كشور خودشان دزديده شده، و به زندان‌ها كشانده مي‌شوند ـ هم ـ مشمول همان قانون اسلامي «هر چه را كه مالك آن مي‌شويد؛ حتا زنان شوهردار» هستند! داستان تجاوز به دختران باكره هم در شب‌هاي قبل از اعدام داستاني به واقع شرم آور از همين تفسيرهاي علماي شيعي از منابع ديني است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;آنچه مي‌خواهم در اين بحث نشان بدهم، زمينه‌هايي است كه دست مردان مسلمان را براي هرنوع تجاوزي به حريم زنان باز گذاشته و هم چنان باز مي‌گذارد. زناني هم كه به اين تفاسير و اين برداشت‌ها از منابع مذهبي گردن نمي‌گذارند، اتهام والاي «فاحشه» را يدك مي‌كشند كه برايشان انواع و اقسام شكنجه‌ها و تنبيه‌ها و آزارهاي جسمي و رواني، به عنوان دستورالعمل انشاء شده است! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;         &lt;/span&gt;«&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;و بايد كه [اين زنان اسير كه ايشان را نكاح مي‌كنيد] پاكدامن باشند، نه زناكار و نه از آن‌ها كه به پنهان دوست مي‌گيرند و چون شوهر كردند، هرگاه مرتكب فحشا شوند، شكنجه‌ي آن‌ها نصف شكنجه‌ي زنان آزاد است&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;» (آيه‌ي‌ش25) در زير نويس شماره‌ي 9 كتاب، در همين صفحه در توضيح زناني كه خارج از خواست مالكانشان، به ديگري دل بسته و با ايشان رابطه برقرار كرده‌اند، توضيح مكرر داده مي‌شود كه: «مراد، زناني است كه در جنگ با كفار، مسلمان شده‌اند.» يعني همان دختران و يا زنان شوهرداري كه به عنوان غنيمت جنگي بين غازيان اسلام تقسيم شده‌اند. در حكومت فعلي اسلامي در ايران، چون چنين جنگي موضوعيت نيافت ـ با تمام تلاشي كه حاكمان اسلامي براي صدور اسلامشان به دارالكفر [!] عراق و و دارالحرب ديگر كشورها كردند ـ اين بلاياي اسلامي مستقيما بر سر زنان مسلمان و غير مسلمان شهروند ايران نازل شد و ايشان بودند كه حكم غنايم جنگي را يافتند و به ايشان تجاوزها شد و بر ايشان تحقيرها و تخفيف‌ها روا شد! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در آيه‌ي بعد (ش34) زمينه‌ي خيلي از نابرابري‌هايي كه به نوعي احكام اسلامي تعبير مي‌شوند، زمينه‌ي نظري يافته است: «مردان، از آن جهت كه خدا بعضي را بر بعضي [ديگر] برتري داده است، و از آن جهت كه از مال خود نفقه مي‌دهند، بر زنان تسلط دارند.» اين البته دليل نارسايي است كه چون مردان به زنان نفقه مي‌دهند، پس اجازه دارند بر ايشان مسلط باشند؛ چرا كه به عنوان نمونه محمد خود همسري به نام خديجه داشته است كه زندگي‌اش را تامين مي‌كرده است. بنابراين نفقه دادن دليلي بر برتري بعضي بر بعضي ديگر نيست. و اگر مبنا نفقه دادن باشد، مرداني كه از زنانشان نفقه مي‌گيرند ـ مثل خود محمد ـ هيچ دليلي براي سلطه بر زنانشان ندارند. و البته زناني كه كار مي‌كنند و هزينه‌ي زندگي‌شان را خود تامين مي‌كنند، از اين دايره‌ي كنترل جنسي و سلطه‌گري خارج مي‌شوند. و سلطه محدود مي‌شود به زناني كه از مردانشان نفقه دريافت مي‌كنند. اما داستان پيچيده‌تر از اين حرف‌هاست. حتا اگر بپذيريم كه در همين دستگاه اسلامي، كار در خانه و كار در بيرون خانه ـ با چشم بستن بر دلايل جنسي ـ نوعي تقسيم كار بوده است، نمي‌تواند دليلي براي برتري و تسلط مردان باشد!&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;به ذكاوت بي‌نظيري نياز نيست تا پي ببريم كه ميدان تسلط مردان بر زنان، با تاكيد مشخص بر برتري جنسي مردان بر زنان، اساسا يك فرمان الهي است و بهانه‌ي نفقه دادن هم از آن بهانه‌هايي است كه موضوعيت چنداني ندارد. كما اين كه در قرآن، در رابطه با زناني كه درآمدي و يا پولي دارند، مطرح مي‌شود كه براي تصاحب ثروت و مهريه‌ي زنان، به ايشان تهمت زنا مزنيد تا اموالشان را به غارت ببريد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;مرحله‌ي بعدي، باز هم تاكيد بر كنترل جنسي زنان در دايره‌اي است كه براي مردان مسلمان، شرعا و عرفا نهادينه شده است: « پس زنان شايسته، فرمانبردارند و در غيبتٍ شوي، غفيفند و فرمان خداي را نگاه مي‌دارند&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;» (ش34) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;اين آيه‌ هنوز تمام نشده است و در ادامه‌ي اين كنترل جنسي زنان، همان حكمي را صادر مي‌كند كه محمد در بخشي از حجه‌الوداع، به عنوان وصيت سياسي‌اش، بر آن تاكيد مي‌كند: «و آن زنان را كه از نافرماني شان بيم داريد [نه اين كه نافرماني كرده‌اند] اندرز دهيد و از خوابگاهشان دوري كنيد و بزنيدشان. اگر فرمانبرداري كردند، از آن پس ديگر راه بيداد پيش مگيريد.» (ش34)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;دايره‌ي كنترل جنسي اسلامي در مستندترين و اساسي‌ترين سند اسلامي يعني «قرآن» اين چنين تعريف مي‌شود: تسلط مردان، عفت و نجابت، و در صورت احتمال عدم فرمانبرداري، شكنجه و آزار جسمي و روحي زنان. هم‌چنين تقليل حقوق ايشان به نيمه‌ي حقوق مردان و در همين رابطه ايشان را نيمه‌ي مرد و ساخته و پرداخته شده از اضافاتِ گل مرد انگاشتن، يا از دنده‌ي چپ مرد آفريده شدن! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;لازم به تاكيد است كه من آيات بخصوصي را كه در رابطه با كنترل جنسي زنان است، از ميان آيات متعدد اين سوره و سوره‌هاي ديگر دست چين كرده‌ام. قصدم هم تفسير و يا به روال كار مذهبيونِ دمده و دفرمه و رفرميست، تاويل و توجيه هم نيست. بلكه گشودن گرهي است كه براي خيلي از ما ايرانيان ناگشوده و ناشناخته مانده است و چون ما ايرانيان بيشترمان شنونده و گوينده هستيم، تا خواننده و پژوهشگر ـ آن هم در اين حيطه‌ها كه به آينده و زندگي‌مان لطمه‌ها مي‌زند ـ بررسي اين كتاب كه زمينه‌ي نظري رفتار مردان ايراني مسلمان است، الزامي چند صد باره دارد! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;در آيه‌ي شماره‌ي 57 به مردان مسلمان كه همه‌ي وعده‌هاي اسلام را باور كرده و دستورات ديني‌شان را انجام داده‌اند، بجز جوي‌هاي شير و عسل كه «تا ابد در آنجا خواهند ماند» زناني نيز پيشكش مي‌شود كه به تملكشان در مي‌آيد كه «در آنجا صاحب زنان پاك و بي‌عيب شوند و&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR" style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="EN-US"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;…&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="RTL"&gt;&lt;/span&gt;» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;لابد براي ذهن ايراني/اسلامي هموطنان ما ترجمه‌اي رساتر از آيات پيشين براي «زنان پاك و بي‌عيب» نيست كه اين مومنان تصاحب و تصرفشان مي‌كنند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; line-height: 13pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: Arial;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;    &lt;/span&gt;اين چند جمله، تمامي «حقوق»ي است كه در سوره‌ي 176 آيه‌اي نساء [سوره‌ي زنان] در مورد «زنان» نازل شده است. به راستي اگر حقوق ما زنان در كنف حمايت اين دين است، همگي حقوقمان را به متوليان اين دين صلح مي‌كنيم. مهرمان حلال و جانمان آزاد! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-7873452639818552330?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/7873452639818552330/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=7873452639818552330&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/7873452639818552330'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/7873452639818552330'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/08/blog-post_31.html' title='نگاهي به سوره‌ زنان'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-5714703571069580166</id><published>2009-08-20T06:37:00.000-07:00</published><updated>2009-08-20T06:42:58.244-07:00</updated><title type='text'>ازدواج ها و طلاق های حسن ابن علی, امام دوم شيعيان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;1. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع)نقل مي كند كه فرمود: (علىّ بن أبي طالب(ع)بر روي منبر بود كه فرمود: (ازدواج ندهيد فرزندم حسن را، زيرا او مردي است كه زنان را زياد طلاق مي دهد! در آن هنگام مردي از اهل همدان به پاخواست و گفت: سوگند به خدا ما به او ازدواج خواهيم داد، او فرزند پيامبر خدا (ص) و اميرمؤمنان (شما)(ع)است، پس چنانچه او را خواست نگه مي دارد و اگر نخواست طلاق مي دهد.)(31).&lt;br /&gt;2. مرحوم كليني حديث ديگري را از يحيي بن ابي العلا نقل مي كند كه داراي همان مضامين فوق است، فقط در ابتدا به نقل از امام صادق(ع)اضافه مي كند كه آن حضرت فرمود: (همانا حسن بن علي(ع)پنجاه زن را طلاق داد و اميرمؤمنان فرمود: اي مردم كوفه! به حسن زن ندهيد، زيرا او مردي است كه زنان را طلاق مي دهد. در آن هنگام، مردي به پاخاست و گفت: سوگند به خدا دختران خود را به ازدواج او درخواهيم آورد، همانا او فرزند پيامبرخد(ص)و فاطمه(س)است، چنانچه او را خوش آمد نگه مي دارد و زندگي مي كند وگرنه طلاق مي دهد.)(32).&lt;br /&gt;3. محاسن برقي از امام صادق(ع)روايت كرده كه مردي خدمت اميرمؤمنان(ع)رسيد، عرض كرد: آمده ام با شما مشورتي كنم، زيرا حسن و حسين و عبداللّه بن جعفر جهت خواستگاري دختر من آمده اند. حضرت فرمود: كسي كه مورد مشورت قرارمي گيرد بايد امين باشد؛ راجع به فرزندم حسن، همانا او زنان را طلاق مي دهد و امّا حسين براي دخترت بهتر است، پس دخترت را به ازدواج حسين درآور.)(33).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;. ابن شهر آشوب از كتاب قوت القلوب ابوطالب مكّي نقل مي كند:.&lt;br /&gt;(همانا او (حسن بن على) با 250زن ازدواج نمود و گفته شده سيصد زن! علي از اين ماجرا رنج مي برد و زجر مي كشيد تا اين كه روزي در خطبه اش فرمود: حسن را زن ندهيد كه او زياد طلاق مي دهد ....)(53) ابوطالب مكّي اضافه مي كند: (و حسن چنان بود كه گاهي چهارزن براي او عقد مي شد و او قبل از آن چهار زن را طلاق مي داد.)(54).&lt;br /&gt;2. بلاذري مي نويسد: (ازدواج كرد حسن بن على(ع) با نود زن، سپس علي فرمود: آن قدر حسن ازدواج كرد و طلاق داد كه مي ترسم عمل او سبب دشمني ديگر اقوام و قبايل عليه ما گردد.)(55).&lt;br /&gt;3. محمدبن سعد كاتب و نويسنده محمد بن عمر واقدي به نقل علي بن الحسين(ع)آورده است: (حسن(ع) مطلاق (پرطلاق) بود و هيچ زني را طلاق نمي گفت جز آن كه آن زن، وي را دوست داشت و شمار آنان به نود تن رسيد.)(56).&lt;br /&gt;4. در كتاب روضةالصفا آمده است: (اميرمؤمنان حسن(ع) پيوسته زن مي گرفت و طلاق مي داد، از اين جهت اميرمؤمنان على(ع) مي گفت: دختران خود را به پسر من تزويج نكنيد كه مذواق (كامگير) و مطلاق (زياد طلاق دهنده) است!)(57).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منصور عباسي خطابه اي در برابر عدّه اي از اهل خراسان ايراد نمود كه خود گواه مطالب فوق است، در بخشي از سخنان او آمده است:.&lt;br /&gt;(ثم قال ياأهل خُراسان أنتم شيعتنا وأنصارنا وأهل دعوتنا ولو بايعتم غيرنا لم تبايعوا خيراً منّا إن ولد ابن ابي طالب تركناهم والّذى لااله إلاّهو والخلافة فلم نعرض لهم لابقليل ولابكثير فقام فيها علىّ بن ابي طالب رضي الله عنه فما أفلح وحكم الحكمين فاختلفت عليه الأمّة وافترقت الكلمة ثمّ وثب عليه شيعته وانصاره وثقاته فقتلوه ثم قام بعده الحسن بن علي رضي الله عنه فواللّه ماكان برجلٍ عرضت عليه الأموال فقبلها، ودَسَّ إليه معاويّة: إنّي أجعلك ولىّ عهدى فخلعه وانسلخ له ممّا كان فيه، وسلّمه إليه، وأقبل علي النساء يتزوّج اليوم واحدة ويطلق غداً أُخرى، فلم يزل كذلك حتّي مات علي فراشه ...(6)؛ اي اهل خراسان! شما پيروان و انصار ما هستيد كه به دعوت ما پاسخ گفته ايد، اگر با غير ما بيعت مي كرديد بهره اي بيش از اين نمي برديد و بهتر از ما را نمي يابيديد، همانا ما نوادگانِ فرزند ابي طالب را رها نموديم، زيرا سوگند به خداي واحد، ما در راستاي حاكميت خويش به فرزندان ابي طالب هيچ گونه تعرضي نداشته ايم آنان در امر خلافت بهره اي ندارند پدرشان علي بن ابي طالب(ع) براي خلافت به پاخاست و لكن پيروز نشد، وقتي حكمين (ابوموسي اشعرى، عمروعاص) كار خود را انجام دادند، پس اختلاف در ميان امت پيش آمد و متفرق شدند، سپس شيعيان و يارانش بر او حمله كردند و او را كشتند، آن گاه فرزندش حسن بعد از او به پاخاست.&lt;br /&gt;به خدا سوگند! پول هايي را كه به وي عرضه شده بود پذيرفت و معاويه او را فريب داد و وعده كرد كه تو را جانشين خودم خواهم نمود، ليكن او را بركنار كرد و از موقعيتي كه داشت به زير كشيد، او آن گاه به شهر خود (مدينه) بازگشت و روي به زنان آورد، امروز با يكي ازدواج مي كرد و فرداي آن روز، يكي را طلاق مي داد و با اين شيوه به سر برد تا در بستر خويش بمرد ...)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نويسنده اي به نام لامنس (م‏1862 1937، ( Lammens آن گاه كه به معرّفي حسن بن علي(ع)مي رسد، چنين مي نويسد:.&lt;br /&gt;(ويلوح أنّ الصفات الجوهرية الّتي كان يتّصف بها الحسن هى الميل إلي الشهوات والافتقار إلي النشاط والذكاء ولم يكن الحسن علي وفاق مع أبيه وإخوته عند ماماتت فاطمة، ولمّا تجاوز الشباب. وقدأنفق خير سِنّ شبابه في الزواج والطلاق فأحصي له حوالي المائة زيجة عدّاً. وألصقت به هذه الأخلاق السائبة لقب المطلاق وأوقعت عليّاً في خصومات عنيفة وأثبت الحسن كذلك أنّه مبذّر كثيرالسرف، وقداختص كلاّ من زوجاته بمسكن ذى خدم وحشم، وهكذا نري كيف كان يبعثر المال أيّام خلافة على الّتي اشتدّ عليها الفقر ...).&lt;br /&gt;و در مقاله خود، ص‏402 آن گاه كه سخن از برگشت به مدينه منوره مي رسد، مي نويسد:.&lt;br /&gt;(وهناك عاد إلي حياة اللهو واستسلم للذّاتِ ووافق معاوية علي أن يدفع نفقاته... ومع هذا فقد استمر الانقسام في البيت العلوي ولم يكن الحسن علي وفاق مع الحسين ...).&lt;br /&gt;و وقتي به وفات و رحلت حسن مي رسد، مي نويسد:.&lt;br /&gt;(وتوفي الحسن في المدينة بذات الرئة ولعلّ افراطه فى الملذّات هوالذي عجل بمنيته وقدبذلت محاولة لالقاء تبعة موته علي رأس معاوية. وكان الغرض من هذا الاتّهام وصم الامويين بهذا العار وتبرير لقب الشهيد او سيدالشهداء الّذي خلع علي ابن فاطمة هذا التافة الشأن ولم يجرأ علي القول بهذا الاتهام الشنيع جمهرة سوي المؤلفين من الشيعة أو...) (دائرةالمعارف الاسلاميّه، ج‏7، ص‏400، كلمه (الحسن)بن على ابن ابي طالب)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آمده است كه حسن گاهي بيش از 300 زن داشته است و شمار زنان همواره دگرگون ميشده است، زيرا حسن پس از كام گرفتن، بسياري را طلاق داده و زنان ديگر كه ترجيح ميداد باكره باشند، بر ميگزيد.&lt;br /&gt;الف) ابوالحسن مدائني گويد: (كان الحسن كثير التزويج ... وقال أحصى زوجات الحسن فكُنَّ سبعين امرأة(7)؛ حسن بن علي زياد ازدواج مي نمود، وقتي همسرانش را شمردند به هفتاد تن رسيد!).&lt;br /&gt;ب) تزوّج الحسن سبعين حُرّة وملك مائة وستين أمَة فى سائر عمره ...(8)؛ حسن بن علي با هفتاد زن آزاد ازدواج كرد و 160كنيز را در بقيه عمرش گرفت.).&lt;br /&gt;پ) شبلنجي مي گويد: (أحصن الحسن بن على تسعين امرأة(9)؛ امام حسن بن علي با نود زن ازدواج نمود!).&lt;br /&gt;ت) كفعمي گويد: (همسران امام مجتبي(ع)64عدد بودند!)(10).&lt;br /&gt;ث) بلخي مي گويد: (وكان أرخي ستره علي مأتين حُرّة(11)؛ حسن بن علي با دويست زن آزاده ازدواج نمود و آن ها را به همسري خود درآورد.).&lt;br /&gt;ج) ابوطالب مكّي گفته است: (إنّه تزوج مأتين وخمسين امرأة وقيل ثلاثمائة وكان علىّ يضجر من ذلك (12)... وكان الحسن ربّما عقد علي أربعة وربّما طلّق أربعة.)(13).&lt;br /&gt;ابوطالب مكّي گفته است: (حسن بن علي 250زن را به همسري خود درآورد و گفته شده، بلكه با سيصدزن ازدواج نمود و پدرش على بن ابي طالب از اين امر رنج مي برد (سپس اضافه مي كند) عادت حسن بن علي چنين بود كه گاهي چهارزن را با هم طلاق مي داد و همزمان با چهار زن ديگر ازدواج مي نمود.).&lt;br /&gt;چ) (او با چهارصد زن ازدواج كرده است.)(14).&lt;br /&gt;مورخان توانسته اند تنها از &lt;span style="color:red;"&gt;هيجده&lt;/span&gt; همسر با نام و نشان بنويسند.&lt;br /&gt;آنان به ترتيب ذيل عبارتند از:.&lt;br /&gt;1) حَفْصَه دختر عبدالرحمن بن ابي بكر.&lt;br /&gt;2) زني از خاندان بني ثقيف.&lt;br /&gt;3) هند دختر سهيل بن عمرو.&lt;br /&gt;4) زني از خاندان علقمةبن زرارة.&lt;br /&gt;5) زني از قبيله عمروبن ابراهيم منقرى.&lt;br /&gt;6) زني از قبيله بني كلب (بني كلاب).&lt;br /&gt;7) زني از قبيله بني شيبان از خاندان همام بن مرّة كه طلاقش داد.(20).&lt;br /&gt;8) خوله دختر منظوربن زياد فزارى.&lt;br /&gt;9) أمّ اسحاق دختر طلحةبن عبيداللّه تيمى.&lt;br /&gt;10) أُمّ بُشر دختر ابو مسعود عقبةبن عمر انصاري خزرجي كه أمّ بشير هم ناميده شده.(21).&lt;br /&gt;11) جعده دختر اشعث بن قيس كندي .(22).&lt;br /&gt;12) ام كلثوم دختر فضل بن عباس بن عبدالمطلب. وي طلاق داده شد و با ابوموسي اشعري ازدواج كرد.(23).&lt;br /&gt;13) نفيله (أمّ ولد) و يا رمله. او مادر قاسم بن حسن است.&lt;br /&gt;14) زينب دختر سُبَيْع بن عبدالله (برادر جريربن عبدالله).&lt;br /&gt;15) عايشه خثعميّه..(24).&lt;br /&gt;16) امّ رباب دختر امرءالقيس بن عدي تيم.&lt;br /&gt;17) صافيه (امّ ولد).(25).&lt;br /&gt;18) شهربانو.(26).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;&lt;br /&gt;7. بحارالانوار، ج‏44، ص‏173، ح‏9.&lt;br /&gt;8. بحارالانوار، ج‏44، ص‏173، ح‏9.&lt;br /&gt;9. الصواعق المحرقه، ص‏139؛ أنساب الأشراف، ج‏3، ص‏25، ح‏36؛ تاريخ الخلفاء، ص‏191؛ تذكرةالخواص، ص‏191.&lt;br /&gt;10. چهارده معصوم، زندگاني امام حسن(ع)، ص‏553.&lt;br /&gt;11. البدأ والتاريخ، ج‏5، ص‏74.&lt;br /&gt;12. مناقب ابن شهر آشوب، ج‏4، ص‏34؛ بحارالانوار، ج‏44، ص‏169.&lt;br /&gt;13. قوت القلوب، ج‏2، ص‏246.&lt;br /&gt;14. چهارده معصوم، زندگاني امام حسن(ع)، ص‏553.&lt;br /&gt;....&lt;br /&gt;20. حياة الامام الحسن بن علي(ع)، ج‏2، ص‏460؛ أنساب الاشراف، ج‏3، ص‏14؛ ناسخ التواريخ، جلد مربوط به امام حسن مجتبي(ع)، ص‏268.&lt;br /&gt;21. ارشاد مفيد، ص‏176.&lt;br /&gt;22. حياة الامام الحسن بن على، ج‏2، ص‏457؛ بحارالانوار، ج‏44، ص‏173، از شماره‏11-1 نام همه همسران به همراه بعضي از فرزندانشان نوشته شده است.&lt;br /&gt;23. حياة الإمام الحسن بن على، ج‏2، ص‏460.&lt;br /&gt;24. حياة الإمام الحسن بن على، ج‏2، ص‏459؛ تاريخ ابن عساكر، الامام الحسن(ع)ص‏154.&lt;br /&gt;25. ناسخ التواريخ، ج‏2 (امام حسن ر) ص‏296.&lt;br /&gt;26. مسعودى، اثبات الوصيّه، ص‏167.&lt;br /&gt;27. حياة الامام الحسن بن على، ج‏2، ص‏450، به نقل از كتاب المحبر، ص‏57.&lt;br /&gt;....&lt;br /&gt;31. حميد بن زياد عن الحسن بن محمدبن سماعة، عن محمدبن زيادبن عيسى، عن عبداللّه بن سنان، عن ابي عبداللّه(ع) قال: (إنّ عليّاً قال وهو علي المنبر: لاتزوجوا الحسن فإنّه رجل مطلاق، فقام رجل من همدان فقال: بَلي واللّه لنزوّجنّه، وهو ابن رسول اللّه ذوابن أميرالمؤمنين(ع)فإن شاء أمسك وإن شاء طَلَّقَ.) (فروع كافى، ج‏6، ص‏56، ح‏4).&lt;br /&gt;32. (عن يحيي بن ابي العلاء عن أبي عبدالله(ع)قال: إنّ الحسن بن علىّ(ع)طَلَّق خمسين امرأةً فقام علىّ(ع)بالكوفة، فقال يامعاشر أهل الكوفة لاتنكحوا الحسن، فإنّه رجل مطلاق فقام إليه رجل فقال: بلي واللّه لننكحنَّه فإنّه ابن رسول اللّه(ص)وابن فاطمه(ع)فإن أعجبته أمسك وإن كره طلّق.) (فروع كافى، ج‏6، ص‏56 و نيز رك: الامام الحسن من تاريخ دمشق، ص‏153، ح‏258).&lt;br /&gt;33. (عن ابن محبوب، عن عبداله بن سنان، عن أبي عبداللّه (ع)قال: أتي رجل أميرالمؤمنين(ع)فقال له: جئتك مستشيراً، إنّ الحسن والحسين(ع)وعبدالله بن جعفر خطبوا إلىّ. فقال أميرالمؤمنين(ع) المستشار مؤتمن. أمّا الحسن فإنّه مطلاق للنساء، ولكن زوّجها الحسين، فإنّه خير لأبنتك.) (محاسن برقى، ج‏2، ص‏436، باب الاستشاره، ح‏20؛ و نيز رك: منتخب التواريخ، ج الامام الحسن، ص‏190).&lt;br /&gt;34. فروع كافى، ج‏6، ص‏55.&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;54. وكان الحسن ربما عقد له علي أربعة وربّما طلق أربعة (قوت القلوب، ج‏2، ص‏246.).&lt;br /&gt;55. عن أبي صالح قال: أحصن الحسن بن علىّ تسعين امرأة فقال علىّ: لقد تزوّج الحسن وطلّق حتّي خفت أن يجى‏ء بذلك علينا عداوة أقوام (أنساب الاشراف، ج‏3، ص‏25، ح‏36؛ تاريخ الخلفاء، ص‏191؛ نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج‏16، ص‏12، ..).&lt;br /&gt;56. سيوطى، تاريخ الخلفاء، به نقل از كتاب طبقات كبير، ص‏191.&lt;br /&gt;57. ميرخوانده شاه شافعى، روضةالصفا، ج‏3، ص‏20.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-5714703571069580166?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/5714703571069580166/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=5714703571069580166&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/5714703571069580166'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/5714703571069580166'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/08/blog-post_20.html' title='ازدواج ها و طلاق های حسن ابن علی, امام دوم شيعيان'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-7989227268132949069</id><published>2009-08-10T02:56:00.000-07:00</published><updated>2009-08-10T02:58:20.704-07:00</updated><title type='text'>افشین برو</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;این متن نوشته يک نويسنده ایرانی مقيم آمريکا هست که در فيس بوک ديدم.&lt;br /&gt;از آنجايی که بعضی از دوستان به فيس بوک دسترسی ندارند اینجا متن را منتشر ميکنم.&lt;br /&gt;----------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;b&gt;فصل یک&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفته بودم که نمینویسم. عهد کرده بودم که تا مدتی و به عنوان اعتراض قلمم رو غلاف کنم. حالا بگذریم که از من گنده ترهاش نیز توی این عالم مطبوعاتی خیلی اوقات زدن زیر قولشون ولی دلم نیومد که کمی درد دل نکنم. راستش این انس و الفت من با قلم زدن که بیشتر مثل یک عادت بد روی شونه هام همیشه منتظره، هر از چندگاه من رو هول میده توی اون گرداب علاقه و مجبورم میکنه که بزنم زیر قول و قرارم. باری، یاد روز بازی با کره جنوبی افتادم. باز مثل همیشه بوق سگ بیدار شدم و تمرگیدم جلوی تلوزیون خاموش. تنهای تنها. ایندفعه دل و دماغ نداشتم که روشنش کنم. دو دل بودم. گیج بودم. به احساسم شک کرده بودم. زل زده بودم به صفحه تاریک تلوزیون ولی نمیدونستم که با روشن کردنش گره ای از این گیج و مسخ بودنم باز میکنم یا نه. از یک سو هیجان اخرین بازی احتمالی تیم وطنم رو داشتم و از سویی دیگر تمامی خیالم توی خیابون های تهران، سبز سبز، دنبال مردم در حال اعتراض و تکاپو بود. توی سرم غوغایی بود. نیم کره جنوبی مغزم میخواست به افریقا پر بکشه ولی نیم کره شمالی اش دنبال امالی بس بزرگتر بود.&lt;br /&gt;از اینکه ته دلم دیگه پیروزی رو دوست نداشتم شرمنده شده بودم. ولی به خودم نهیب زدم ،حالا که تا اینجاش اومدی تمومش کن. روشن کن این لامذهب رو. نمیخواد مثل همیشه داد و فریاد کنی. فقط نگاه کن. تو به دنبال اشک شادی نیستی، فقط شاهد باش. و روشن کردم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فصل دو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گاهی اوقات و بدون اینکه ادم کنترل داشته باشه یکدفعه خودش رو وسط یک جریان تاریخی در حال حرکت میبینه. درست مثل کسی که افتاده باشه توی روند خروشان یه رودخانه. بدون کنترل. حقیقتش من از چندو چون اون بازی کذایی بیخبرم. نود دقیقه زل زدن به اون مچ بند های جادویی شگفت انگیز فرصتی رو برای ادم نمیذاره که در مورد تکنیک و تاکتیک فکر کنه. تا به حال نشده بود که اینچنین بی علاقه شروع کنم و اینگونه پر شور و غرق افتخار به تماشا بنشینم. درحقیقت همان لحظه ای که مهدی با مچ بند سبزش جلوی همه وارد زمین شد بازی برای من تمام شد. ما در دقیقه صفر بازی رو بردیم! از روی صندلی بلند شدم و اهل و ایال رو بیدار کردم که چه نشسته اید، ما هنوز شروع نکرده پیروز شدیم. مثل روح سرگردان و در نیمه تاریکی اینسوی اقیانوس نود دقیقه به هر انکس که در دفتر تلفنم بود تلفن کردم. میخواستم همه در این رودخانه خروشان با من همسفر شوند. حتی سوت پایان بازی نیز نتوانست شور و غرور من رو خاموش کند و خط تلفن من همچنان بوغ اشغال میزد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فصل سه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند ماهیست که دیگر دلمشغولی رفتن به افریقای جنوبی را نداریم و فکرمان به دنبال ارمانهایی بس فراتر از فوتبال است. خوشحالم که نرفتیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فصل چهار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من افشین قطبی را دوست ندارم. افشین را به عنوان سرمربی تیم ملیم نمیپسندم. من از وعده و وعید بدم میاد. من از قول های پوشالی منزجرم. من از اینکه کسی فقط حرفهای قشنگ بزنه بیزارم. دیروز با دیدن عکس قطبی در مراسم تنفیذ تشریفاتی این تنفر به حد اعلای خود رسید. میخواستم دم دستم بود تا انچنان بر سرش بکوبم که صدای فریادش تا انسوی البرز طنین بیندازد. حرف و حدیث های فوتبالی اش هنوز جلوی چشمانم بود و رویت عکس کذاییش در ان میهمانی سیاه مزید بر علتی شد تا رگ های گردنم از تنفر تا مرز ترکیدن زق زق کند. یاد بر و بچه های تیم افتادم که چگونه اینده خودشان را ریسک کردند تا با مردم باشند. یاد ملتمان افتادم که چگونه و ایثار گرانه جان خویش را برای دستیابی به ازادی و در طبق اخلاص تقدیم کشورشان کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فصل پنج&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیلی با خودم فکر کردم. یه جورهایی دوست دارم باور کنم که شاید افشین قطبی مجبور شده بودکه اینکار رو بکنه. شاید تهدید شده بود. شاید در شرایطی قرار گرفته بود که راهی جز این نداشت. لحظه ای خودم را گذاشتم جای افشین. دلم نمیخواست که از او دفاع کنم اما این دیگر در مورد فوتبال نبود. خیلی دلم میخواست که خار و خفیفش کنم اما انسانیت حکم کرد که بنویسم. افشین قطبی هر چه هست، سیاسی نیست. ممکن است که افشین در یک حرکت سیاسی به پستی رسیده باشد که او امروز مسیولیتش را به عهده دارد، اما افشینی را که من میشناسم با سیاست های روبرو و اینگونه بیگانه است. پسر امریکایی ایرانی تیم فوتبال ایران به طور قطع و یقین قربانی بازیهای کثیف سیاسی قرار گرفته. حقیقتا دوست داشتم که قطبی را سکه یک پول بکنم، اما، اگر کورکورانه این عمل را انجام دهم پس فرق من با ضحاک زمان در چیست؟ من به افشین امپراطور نمیگویم. حتی او را جنتلمن فوتبال ایران نیز خطاب نمیکنم. ولی برای افشینی که زود گول خیلی مسایل را میخورد دلم میسوزد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فصل اخر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افشین برو. تو مرد روزهای سیاه سیاست نیستی. افشین برو. افشین ، تو خوب امدی ولی بد ماندی. افشین برو. ما هنوز در قلبمان جای کوچکی برای ان پسر کالیفرنیایی که کنار تیم گالاکسی مینشست را داریم. افشین برو. اجازه این را به کسی نده تا از تو به عنوان دستاویز سیاسی استفاده کند. افشین برو. تو را دوست ندارم اما وجدان نیز حکم نمیکند که همه کاسه کوزه ها را بر سر تو بشکنم. تاریخ را میتوان کمی دستکاری کرد، چشم ها رو میشه بست و میتونیم که رویمان را بکنیم به طرف دیوار و هیچ چیزی را بیاد نیاوریم. به شرط این که بروی.افشین برو تا دیر تر از این نشده&lt;br /&gt;فقط برو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Nader Jahanfard, San Jose, California&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-7989227268132949069?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/7989227268132949069/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=7989227268132949069&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/7989227268132949069'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/7989227268132949069'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='افشین برو'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-3434655922986845253</id><published>2009-07-02T06:00:00.000-07:00</published><updated>2009-07-02T06:03:38.132-07:00</updated><title type='text'>چرا موج سبز پيروزی بزرگ ایران و ایرانی است؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;به نظر من این انتخابات و درگيريهای پس از آن, پيروزی های مهمی برای ایران و ایرانی محسوب ميشوند که در مدت بسيار کوتاهی به دست آمدند:&lt;br /&gt;&lt;ol style="list-style-type: decimal;"&gt;&lt;li&gt;ایرانيان نشان دادند که آمادگی دموکراسی را دارند و فرضيه لزوم يک رضا شاه ديگر برای سر و سامان دادن به ایران پوچ است.&lt;/li&gt;&lt;li&gt;ایرانيان نشان دادند که معنی فعاليت مدنی را ميفهمند (يا قادرند در مدت کوتاهی ياد بگيرند): سر ندادن (يا کم سر دادن) شعارهای آتشين و انقلابی مرگ بر ... راهپيمايی بدون خرابکاری (يا با خرابکاری خيلی کم) دفاع از مأمورينی که به دست مردم ميافتادند و... نشانه هايی از این حقيقت هستند.&lt;/li&gt;&lt;li&gt;جهانيان فهميدند که ایرانی احمدی نژاد نيست. ایرانی فهمی به مراتب بالاتر از ميانگين خاورميانه و کشورهای جهان سوم دارد.&lt;/li&gt;&lt;li&gt;بسياری از مقدسات سياسی شکسته شد: زير سؤال بردن رهبر توسط مردم و سياسيون, جدا شدن خط گرايش های سياسی رسمی کشور, انتقاد مستقيم در رسانه ها و ...&lt;/li&gt;&lt;/ol&gt;به عقيده من این جنبش ميتواند ایران را به سوی يک کشور سکولار هدايت کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقش موسوی هم در این ميان به عنوان رهبر قابل قبول است: موسوی ميتواند گورباچف ایران باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يک خطای بزرگ از نگر من این است که انتظار داشته باشيم يا سعی کنيم يک شبه ره صد ساله رويم: نبايد امروز سعی کنيم که مذهب از سيستم کاملاً حذف شود. نميتوان انتظار داشت که همه جانيان و متخلفان رژيم محاکمه شوند. نميتوان همين اول کار قانون اساسی عوض کرد و...&lt;br /&gt;امروز تنها دستيابی به نتيجه واقعی رأی مردم پيروزی بزرگی خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به اميد پيروزی ایران و ایرانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پانوشت: در ضمن من هم ياد گرفتم که خيلی از آنهايی که مسلمان دو آتشه هستند پا به پای بقيه يا شايد بيشتر برای ایران ميجنگند. درود بر همه ایرانيان راستين با هر دين و انديشه&lt;img src="http://www.goftegu.com/images/smilies/53.gif" alt="" title="گل" class="inlineimg" border="0" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-3434655922986845253?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/3434655922986845253/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=3434655922986845253&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/3434655922986845253'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/3434655922986845253'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='چرا موج سبز پيروزی بزرگ ایران و ایرانی است؟'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-9057619757648406561</id><published>2009-03-04T08:42:00.000-08:00</published><updated>2009-03-04T08:50:39.787-08:00</updated><title type='text'>عدالت گوسفندی در قرآن</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt; آیات 17 تا 26 سوره ص:&lt;br /&gt;قصه به این شکل است که روزی دوبرادر که با یکدیگر دعوا می کردند در عبادتگاه داوود وارد می شوند واز داوود می خواهند که میان انها قضاوت کند.یکی از آنها می گوید که من یک میش دارم و برادرم 99 میش وحالا برادرم به قهر وعتاب از من خواسته که میشم را به او بدهم وتو میان ما قضاوت کن.داوود هم پاسخ می دهد :البته بر تو ظلم کرده که خواسته است یک میش تو را به میشهای (نود و نه گانه) خود اضافه کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از این قصه خدا! ادامه می دهد که پس از این قضاوت داوود درمی یابد که در قضاوت اشتباه کرده است والبته هیچ دلیلی در این آیات بر اینکه و چرا قضاوتش اشتباه بوده است نمی آورد:"و (پس از این قضاوت بیتأمّل و سریع) داود دانست که ما او را سخت امتحان کرده ایم، در آن حال از خدا عفو و آمرزش طلبید و به سجده افتاد و با تواضع و فروتنی (به درگاه خدا) بازگشت"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر می رسد که این آیه برای این نازل! شده باشد که توجیهی برای زیاده خواهی ها و تجاوزات محمد باشد که از عدالت مرسوم ومعمول میان مردم عدول می کرده ومی خواسته تعاریف دیگری از عدالت از طرف خدا بیاورد که بتواند بعضی از اعمال ناعادلانه خود را ماست مالی وتوجیه کند وجالب اینکه مثل همیشه هیچ دلیل محکمی برای چرایی و چگونگی این گونه احکام قضایی متضاد وغیر معمول نمی آورد و به همین نکته که خدا این جورتجاوزات و ظلم ها را هم عدالت می داند بسنده می کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این چند آیه بی سروته وبدون توضیح و تشریح در واقع هیچ پند اخلاقی در خود ندارد وفقط به نظر می رسد جهت توجیه افعال ظالمانه وناعادلانه قدرتهای حاکم آورده شده باشد که خدا! می داند چه تعداد گوسفند سر به زیر وتسلیم از طریق این آیات به نفع قدرت اسلام مصادره به مطلوب گرگها شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع : سايت گفتگو, نوشته ريپز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-9057619757648406561?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/9057619757648406561/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=9057619757648406561&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/9057619757648406561'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/9057619757648406561'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/03/blog-post.html' title='عدالت گوسفندی در قرآن'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-997840369211768068</id><published>2009-01-05T02:59:00.000-08:00</published><updated>2009-01-05T05:01:38.270-08:00</updated><title type='text'>گفتگو با دوستی مسلمان درباره خدا, قسمت دوم</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مسلمان ایرانی:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با سلام. کوروش گرامي، خسته نباشيد. لطفا پاسخهاي من را از هم جدا نفرماييدچرا که اينطوري بحث چندپاره ميشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد صفات خدا، بله نياز به اثبات دارد ولي ابتدا بايد وجود خدا را ثابت بکنيم. به ان هم ميرسيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 102, 255);"&gt;1)&lt;/span&gt;در مورد تکشاخ يا اسب شاخدار؛ خير اينها در تعريف خدا نميگنجند زيرا نه خالق "همه چيز" هستند و نه جامع تمام کمالات. بگذاريد در اين مورد هم در بحث صفات خدا بحث کنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينکه چرا از نظم سراغ امکان و وجوب آمدم علت استحکام بيشتر اين برهان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته برهان صديقين شباهتهايي با امکان و وجوب دارد ولي خود ان نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 102, 255);"&gt;2)&lt;/span&gt; در مورد اين که تعريفي که آوردم ربطي به ممتنع الوجود ندارد برعکس ربط دارد هر چيز که وجودش محال باشد ممتنع الوجود است و ارتباطي به مبحث مربوطه ندارد. 3+3 هرگز برابر با 7 نخواهد بود پس و عدم براي اين تساوي ضروري است: 3+3=7 پس در تعريف ممتنع الوجود ميگنجد زيرا هرگز اين تساوي روي نخواهد داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد ايراد دومتان که فرموديد بايد ثابت کنيد که اگر علت وجود نداشته باشد, ممکن وجود ندارد.&lt;br /&gt;بخشي از برهان را در اينجا بيان ميکنم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماامکان عام داريم و يک امکان خاص داريم:&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 102, 255);"&gt;3)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;1.امکان عام: وجود و عدم براي آن مساويست. مثلا باريدن باران در روز جمعه ممکن است. ممکن است بيايد و ممکن است نيايد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2.امکان خاص: ممکن خاص چيزي است که وجود دارد ولي ممکن است يعني چه؟ يعني معدوم نيست ولي وجودش واجب هم نيست وممکن است دوباره وجود از آن صلب شود. مثل هر چيزي که قبلا نبوده ولي الان هست. کامپيوتر شما با اين حساب ممکن الوجود است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما در مورد همين امکان خاص صحبت ميکنيم. وقتي ميگوييم ممکن الوجود منظورمان ممکن خاص است.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 102, 255);"&gt;4)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ممکن الوجود برايش هم امکان نبودن بوده است و هم امکان بودن، پس اينکه وجود پيدا کرده است، نياز به علت دارد وگرنه چرا در عدم نمانده است؟ چيزي که هست و فاقد علت است، واجب الوجود خواهد بود و در واقع وجودش از خودش است. پس چيزي که وجود دارد اگر علت داشته باشد ممکن الوجود است و اگر بتوان ثابت کرد که وجودش بدون علت است پس واجب الوجود محسوب خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 102, 255);"&gt;5)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در مورد اينکه فرموديد:" هر آنچه از احتمال به واقعيت تبديل شود الزاماً نياز به عامل خارجي ندارد." ببينيد اين سخن شما خلط مبحث است. احتمال از جمل ميايد و در قضايا مطرح است ولي امکان در ماهيت مطرح است. ما بحث وجود را داريم. بحث امکان و وجوب يک بحث فلسفي است و در فلسفه امکان و احتمال با هم فرق دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*****برويم سراغ بيان برهان:&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 102, 255);"&gt;6)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ابتدا يک مقدمه در مورد وجود:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;في نفسه: وجود در خود آن است و در مقابل آن وجود في غيره است. در وجود في غيرهوجودش در خودش نيست. وجود في نفسه استقلال دارد ولي وجود في غيره که مورد بحث نا نيست استقلال ندارد. مثلا رابطه "پدري" في غيره است، تا شما فرزندي نداشته باشيد رابطه پدري با کسي نداريد ولي وجود انسان في نفسه است. وجود في غيره در اصل به صورت مقايسه اي ايجاد ميشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لنفسه: وجود براي خودش است. اين وجود جوهر است و عرض است و اينجا نيز نوعي استقلال دارد. مثلا سفيد بودن رنگ سفيد لنفسه است ولي سفيد بودن يک ديوار لغيره است يعني بايد رنگ سفيد بر آن باشد تا سفيد خوانده شود. وجود انسان نيز لنفسه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لذاته: وجودش از خودش است. اين وجود مخصوص خدا(واجب الوجود) است. وجودمان از خودمان نيست و خودمان خودمان را به وجود نمياوريم. خداوند وجود في نفسه، لنفسه و لذاته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خب. برهان امکان و وجوب ميگويد هر چيزي همه سه قسم هستند که در بالا بيان شد. ما کاري به ممتنع الوجود نداريم. ميماند ممکن الوجود و واجب الوجود.اين هستي فقط در خارج است و در ذهن نيست. در ذهن وجود داريم ولي مفهوم وجود را داريم. ما درخت را تصور ميکنيم ولي از طريق اينکه داراي بعد، رنگ، شکل و ... است از اينها ميفهميم که يک درختي در خارج وجود دارد. اون ابعاد به ذهن ميايند و براي ما در ذهن صورتي حاصل ميشود مثل همان درختي که در بيرون هست. همين است که وقتي درخت را نميبينيم يک تصوير از آن ذهن داريم ولي اين تصوير مبهم است پس ماهيتها به ذهن ميايد و وجود در بيرون است زيرا ديگر آنرا نميبينيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما با وجود کار داريم. در ممکن الوجود، ممکن صفت وجود است، يعني وجود امکاني. وجودي که خودش خودش را به وجود نياورده است. وقتي ميگوييم وجود واجبي يعني خودش خودش را به وجود اورده است.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(51, 102, 255);"&gt;7)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;موجودات يا واجبند يا ممکن. همه چيز غير از خدا، ممکن است(ممکن خاص) زيرا برايشان عدم وجود دارد. الان هم که هنوز ما وجود خدا را نپذيرفته ايم تمام عالم از چيزهاي ممکن الوجود پر است. &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;خب اين ممکن الوجود براي اينکه ايجاد بشود نياز به غير دارد.&lt;/span&gt;(علت) اين غير يا واجب است يا ممکن. اگر واجب باشد که تمام است ولي اگر ممکن باشد، اين ممکن جديد نيز نياز به علت دارد و بدين ترتيب سلسله علل به وجود ميايد. وجود دور در علل باطل است يعني نميشود آ علت ب، ب علت پ و پ علت آ باشد و از طرف ديگر تسلسل علل تا بينهايت هم ممکن نيست. پس سلسله علل بايد در جايي ختم شوند يعني به يک علت العلل برسيم يعني علتي که خودش فاقد علت است که در بخاطر اينکه فاقد علت است در نتيجه واجب الوجود است. اين واجب الوجود همان خداست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا نميدانم براي امتناع تسلسل هم ميخواهيد من برهاني اقامه کنم يا نه؟ در بحثهاي ما اثبات اين امتناع معمولا پيش از بحثهاي خداشناسي مطرح شده است. به هر حال اگر خواستيد در مورد آن هم بحث ميکنيم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;----------------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;کورش:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دوست خوبم&lt;br /&gt;گفتار شما را به درخواست خود شما جدا نکردم, ولی شماره زدم تا روشن شود که به چه موردی پاسخ ميدهم.&lt;br /&gt;تلاش ميکنم که کوتاه پاسخ دهم تا فهم گفتار آسان شود. شما هم لطف کن و با ذکر شماره و کوتاه پاسخ بده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1) اتفاقاً مثال اسب شاخدار عين همان تعريفی هست که شما آوردی. آنچه معادل هست در این دو تعريف را اینجا مياورم:&lt;br /&gt;الف: خدا --&gt; اسب شاخدار&lt;br /&gt;ب: هستی نامحدود و جامع تمام کمالات --&gt; بدون نقص بدنی&lt;br /&gt;ج: هستی او عين ذات او --&gt; هستی او عين ذات او&lt;br /&gt;پس تعريف من با تعريف شما از خدا فرقی ندارد. خدای شما هم بايد ثابت شود که خالق همه چيز است و جامع تمام کمالات.&lt;br /&gt;مشکل اینجاست که اولی را ثابت نکرده در تعريف ميگذاريد, دومی را اصلاً تعريف نميکنيد (جامع تمام کمالات نياز به تعريف يا تمثيل دارد چون برای من بديهی نيست). ه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2) این بحث ممتنع الوجود ربطی به بحث ما ندارد, ولی رفع اشتباه کرده باشم: مثال شما اشتباه است. همانگونه که عدد 7 &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;وجود&lt;/span&gt; ندارد, در مورد وجود 3+3=7 هم نميتوان سخن گفت.&lt;br /&gt;اینها قراردادهايی برای بيان روابطی هستند و ارزش وجودی ندارند که مثال ميزنيد.&lt;br /&gt;وگرنه به من بگوييد 7 از چه جنسی است و چقدر وزن يا انرژی دارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3) مثال ها باز هم مورد دار هستند:&lt;br /&gt;باز هم در مورد &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;وجود&lt;/span&gt; "باريدن باران در روز جمعه" نميتوان سخن گفت. "باريدن باران در روز جمعه" امکان يا احتمال دارد ولی وجود ندارد.&lt;br /&gt;امکان آن هم توسط چند پارامتر سنجيده ميشود که شما ميتوانی این پارامتر ها را علت بنامی: رطوبت, باد, دما ....&lt;br /&gt;کامپيوتر من چينشی است از ميلياردها چينش ممکن اجزاء آن.&lt;br /&gt;جرم مربوط به کامپيوتر من, قبل از کامپيوتر شدن وجود داشته. بعداً هم با چينشی ديگر خواهد بود يا قسمتی يا کلّی از آن تبديل به انرژی خواهد شد.&lt;br /&gt;این نگر علمی است.  &lt;br /&gt;حالا ثابت کنيد که این وجود چگونه صلب ميشود. آيا منظور شما از "نبود آن" نبود جرم آن است يا این چينش؟&lt;br /&gt;چون چينش آن کار خدا نيست کار توليد کننده است. آفرينش جرم آن توسط کسی هم بايد ثابت شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4) باز هم اشتباه قبلی را تکرار ميکنيد:  چون ممکن قطعاً نياز به علت ندارد. امکان باريدن در روز جمعه علت دارد. ولی همه امکان ها اینگونه نيستند.&lt;br /&gt;علم اینرا ثابت کرده و من هم مثالی زدم. به طور خلاصه,&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; موجود بودن چيزي كه ذاتا ممكن است، نه واجب، الزاما نياز به عاملي خارجي ندارد &lt;/span&gt;. اگر نياز است دوباره مثال نقض را تکرار کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5) منظور شما را از "احتمال از جمل ميايد" را نفهميدم. منظور من سيستمهايی است که تابع عدم قطعيت هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6) این مقدمه شما بسيار پيچيده و پر از نقص است. چرا اینقدر در پيچيده گويی اصرار بورزيم که اصل مطلب را گم کنيم؟!&lt;br /&gt;فقط چند ایراد را ميگويم, برای کوتاه کردن کلام:&lt;br /&gt;سفيد بودن رنگ سفيد (مثلاً توی سطل رنگ) دليلش همان سفيد بودن ديوار است. این سفيد بودن تنها بدليل انعکاس مجموعه ای از امواج با طول موج معلوم از سطل و ديوار است.&lt;br /&gt;پس سفيد بودن این و آن فرقی ندارند.&lt;br /&gt;دوباره چيزی را با تعريف به خدا ميبنديد. این ارزشی ندارد و چيزی را اثبات نميکند:&lt;br /&gt;ميگوييد خدا وجود لذاته دارد و این تنها شامل حال خداست.&lt;br /&gt;من ميگويم این از کجا آمده يا ثابت شده؟ اگر اینگونه باشد من هم ميگويم:&lt;br /&gt;اسب شاخدار وجود لذاته دارد و این تنها شامل حال اسب شاخدار است! ه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7) رسيديم به اصل برهان شما. ایراد اصلی این برهان هم همان ایراد برهان معروف عليت است!!!&lt;br /&gt;شما بايد قسمت پر رنگ شده را ثابت کنی. يعنی بايد ثابت کنی که: &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ممکن الوجود براي اينکه ايجاد بشود نياز به غير &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;/span&gt;(علت) &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;دارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این اثبات به عهده شماست. من هم برای آسان کردن کار شما مثالی نقض آوردم که نشان دهم این اثبات شدنی نيست!&lt;br /&gt;بار ديگر این مثال نقض را تکرار ميکنم:&lt;br /&gt;"بعنوان مثال نقض مي توان به سيستمهايي اشاره كرد كه به خاطر كوچك بودنشان تابع عدم قطعيت مي شوند. به عنوان مثال، الكتروني را فرض كنيد كه به سمت پرده أي پرتاب شده. بر اساس عدم قطعيت مي دانيم كه به هيچ وجه نمي توان محل برخورد آن را تعيين كرد، بلكه مي توان احتمال برخورد آن به نقاط مختلف را مشخص كرد. نقطه أي را در نظر مي گيريم، كه مثلا احتمال برخورد الكترون با آن 20% است (منظورم از نقطه سطحي كوچك است، نه نقطه به معناي هندسي آن). در اين حالت مي دانيم كه برخورد الكترون با آن نقطه ضروري نيست. يعني هم مي تواند برخورد كند، هم مي تواند برخورد نكند، و اين سرانجامِ الكترون با هيچ رويداد پيشيني در تناقض نخواهد بود. پس اين مسئله امري امكانيست. حال، اگر الكترون به آن نقطه برخورد كند تكليف چيست ؟ چيزي كه ضروري نبوده رخ داده، در حالي كه عاملي باعث ترجيح اين عمل نشده. هيچ عاملي باعث نشده كه امكان برخورد الكترون با اين نقطه تبديل به رويداد واقعي شود؛ هيچ چيز الكترون را مجبور به برخورد كردن يا برخورد نكردن به جايي نمي كند، بلكه تنها احتمال آن را تعيين مي كند، كه اين نيز خود مسئله أي امكانيست، نه ضروري. امكاني كه با هيچ عامل معين كننده أي كامل نمي شود." ه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از نوشتار آقای پاينده&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-997840369211768068?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/997840369211768068/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=997840369211768068&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/997840369211768068'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/997840369211768068'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2009/01/blog-post.html' title='گفتگو با دوستی مسلمان درباره خدا, قسمت دوم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-1312455370564201276</id><published>2008-10-06T08:25:00.000-07:00</published><updated>2008-11-13T00:45:48.244-08:00</updated><title type='text'>گفتگو با دوستی مسلمان در مورد خدا</title><content type='html'>&lt;div  style="text-align: right;font-family:verdana;" rtl=""&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مسلمان ایرانی:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ابتدا بفرمایید برای نبودن خدا دلایلی دارید یا فقط براهین اثبات خدا را ناقص میدانید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر دلایل اثبات خدا را ناقص میدانید و دلیلی بر نبودن خدا معرفی نمیکنید، مقدمتا بفرمایید آیا از دید شما، یک نظم هدفدار نیازمند یک ناظم هست یا نه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;کورش:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دوست گرامی. برای نبودن خدا من نبايد دلايل بياورم.&lt;br /&gt;در این بين مدعی شما هستيد که ميگوييد خدا وجود دارد.&lt;br /&gt;پس اول آن را تعريف ميکنيد (يا صفات او را ميگوييد)&lt;br /&gt;و بعد دليل مياوريد که چرا خدايی با این صفات هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دليل (استدلال) ناقص به نگر من وجود ندارد. يک استدلال يا قابل قبول و با ارزش است, يا اشتباه وبی ارزش است.&lt;br /&gt;تا اینجا من دليل قابل قبولی برای اثبات خدا نديده ام. ولی دليل نميشود که بگويم خدا قطعاً وجود ندارد.&lt;br /&gt;شايد شما استدلالی داری که من هنوز نشنيده ام.&lt;br /&gt;در جواب مقدمه شما عرض کنم, اولاً:&lt;br /&gt;1. تعريف نظم چيست؟&lt;br /&gt;2. تعريف هدفدار چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به رسم ادب وظيفه خود ميدانم که سؤال شما بی پاسخ نماند پس...&lt;br /&gt;با انچه من در ذهنم از نظم و هدفدار تعريف ميکنم, يک نظم هدفدار نيازمند يک ناظم است.&lt;br /&gt;حالا شما بفرماييد نظم چيست و هدفدار چيست و در ادامه در خدمت شما هستم.&lt;br /&gt;با سپاس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مسلمان ایرانی:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;تعريف خدا:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداوند&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; آفريدگار جهان&lt;/span&gt;، هستي نامحدود و جامع تمام کمالات است. &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;هستي او عين ذات اوست&lt;/span&gt;. موجودات مخلوق خدا هستند، هستي خويش را از او ميگيرند و &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;هيچگونه استقلالي ندارند&lt;/span&gt;. هيچ نقص و عيبي در ذات خدا راه ندارد. خداوند، هستي و وجود نامتناهي است و هيچ چيز وجود او را محدود نميکند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;کورش:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دوست خوبم&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;/span&gt;،&lt;br /&gt;يکی از ایراداتی که در استدلال خدا پرستان وجود دارد, در هم کردن مفاهيم است:&lt;br /&gt;يکی از بزرگترين اشتباهات این است که آنچه ميخواهيم ثابت کنيم را در تعريف بياوريم. این ميشود سفسطه.&lt;br /&gt;حالا يک روش شناسايی این سفسطه ها آنست که مورد بحث را با موردی ديگر جابجا کنيم. کمی توضيح دهم:&lt;br /&gt;اینجا شما تعريف انجام ميدهی از خدا که قسمتی از آن تعريف است, قسمتی سفسطه. برای آشکار شدن سفسطه به جای &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;"خدا"&lt;/span&gt;, "&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اسب شاخدار&lt;/span&gt;" بگذار:&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:verdana;" &gt;خداوند&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; font-style: italic;font-family:verdana;" &gt; آفريدگار جهان&lt;/span&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:verdana;" &gt;، هستي نامحدود و جامع تمام کمالات است. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; font-style: italic;font-family:verdana;" &gt;هستي او عين ذات اوست&lt;/span&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:verdana;" &gt;. موجودات مخلوق خدا هستند، هستي خويش را از او ميگيرند و &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; font-style: italic;font-family:verdana;" &gt;هيچگونه استقلالي ندارند&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-style: italic;"&gt;. هيچ نقص و عيبي در ذات خدا راه ندارد. خداوند، هستي و وجود نامتناهي است و هيچ چيز وجود او را محدود نميکند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;---&lt;br /&gt;اسب شاخدار اسبی است با يک شاخ وسط پيشانی و بدون نقص بدنی و &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;هستی او عين ذات او&lt;/span&gt;...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:verdana;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;سفسطه را ديدی؟ شما ميخواهی ثابت کنی خدا هست. پس نميتوانی در تعريف بگويی که بودنش ذاتش است.&lt;br /&gt;اگر اینگونه بود, بودن اسب شاخدار هم ثابت شده بود!!&lt;/span&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:verdana;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مسلمان ایرانی:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;صفات خدا:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صفات خدا شامل کل صفات نيکو در حد کمال است و هيچ صفت بدي در او يافت نميشود.(نياز به اثبات دارد.) خداوند رحمن رحيم غفور کريم عادل و ... است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;کورش:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;همانطور که خودت گفتی اینها بايد ثابت شود و هيچ يک از این صفات نباید در تضاد با ديگری باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:verdana;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مسلمان ایرانی:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;تعريف نظم: هماهنگي بين اجزاي يک مجوعه است.&lt;br /&gt;تعريف هدفداري: داشتن هدف است!!!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;کورش:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نظم&lt;/span&gt; همكاری گروهی چندین چینش و یا ذره ی كوچك تر با رفتار معین (قانونمند) برای رسیدن به چینش بزرگتر دربرگیرنده ی همه آنها با یك هدف است.&lt;br /&gt;يک قطره آب هميشه در حالات اعتدال کروی شکل است و ذرات آن به این نظم ميرسند چون تابع قانون فيزيکی تمايل به انرژی کمترين هستند.&lt;br /&gt;بخش هایی از چشم ما با همكاری هم، به هدف " دیدن" از سوی چشم، كه در برگیرنده ی همه ی بخش های چشم، مانند شبكیه و قرنیه و .. است، دست می یابند.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;هدفداری&lt;/span&gt; تلاش برای برطرف کردن نقصی يا نيازی يا در راستای قوانين طبيعت است (فيزيک, بيولوژی, شيمی...)&lt;br /&gt;مثلاً هدف از چشم رفع نياز ديدن است که هدف آن رفع نياز به ارتباط بهتر با محيط و هدف آن رفع نياز به دوری از خطر و رفع نياز به يافتن مايحتج جاندار است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;-------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style: italic;font-family:verdana;" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;مسلمان ایرانی:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خب دوست گرامي براي اينکه وارد بحث شويم يکراست به سراغ برهان امکان و وجوب ميروم. اين برهان چيزها را در سه گروه  دسته بندي ميکند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1.ممکن الوجود: چيزي است که وجود يا عدم برايش ضروري نباشد. حادث شدن يا فنا شدن دو وصفي است که تنها براي ممکن الوجود آورد البته ميتوان ممکني را تصور کرد که حدوث زماني نداشته است.(يعني عکس عبارت فوق درست نيست) در نظام علي و معلولي اگر علت وجود داشته باشد ممکن نيز وجود دارد و اگر وجود نداشته باشد، وجود ندارد. بيشتر چيزهاي اطراف ما ممکن الوجودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2.ممتنع الوجود: چيزي است که عدم برايش ضروري است، در واقع وجودش محال ذاتي است. براي مثال اينکه حاصلضرب عدد2 در 2 برابر 5 شود محال ذاتي است و چنين رخدادي ممتنع الوجود است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3.واجب الوجود: چيزي است که وجود و واقعيت خارجي برايش ضروري است. نبودن برايش ممکن نيست و هميشه هست براي بودنش نيازي به علت ندارد. تنها مثال اين چيز خداست که بايد وجود انرا اثبات کنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خب اميدوارم توضيحات کافي باشد. حال اگر ايرادي که بر برهان امکان و وجوب وارد ميدانيد مربوط به روش استدلال آن و بدنه و بيان برهان است بفرماييد تا برهان را به طور کامل مطرح کنم ولي اگر ايراد شما ايرادي خارج از بدنه و بيان برهان است ايراد را مطرح بفرماييد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;کورش:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;نفهميدم چرا سخن از نظم و هدف بود... سپس به برهان امکان و وجوب رسيديم.&lt;br /&gt;آيا این برهانی است که برای اثبات وجود خدا ميخواهيد به کار گيريد؟ پس نظم و هدف برای چه بود؟&lt;br /&gt;آيا تمام برهان را اینجا گفته اید؟ يا اینکه باز هم این مقدمه است و تعاريف؟&lt;br /&gt;چون من این برهان شما را به اسم صديقين ميشناسم البته با کمی تفاوت.&lt;br /&gt;اگر این کل برهان است...&lt;br /&gt;اولاً آن مثالی که برای ممتنع الوجود ميزنيد ربطی به ممتنع الوجود ندارد. حساب و رياضی قرار دادهايی وابزاری بيش نيستند.&lt;br /&gt;به کل تعريف ممتنع الوجود در برهان شما بيهوده است.&lt;br /&gt;ولی مشکل اصلی در تعريف ممکن الوجود است: بايد ثابت کنيد که اگر علت وجود نداشته باشد, ممکن وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نميتوانيد این را ثابت کنيد چرا که مثال نقض زياد هست: هر آنچه از احتمال به واقعيت تبديل شود الزاماً نياز به عامل خارجی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-1312455370564201276?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/1312455370564201276/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=1312455370564201276&amp;isPopup=true' title='9 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/1312455370564201276'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/1312455370564201276'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2008/10/blog-post.html' title='گفتگو با دوستی مسلمان در مورد خدا'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>9</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-2137684398029402160</id><published>2008-07-29T05:18:00.000-07:00</published><updated>2008-07-29T05:57:07.316-07:00</updated><title type='text'>امام علی و کشتار ايرانيان</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;ایرانيان علاقه بسياری به علی ابن ابيطالب امام اول شيعان دارند.&lt;br /&gt;در این مطلب کوتاه, چند نمونه از روابط امام علی با ایرانيان با ذکر منبع درج شده.&lt;br /&gt;به ياد آنانيکه برای ایران زمين, جان خود را فدا کردند.&lt;br /&gt;---&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;امام علی يکی از مشاوران نزديک عمر (خليفه دوم مسلمانان ) در هنگام حمله لشکر اسلام به ايران بود . زمانی که عمر می خواست خود شخصا در اين جنگها حاضر شود، امام علی به او گفت : " تو سر اين سپاهی اگر بروی و کشته شوی، سپاه اسلام متلاشی می شود . تو بايد مرکز خلافت را داشته باشی تا اگر سپاه اسلام شکست خورد، ايرانيان بدانند که اين نيرو پشت دارد " (تاريخ طبری، جلد 5، ص 1943 و 1945 ، اخبار الطول ص 147 و نهج البلاغه ص -446 443 ) &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;عمر که داما د امام علی بود و روی حرفهای وی حسا ب می کرد پيشنهاد وی را پذيرفت و در دارالخلافه ماند و در راس لشکريان اسلام فرماندهان با تجربه و خونريزی گمارد و به طرف ايران گسيل داشت . پس از شکست ايرانيان و پيروزی لشکريان اسلام، علی خطاب به مردم کوفه گفت : ای مردم کوفه، شما شوکت عجمان را برديد. (تاريخ طبری، جلد 6 ص 2208 ) &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;پس از پايان سلطنت 3 تن از خلفای مسلمانان (ابوبکر،عمر، عثمان ) نوبت سلطنت امام علی رسيد که بسيار لرزان و کوتاه بود . اختلافات معاويه و علی بر سر قدرت بالا گرفت و سبب ساز جنگهای طولانی گرديد . علی جهت تامين مخارج اين جنگها مجبور بود که باج و خراج بيشتری از ايرانيان اخذ کند . اين فشارها موجب قيامها و مقاومتهای دليرانه از سوی شهرهای مختلف ايران شد بطوری که امام علی بی رحم ترين سرداران خود، از جمله زياد ابن ابيه، خليد بن طويف را بسوی خراسان، فارس، ری ، آذربايجان و ساير شهرها و بلاد اعزام داشت . &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;در ادامه به مواردی از سرکوب قيامهای مردم ايران در زمان خلافت امام علی می پردازيم : &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;در زمان امام علی، مردم استخر چندين بار قيام کردند . امام علی در يکی از آن موارد عبدالله بن عباس را در راس لشکری به آنجا گسيل داشت و شورش توده ها را در سيل خون فرونشاند (فارسنامه ابن بلخی، ص 136). &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;در مورد ديگر که مردم استخر شوروش کردند، امام علی زياد بن ابيه که از خونخواری و آدمکشی به انوشيروان دوم لقب گرفته بود را به آنجا گسيل داشت تا به سرکوبی اين قيام بپردازد . در مورد جنايات و کشتار مردم استخر توسط زياد بن ابيه کتابها و روايت زيادی نوشته و نقل شده است (رجوع کنيد به کتاب مروج الذهب، جلد دوم ص  29 ) &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;در سال 39 هجری مردم فارس و کرمان نيز سر به شورش گذاشتند و حکام ستمگر امام علی را از شهر خود بيرون کردند. امام علی مجددا زياد بن ابيه را به آنجا گسيل داشت و لشکريان وی از هيچ جنايتی فروگذاری نکردند. (تاريخ طبری، جلد 6، صفحه 2657 و يا فارسنامه، ص 136 ) &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;مردم خراسان نيز در زمان امام علی برای چندين بار قيام کردند و چون چيزی نداشتند بعنوان باج و خراج بپردازند، از دين اسلام برگشته و به مقاومت سخت و جانانه ای دست زدند . امام علی جعده بن هبيره را بسوی خراسان فرستاد. او مردم نيشاپور را محاصره کرد تا مجبور به صلح شدند. ( تاريخ طبری، جلد 6، ص 2586 و فتوح البلدان ص 292) &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;در زمان امام علی مردم شهر ری نيز سر به طغيان برداشتند و از پرداخت خراج خوداری کردند. امام علی ابوموسی را با لشکری زياد به سرکوب شوروش فرستاد و امور آنجا را بحال نخستين برگرداند. ابوموسی پيش از اين طغيان نيز، يکبار ديگر بدستور امام علی به جنگ مردم شهر ری گسيل شده بود. (فتوح البلدان ص 150 ) &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;به روزگا ر خلافت علی بن ابی طالب، چون پايان سال 38 و آغاز سال 39 بود، حارث بن سره عبدی، به فرمان علی لشکر به خراسان کشيد و پيروز شد، غنيمت بسيار و برده ی بی شمار بدست آورد. تنها در يک روز، هزار برده ميان يارانش تقسيم کرد. لکن سرانجام خود و يارانش، جز گروهی اندک، در سرزمين قيقان (سرحد خراسان) کشته شد. (فتوح البلدان، بلاذری) &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;علی بن ابی طالب، عبدالرحمن بنی جز طائی را به سيستان فرستاد . لکن حسکه حبطی وی را بکشت، پس علی فرمود : بايد که چهار هزار تن از حبطيان را به قتل رسانيم . وی را گفتند : حبطيان پانصد تن هم نشوند. (فتوح البلدان، بلاذری ) &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;علی ولايت آذربايجان را نخست به سعيد بن ساريه خزاعی و سپس به اشعث بن قيس داد . يکی از شيوخ آذربايجان نقل می کند که وليد بن عقبه همراه با اشعث بن قيس به آذربايجان می آيند . و چون وليد آن ديار را ترک کرد ، مردم آذربايجان قيام کردند . اشعث از وليد طلب ياری کرد و وليد برای ياری وی سپاهی از کوفه به در آنجا گسيل داشت. اشعث، حان به حان (حان= خانه به خانه ( فتح کرد و پيش رفت . و پس از فتح آذربايجان گروهی از تازيان اهل عطا را بياورد و در آنجای ساکن ساخت و آنان را فرمان داد که مردم را به اسلام خوانند. (فتوح البلدان، بلاذری ) &lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;منبع اصلی مطلب, سايت &lt;a href="http://zandiq.com/farsi/articles/pdfs/karnameye%20ali.pdf"&gt;زنديق&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-2137684398029402160?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/2137684398029402160/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=2137684398029402160&amp;isPopup=true' title='30 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/2137684398029402160'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/2137684398029402160'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='امام علی و کشتار ايرانيان'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>30</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-3782958871982333987</id><published>2008-06-27T01:36:00.000-07:00</published><updated>2008-06-27T01:38:26.271-07:00</updated><title type='text'>نظر قرآن در مورد ازدواج با دختران نابالغ</title><content type='html'>&lt;div  style="text-align: right;font-family:trebuchet ms;"&gt; بر سر ازدواج محمد با عايشه بين دوستان و مخالفان اسلام بحث های بسياری انجام شده است.&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;مخالفان اسلام این ازدواج را به دليل سن کم عايشه (عقد در شش يا هفت سالگی و دخول در نه سالگی) به شدت محکوم ميکنند.&lt;br /&gt;اسلام گرايان هم دو موضع متفاوت دارند که گاه با يکديگر مخلوط هم ميشوند:&lt;br /&gt;اول آنکه سن کم عايشه را انکار ميکنند (با وجود منابع بسيار از متون اسلامی و غير اسلامی)&lt;br /&gt;بعضی هم آنرا توجيح ميکنند. هدف از این نوشتار کوتاه دفاع يا رد هيچ يک از این نظريات نيست. تنها خواستم به بخشی از قرآن اشاره کنم که به نظر من ازدواج با دختران نابالغ را تأييد ميکند:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="color:blue;"&gt;و از زنان شما كسانى كه از حيض مأيوسند، اگر در كارشان شک داريد، بدانيد كه عده آنان سه ماه (/سه پاكى‏) است‏؛ همچنين (است امر) &lt;b&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;زنانى&lt;/span&gt;&lt;/b&gt; &lt;b&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;كه حيض نديده‏اند&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;؛ و بارداران‏، سرآمد عده‏شان اين است كه وضع حمل كنند؛ و هر كس از خداوند پروا كند، (او) در كارش آسانى پديد آورد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;(طلاق ۴) (ترجمه بهاءالدین خرمشاهی)&lt;/span&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;منظور از «زنانی که حیض ندیده اند»، اشاره به زنانی است که پیش از رسیدن به سن بلوغ به عقد مردان مومن درآمده اند، و هنوز به بلوغ جنسی نرسیده اند. در تفسیر الجلالین، دلیل حیض ندیدن این بانوان چنین بیان شده است: «لصغرهنّ» (بخاطر کم سن و سال بودن آنها). در حدیثی صحیح از صحیح البخاری نیز از قول محمد ابن عبدالله آمده است: «و عده برای دخترانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، سه ماه است.» (جلد ۷، کتابِ ۶۲، شماره ۶۳) «حیض دیدن» در میان اعراب آن زمان، نشانه بلوغ زنان بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;همچنین با در نظر داشتن آیه ی زیر، درمییابیم که آیه ۶ سوره ی نساء اشاره به زنانی است که هنوز حیض ندیده اند و &lt;b&gt;در عین حال شوهرشان با آنها نزدیکی کرده است&lt;/b&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="color:blue;"&gt;اى مؤمنان چون با زنان مؤمن ازدواج كرديد، سپس &lt;b&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;پيش از آنكه با آنان هماغوشى كنيد&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;، طلاقشان داديد، براى شما به عهده آنان عده‏اى كه حسابش را نگه داريد نيست‏؛ پس آنان را (به نيمه مهر، يا هديه‏اى‏) برخوردار سازيد و به خير و خوشى رهايشان كنيد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="color:black;"&gt;(احزاب ۴۹)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;میبینیم که اگر مردان با زنانشان هم آغوشی ننموده باشند، «عده ای» این وسط درکار نیست. پس، آیه ۴ سوره طلاق راجع به آن دسته زنانی است که مومنین با آنان هم آغوشی (سکس) داشته اند. در نتیجه، نزدیکی با دختر نابالغ نه تنها در اسلام ممنوع نیست، بلکه یک عمل کاملا قرآنی نیز به شمار می آید. &lt;/span&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-3782958871982333987?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/3782958871982333987/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=3782958871982333987&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/3782958871982333987'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/3782958871982333987'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2008/06/blog-post.html' title='نظر قرآن در مورد ازدواج با دختران نابالغ'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-1812945122007037496</id><published>2008-05-14T03:23:00.001-07:00</published><updated>2008-05-14T03:25:36.728-07:00</updated><title type='text'>The Root of All Evil, Part 1</title><content type='html'>مستندی بسیار آموزنده از پروفسور ریچارد داوکینز در مورد اثرات مخرب وجود مذهب در جهان                 &lt;a href="http://video.google.co.uk/videoplay?docid=9002284641446868316" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;embed id="VideoPlayback" style="width: 400px; height: 326px;" flashvars="" src="http://video.google.com/googleplayer.swf?docid=9002284641446868316&amp;amp;hl=fr" type="application/x-shockwave-flash"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-1812945122007037496?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/1812945122007037496/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=1812945122007037496&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/1812945122007037496'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/1812945122007037496'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2008/05/blog-post.html' title='The Root of All Evil, Part 1'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-6930457701818181752</id><published>2008-05-14T03:21:00.000-07:00</published><updated>2008-05-14T06:46:29.199-07:00</updated><title type='text'>The Root of All Evil? Part 2</title><content type='html'>&lt;embed id="VideoPlayback" style="width: 400px; height: 326px;" flashvars="" src="http://video.google.com/googleplayer.swf?docid=-7619161192220036050&amp;amp;hl=fr" type="application/x-shockwave-flash"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-6930457701818181752?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/6930457701818181752/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=6930457701818181752&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/6930457701818181752'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/6930457701818181752'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2008/05/root-of-all-evil-part-2.html' title='The Root of All Evil? Part 2'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-1876645221614575643</id><published>2007-11-05T06:19:00.000-08:00</published><updated>2007-11-05T06:22:51.789-08:00</updated><title type='text'>پارتی بازی قرآنی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;بر گرفته از سايت &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.efsha.co.uk/kaafar/maghale/ohadi/marye-mohmad.pdf" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;کافر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt; و برای دوستانی که ميخواهند بيشتر بدانند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt; ---&lt;br /&gt;داستان زنانی که خود را به رايگان در اختيار محمد می گذاردند و آيات 49 و 51 از سوره احزاب &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;در بين چهار زنی که به طور رايگان خود را تسليم محمد می کردند و همخوابگی با آنان مستلزم هيچيک از تشريفات ازدواج از قبيل حصور شهود و پرداخت کابين نبود "ام شريک" از همه زيباتر بود . زيبائی او به حدی بود که حسادت عايشه را برانگيخت و به طعنه گفت :"نمی دانم زنی که خود را به مردی به رايگان تقديم کند چه ارزشی دارد ؟" ام شريک در جواب عايشه گفت : " ما چنين خواستيم و کرديم " و محمد نيز برای رسميت دادن به عمل خود، آيه 49 از سوره احزاب را بر عايشه و مسلمانان عرضه کرد و در آن از ام شريک به عنوان "امراه المؤمنه" ياد کرد :&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;" ای پيغمبر ما حلال کرديم بر تو همسرانی را که اختيار کرده ای چه آنها که حقشان را داده ای و چه آنها که کنيز تو بوده اند و خدا آنها را به عنوان غنيمت نصيب تو کرده است و همچنين دختران عمو ، دختران دائی و دختران خاله هايت که با تو مهاجرت کرده اند همه را بر تو حلال کرديم و نيز زن مؤمنه ای که خودش را به پيامبر ببخشد و پيامبر هم بخواهد با او نکاح کند . و اين نکاح بدون مهريه &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;تنهابرای تو است نه برای ساير مؤمنين&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; ." احزاب 49&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;عايشه پس از شنيدن اين آيه بدون پروا گفت: &lt;span style="color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;"می بينم که خدايت در انجام خواهش های نفسانی تو تسريع می کند ."&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; محمد برای تأديب عايشه و متذکر شدن اين مطلب که ، زنان حق مداخله و اظهار نظر در اعمال جنسی مردان ندارند ، آيه 51 احزاب را بر زنان خواند :&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt; "لازم نيست که در همبستر شدن با زنهای خود نوبت را رعايت کنی . هرکدام را که مايل بودی نزد خود بخوان و هر کدام را که نخواستی کنار بگذار . بر تو ايرادی نيست ، آزادی و اختيار مطلق در ترک آنها داری و برای آنها نيز اين ترتيب بهتر است . "&lt;br /&gt;زنان محمد از ترس اين که مبادا محمد آنان را طلاق گويد ، نزد محمد آمدند و گفتند درباره ماچه تصميمی داری. هر کاری که ميل و اراده تواست انجام بده که ما تابع اراده تو هستيم .&lt;br /&gt;از آن به بعد نوبت برای عايشه ، حفصه ، ام سلمه ، زينب و ماريه به طور عادلانه و منظم رعايت می شد و شبهای نوبتی برای سوده ، صفيه ، جوبريه ، ميمونه و ام حبيبه غالبا" به تأخير می افتاد .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-1876645221614575643?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/1876645221614575643/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=1876645221614575643&amp;isPopup=true' title='23 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/1876645221614575643'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/1876645221614575643'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2007/11/blog-post.html' title='پارتی بازی قرآنی'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>23</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-6798947468081688949</id><published>2007-10-04T01:16:00.000-07:00</published><updated>2007-10-04T01:33:52.244-07:00</updated><title type='text'>چکيده هايی از قرآن, قسمت اول</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;دوستان به من ميگويند که توهين به مقدسات ميکنم! پاسخی نميدهم...&lt;br /&gt;تنها چکيده هايی از قرآن می آورم, باشد که بخوانند و بيانديشند به آنچه گمان ميکنند به آن ایمان دارند.&lt;br /&gt;تقديم به دوست عزيزم سارا, که نميشناسمش ولی مرا به ياد ميليون ها زنانی می اندازد که اسلام را نجات بخش خود ميدانند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;سوره بقره آیه 228&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكُيمٌ.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;بايد که زنان مطلقه تا سه بار پاک شدن از شوهر کردن باز ايستند و، اگربه خدا و روز قيامت ايمان دارند ، روا نيست که آنچه را که خدا در رحم آنان آفريده است پنهان دارند و در آن ايام اگر شوهرانشان قصد اصلاح داشته باشند به بازگرداندنشان سزاوارترند و برای زنان حقوقی شايسته است همانند وظيفه ای که بر عهده آنهاست &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;ولی مردان را بر زنان مرتبتی است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; وخدا پيروزمند و حکيم است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;سوره بقره آیه 223 &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;زنانتان کشتزار شما هستند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;سوره نساء آیه 24&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده اند، &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مگر آنها که به تصرف شما در آمده باشند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; . از کتاب خدا پیروی کنید. و جز اینها زنان دیگر هرگاه در طلب آنان از مال خویش مهری بپردازید و آنها را به نکاح درآورید نه به زنا، بر شما حلال شده اند. و زنانی را که از آنها تمتع میگیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معین در قبول هرچه دو بدان رضا بدهید گناهی نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;سوره النساء (زنان) آیه 34 &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; پس زنان شایسته، &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;فرمانبردارند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;بزنیدشان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-6798947468081688949?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/6798947468081688949/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=6798947468081688949&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/6798947468081688949'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/6798947468081688949'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2007/10/blog-post.html' title='چکيده هايی از قرآن, قسمت اول'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-2679521142339639642</id><published>2007-07-03T08:40:00.000-07:00</published><updated>2007-07-03T08:48:59.043-07:00</updated><title type='text'>تحريف قرآن</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چند وقتی بود اینجا نميامدم. سرگرم گفتگو بودم در تالارهای &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.goftegu.com/vb/showthread.php?t=1813"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گفتگو دات کم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;.&lt;br /&gt;سه تا سوره آوردم, مثل قرآن. از قرآن هم بهتر. مسلمانان هنوز نتوانسته اند ایرادی بگيرند. شما هم سعی کنيد:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;سوره اول:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Verdana;font-size:130%;"&gt;بنام پروردگار همه هستی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Verdana;"&gt;و هر آنکس که پيام خدايش را شنيد ولی باور نکرد به سختی عذاب خواهد شد. پس پيام آورانی به سوی آنان فرستاديم تا به راه خدا باز گردند, ولی سخن خدا را ناشنيده گرفتند و در کفر خود اصرار ورزيدند. پس ای پيامبر, به آنان که با تو پيمان دوستی بستند و ياريت کردند دوستی کن. همانا خدا پاداش دوستانش را وسيع در نظر گرفته است. ولی آن که کفر ورزيد, به زودی فرياد ميزند وای بر من که هلاک شدم. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Verdana;"&gt;پروردگار شما راستگو ترين است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;سوره دوم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;به ياد و نام آفريننده&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;آنان که به دوستان خود وفا کردند, و به آنان دست ياری دادند, همانا در درگاه پروردگارشان رستگارند.و آنان که با دشمنان نرمی کردند و کينه را از دل خود پاک گردانيدند, پيوسته خير و خوشی نصيبشان خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سوره سوم:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;به نام راستی و حقيق&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;ت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;همانا آنان که چشم و گوش خود را گشودند و خرد خود را بکار گرفتند, بدی و خوبی را از هم باز شناختند.و آنان که گفتند: "ما آنچه پيامبران گفتند انجام ميدهيم", همواره فتنه کردند و خوبيهايشان نيز در برابر بديها ناچيز به نظر آمدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-2679521142339639642?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/2679521142339639642/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=2679521142339639642&amp;isPopup=true' title='22 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/2679521142339639642'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/2679521142339639642'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='تحريف قرآن'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>22</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-116073565715185193</id><published>2006-10-13T03:04:00.000-07:00</published><updated>2006-10-13T03:34:17.320-07:00</updated><title type='text'>نقص در قرآن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مسلمانان معتقد هستند که در قرآن &lt;strong&gt;هيچ نقصی وجود ندارد&lt;/strong&gt; و قرآن &lt;strong&gt;راهنمای سعادت&lt;/strong&gt; است، يعنی با پيروی از قرآن انسان به سعادت ميرسد.&lt;br /&gt;من در هنگام مطالعه قرآن به مواردی برخورد کردم که مغاير با اين دو خصوصيت هستند. اگر توضيحی داريد خوشحال ميشوم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;u&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مورد اول&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سوره نسا آیه 24&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;u&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;و زنان شوهردار [بر شما حرام است‏؛] &lt;strong&gt;مگر آنها را كه [از راه اسارت‏] مالك شده‏ايد؛&lt;/strong&gt; اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است‏. اما زنان ديگر غير از اينها [كه گفته شد]، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد؛ در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [= ازدواج موقت‏] مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. [بعداً مى‏توانيد با توافق‏، آن را كم يا زياد كنيد.] خداوند، دانا و حكيم است‏.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;من با اين آيه خيلی مشکل دارم: آيا اين دقيقاً تجاوز به زنان در هنگام جنگ نيست؟ يعنی زن شوهر دار، اگر شوهرش دشمن من است بر من حلال است! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;u&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مورد دوم&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سوره آل عمران آیه 42&lt;br /&gt;أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آيا مي ، پنداريد که به بهشت خواهيد رفت و حال آنکه &lt;strong&gt;هنوز براي خدا معلوم نشده است&lt;/strong&gt; که از ميان شما چه کساني جهاد مي کنند و چه کساني پايداري مي ورزند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مگر خدا عالم مطلق نيست؟ پس چطور نميداند؟!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;u&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مورد سوم&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سوره قصص آیه 88&lt;br /&gt;وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;و معبود ديگري را با خدا مخوان كه هيچ معبودي جز او نيست، همه چيز جز &lt;strong&gt;صورت&lt;/strong&gt; پاك او فاني مي‏شود، حاكميت از آن اوست و همه به سوي او بازمي گرديد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سوره هود آیه 37&lt;br /&gt;وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ&lt;br /&gt;و (اكنون) در مقابل &lt;strong&gt;چشم&lt;/strong&gt; ما و طبق وحي ما كشتي بساز و درباره آنها كه ستم كردند شفاعت مكن كه آنها غرق شدني هستند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سوره ص آیه 75&lt;br /&gt;قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ&lt;br /&gt;گفت: اي ابليس چه چيز مانع تو از سجده كردن بر مخلوقي كه با &lt;strong&gt;دست&lt;/strong&gt; خود او را آفريدم گرديد؟ آيا تكبر كردي، يا از برترين بودي ؟ (بالاتر از اينكه فرمان سجود به تو داده شود!).&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;يعنی آيا خدا صورت و دست و چشم دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-116073565715185193?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/116073565715185193/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=116073565715185193&amp;isPopup=true' title='18 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/116073565715185193'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/116073565715185193'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/10/blog-post.html' title='نقص در قرآن'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>18</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-115642075929532172</id><published>2006-08-24T04:56:00.000-07:00</published><updated>2006-08-24T05:00:00.470-07:00</updated><title type='text'>از بزرگان</title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;" A true friend is one who overlooks your failures and tolerates your success! "&lt;br /&gt;Doug Larson&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" A harmful truth is always better then...a useful lie! "&lt;br /&gt;Eric Bolton&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" When I was a kid I used to pray every night for a new bike. Then I&lt;br /&gt;realized that The Lord doesn't work that way, so I stole one and asked him&lt;br /&gt;to forgive me. "&lt;br /&gt;Erno Philips&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" Start every day with a smile and get it over with. "&lt;br /&gt;W.C. Fields&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" Everything is funny as long as it is happening to somebody else. "&lt;br /&gt;Will Rogers&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" Advice is what we ask for when we already know the answer but wish we didn't. "&lt;br /&gt;Erica Jong&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" Don't take life too seriously, you'll never get out of it alive. "&lt;br /&gt;Elbert Hubbard&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" Always and never are two words you should always remember never to use. "&lt;br /&gt;Wendell Johnson&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" Have you noticed that all the people in favor of birth control are already born ? "&lt;br /&gt;Benny Hill&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-115642075929532172?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/115642075929532172/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=115642075929532172&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/115642075929532172'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/115642075929532172'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/08/blog-post_24.html' title='از بزرگان'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-115504654316586130</id><published>2006-08-08T07:00:00.000-07:00</published><updated>2006-08-08T07:15:43.250-07:00</updated><title type='text'>ميل به نوشتن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عجب کار سختی هست نوشتن. چقدر راحت آدم دلسرد ميشه. امروز خواستم تبريک بگم به کسانی که اگر يک نفر هم سعی در خواندن مطالب آنها نميکنه، باز هم به عشق قلم مينويسن.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بحث کردن رو که ديگه نگو. چند سال پيش پدر بزرگم از قول کسی که يادم نيست کی بود ميگفت، کسی که از دينش برای تو حرف ميزنه، نميخواهد از دين تو چيزی بدونه...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حالا من رسيدم به جايی که کمی دلسرد شدم. کم ميشه کسی رو پيدا کرد که به جای زور چپون کردن افکار خودش، يه کم به حرف ديگران هم گوش کنه. پيش ضمينه هر بحثی اين هست که من بايد ثابت کنم حق با منه. آيا توان اين رو داريم که قبل از هر بحث فکر کنيم، شايد اين بار نظر من عوض شد؟ از خودم ميپرسم...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز اين مطلب رو نوشتم که بگم هنوز هستم. خواستم تشکر هم بکنم از دوستم &lt;/span&gt;&lt;a href="http://namaloom.blogspot.com/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بينام&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;. باز هم برگشت و باز هم نوشت و باز هم خوب نوشت و باز هم به دل نشست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اين عکس رو هم ببينيد. من اسمش رو گذشتم &lt;em&gt;رهايی از "من"&lt;/em&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img height="240" src="http://my.blackmice.com/imagecenter/full/948/1152304824.jpg" width="320" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-115504654316586130?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/115504654316586130/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=115504654316586130&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/115504654316586130'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/115504654316586130'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/08/blog-post.html' title='ميل به نوشتن'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-115165921424882032</id><published>2006-06-30T02:15:00.000-07:00</published><updated>2006-06-30T02:20:14.263-07:00</updated><title type='text'>گذشت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چند سالی بود که ازش دلخور بودم. حق هم داشتم. چند وقت پيش با خودم گفتم ببخشمش و قدمی پيش بگذارم، ولی به هزار دليل اينگونه نکردم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; حالا خودم رو نمی بخشم، حالا که به خاک سپردمش.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-115165921424882032?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/115165921424882032/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=115165921424882032&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/115165921424882032'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/115165921424882032'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/06/blog-post.html' title='گذشت'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-114589779500555113</id><published>2006-04-24T09:39:00.000-07:00</published><updated>2006-04-24T10:13:48.653-07:00</updated><title type='text'>دئيسم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;يک بحثی داشتم با چند نفر در مورد بی دينی و مطلبی خوندم در مورد دئيسم. شما هم اگر ميخواهيد مطلب رو بخونيد به اين آدرس سر بزنيد:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="left"&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Deism" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;http://en.wikipedia.org/wiki/Deism&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;از اين مطلب، اين قسمت را برگزيدم که مبنای دئيسم را شرح ميدهد. سعی ميکنم ترجمه کنم. اگر دوستان در ترجمه ايرادی ميبينند خواهش ميکنم اصلاح کنيد:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;دئيسم بر اين چند اصل بنا شده:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;ol dir="rtl"&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;باور به خدا بر مبنای عقل، تجربه، طبيعت و نه بر مبنای نوشتهای مقدس يا وحی الهی.&lt;/span&gt; اين بدان معنی است که با استفاده از عقل و با مشاهده نظم و پيچيدگی جهان هستی و بر اساس تجربه شخصی ميتوان به وجود خدا پی برد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;باور بر اينکه طبيعت (جنس) خدا غير ماترياليست و غالباً غير قابل فهم برای بشر است،&lt;/span&gt; پس در حال حاضر برای بشر غير قابل تعريف است. اضافه بر اين, زبان بشر محدود و نامناسب برای تعريف خداست، ولی انسان ميتواند از عقل برای تحليل و بحث درباره اين طبيعت (جنس) استفاده کند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;باور به اينکه رابطه خدا با بشر فرا شخصی است.&lt;/span&gt; ولی اين بدان معنی نيست که خدا از انسان دور است بلکه به اين معنی است که خدا رابطه ای عميق با همه مخلوقات دارد و نه تنها با بخشی از آنها. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;باور به اينکه انسان توانايی آن را دارد که که از عقل خود برای به وجود آوردن اصول اخلاقی استفاده کند&lt;/span&gt; و از طريق عقل خود ميتواند از اين اصول برای درست رفتار کردن استفاده کند. در اصل بشر ميتواند از طريق وجدان خود سنجش ارزشی داشته باشد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;باور به اينکه انسان ها قادر به تجربه وجود خدا هستند که اين معنويات ناميده ميشود.&lt;/span&gt; اين تجربيات معنوی چندين وجه دارند، همچون احترام، پرستش، دوستی و حتی ميتوانند از نوع ماوراء طبيعی باشند. هر انسانی قادر است خدا را عميقاً تجربه کند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;باور بر اينکه خدا بايد پرستش شود از طريقی که به بهترين وجه با عقايد شخص مطابقت داشته باشد.&lt;/span&gt; اين اشخاص هستند که تعيين ميکنند چگونه پرستش کنند و هرکس به شخصه و به دلخواه خود در اين مورد عمل ميکند. برای خيلی ها، اين عبادت هم چند وجهی و کاملاً شخصی است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;باور بر اين قانون طبيعی که همه مردان و زنان يکسان آفريده شده اند&lt;/span&gt; و ملزوماً آزاد هستند، پس هيچ انسانی حقی بيشتر از ديگری ندارد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;باور بر اينکه هدف بشر اينست که عقل خدادادی را برای فهم اينکه زيستن، به تمام معنی، چيست استفاده کند&lt;/span&gt;(يعنی چگونه بيشترين استفاده را از زندگی ببريم)، و در راه تامين آسايش و سعادت و شادی همه گام بردارد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;باور به اينکه عقل و احترام از طرف خدا به انسان ارزانی شده اند و ما بر آن هستيم که آنها در تمامی جوانب زندگی استفاده کنيم&lt;/span&gt; تا به زندگی مفهوم ببخشيم. اين به آن معنی است که ديگر عقايد و اديان را، تا آنجا که زيان بر نباشند، محترم شماريم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ol&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;اين اصول کمی با عقايد من متفاوت هستند، ولی مورد خيلی بدی در آنها نميبينم، هرچند اين اصول را کامل هم نميدانم و در چند مورد با تعاريف مخالفم. ولی به نظرم، ديد زيبا و خوبيست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;اگر وقت اجازه دهد، نظر خودم را بيشتر تشريح ميکنم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-114589779500555113?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/114589779500555113/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=114589779500555113&amp;isPopup=true' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/114589779500555113'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/114589779500555113'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/04/blog-post_24.html' title='دئيسم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-114485266407216305</id><published>2006-04-12T05:44:00.000-07:00</published><updated>2006-04-18T02:36:03.936-07:00</updated><title type='text'>سردمداران ابله</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ايران، به قول رييس جمهور به جمع کشورهای صاحب انرژی هسته اي پيوست. مبارک باشد.&lt;br /&gt;حالا کسی نيست بپرسد، آقايان، آيا کشوری که در جهان از لحاظ منابع گاز دوم است، کشوری که بخش وسيعی از آن بيش از سيصد روز در سال آفتاب دارد و کشوری که هنوز، با وجود منابع عظيم نفت، وارد کننده بنزين مصرفی خود است، چه نيازی به انرژی هسته ای داشت. آقايان، با زباله های هسته ای چه خواهيد کرد؟ اگر چرنبيل ديگری در ايران به وجود آمد چه کسی جواب گو خواهد بود؟ منابع آبی برای سرد کردن نيروگاه ها کدام ها هستند و آب غير قابل مصرف اين نيروگاه ها به کجا خواهد رفت؟ در قرنی که پيشرفته ترين کشورهای دنيا سعی در محدود کردن تعداد نيروگاه های هسته ای دارند، ما به غنی سازی خود، که پنجاه سال از دنيا عقب تر است، ميباليم. چرخ را دوباره اختراع کرديم، مثل چرخ ديگران کج ميچرخد و به آن مفتخريم. آيا سردمداران ما ابله و خائن نيستند؟&lt;br /&gt;کشورهای غربی که به جای تذکر در مورد ضررهای يک چنين اقدامی، ما را از ساخت بمب اتمی، برحذر ميدارند، در حالی که خود انبارها را از بمبها پر کرده اند. سياره ما هر روز پر از زباله هايی ميشود که زندگی را برای نسلهای بعدی غير ممکن خواهند کرد، ولی ابلهان، بر سر بمبها با هم دعوا ميکنند.&lt;br /&gt;دوستان عزيز، ضمن تسليت به مناسبت احداث منابع جديد آلودگی و ايجاد بهانه برای جنگ و کشتار از شما ميخواهم کمی بيانديشيد و کورکورانه ابلهان را حمايت نکنيد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;پانويس: با تشکر از دوستی که ايراد املائی من رو گرفته بودن، اين ايراد در متن تصحيح شد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-114485266407216305?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/114485266407216305/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=114485266407216305&amp;isPopup=true' title='15 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/114485266407216305'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/114485266407216305'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/04/blog-post_12.html' title='سردمداران ابله'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>15</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-114432444871365940</id><published>2006-04-06T04:52:00.000-07:00</published><updated>2006-04-06T04:54:08.733-07:00</updated><title type='text'>سخنی خيلی کوتاه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دوست عزيزم سعيد در پيغامی در جواب پست قبلی من نوشته: "&lt;em&gt;خوشحالم که در کشور آزادی زندگی ميکنم، آنقدر آزاد که خيلی راحت زندانيان سياسيش تکريم ميشوند&lt;/em&gt;".&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در جواب سعيد عزيز بايد بگم: سعيد جان، کشور آزاد زندانی سياسی ندارد، که کسی بتواند تکريم يا تحريم کند...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دلها را به روی حقيقت بگشائيم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-114432444871365940?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/114432444871365940/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=114432444871365940&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/114432444871365940'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/114432444871365940'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/04/blog-post.html' title='سخنی خيلی کوتاه'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-114296192301355034</id><published>2006-03-21T09:24:00.000-08:00</published><updated>2006-03-21T09:25:23.033-08:00</updated><title type='text'>سال نو</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دوستان عزيز&lt;br /&gt;سال نو خوبی برای همه شما و عزيزانتان آرزو دارم. اميدوارم همواره شاد و خندان و تندرست باشيد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خبر آزادی گنجی، عيدی خوبی بود. به اميد روزی که هيچ کس، به خاطر گفتن عقايد خود، زندانی نشود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پروردگارا&lt;br /&gt;در اين سال نو به من توانايی ده تا درست بيانديشم. به دوستانم شجاعت ده تا ايرادهای من را بی پرده گوشزد کنند و به من قدرت ده تا دشمنان خود را نيز دوست بدارم، چرا که بندگان تواند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-114296192301355034?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/114296192301355034/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=114296192301355034&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/114296192301355034'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/114296192301355034'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/03/blog-post.html' title='سال نو'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113932806682485801</id><published>2006-02-07T07:44:00.000-08:00</published><updated>2006-02-08T02:18:30.813-08:00</updated><title type='text'>کاريکاتور دانمارکی</title><content type='html'>&lt;div align="right" dii="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اين جريان کاريکاتورها برای دو گروه افراطی بسيار سودمند بود: اول افراطيون اسلام گرا که بهانه ای برای نفی آزادی مطبوعات پيدا کردند (و در ضمن چند ليتری نفت برای آتش زدن پرچمها و توهين به يک ملّت به جای اعتراض به يک شخص مصرف کردند). دوم نژادپرستان و راست گراهای افراطی که فرصتی مناسب پيدا کردند تا مسلمانان را مردمانی وحشی خطاب کنند. من که مسلمان نيستم ولی بر طبق شواهد تاريخی اسلام، آيا پيامبر هم با توهين کنندگان اينچنين رفتار ميکرد؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113932806682485801?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113932806682485801/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113932806682485801&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113932806682485801'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113932806682485801'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/02/blog-post.html' title='کاريکاتور دانمارکی'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113777305920787893</id><published>2006-01-20T07:26:00.000-08:00</published><updated>2006-01-20T08:05:53.796-08:00</updated><title type='text'>چکيده ای از قرآن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز برای پاسخ دادن به يکی از دوستانم در وبلاگ مباحث سری به يادداشتهای خودم در مورد قرآن زدم. دنبال آياتی ميگشتم که برای من قابل هضم نبودن و هيچ وقت تشريح و تفسير قابل قبولی در مورد آنها نديده بودم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اين آيه رو ببينيد:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آيه ۲۴ از سوره نساء:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffff00;"&gt;وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء اِلاَّ مَا مَلَکَتْ اَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَاُحِلَّ لَکُم مَّا وَرَاء ذَلِکُمْ اَن تَبْتَغُواْ بِاَمْوَالِکُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ اُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ اِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیمًا &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffff00;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffff00;"&gt;"و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آنها را كه مالك شده‏ايد; اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد; در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين‏مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. خداوند، دانا و حكيم است."&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در قسمت اول، منظور قرآن از اينکه زنان شوهر داری که مالک شده ايم بر ما حلال هستند چيست؟&lt;br /&gt;مگر ميشود مالک يک انسان شد؟&lt;br /&gt;مگر مالک زنی شدن شوهردار بودن او را باطل ميکند؟&lt;br /&gt;معنی لغت متعه چيست؟ آيا متعه همان مال نيست؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ممنون ميشم اگر جوابی منطقی داريد، با حفظ احترام دوستان مسلمان و غير مسلمان، با ما در ميان بگذاريد.&lt;br /&gt;روشن دل باشيد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113777305920787893?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113777305920787893/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113777305920787893&amp;isPopup=true' title='15 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113777305920787893'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113777305920787893'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/01/blog-post_20.html' title='چکيده ای از قرآن'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>15</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113646719331213218</id><published>2006-01-05T05:07:00.000-08:00</published><updated>2006-01-05T05:19:53.423-08:00</updated><title type='text'>عبّاس امير انتظام</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز با &lt;/span&gt;&lt;a href="http://iran-amirentezam.com/Default.aspx" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سايت مهندس عبّاس امير انتظام&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; آشنا شدم. او بدون شک از قديميترين زندانيان سياسی ايران است.&lt;br /&gt;مهندس امير انتظام معاون و سخنگوی دولت موقت بود و توسط دادگاه انقلاب به حبس ابد محکوم شد.&lt;br /&gt;آنچيز که بيشتر از هرچيز نظر من را جلب کرد و به دلم نشست،&lt;/span&gt;&lt;a href="http://iran-amirentezam.com/articles/ArticleDetails.aspx?ID=46" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; اصول ميثاق ملّی ايران برای شکل دهی حکومت دمکراتيک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بود. از شما دعوت ميکنم حتماً از سايت اين بزرگمرد بازديد کنيد و اين اصول رو بخوانيد. حتماً نظر خودتون رو برای من هم بنويسيد.&lt;br /&gt;به اميد آزادی همه آزاد انديشان و سر افرازی ايران عزيز&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اصول میثاق ملی ایرانیان برای شکل دهی حکومت دمکراتیک:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;ol dir="rtl"&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;استقرار حاکمیت ملی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;استقرار نظام پارلمانی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دستگاه اجرایی پاسخگو و کارآمد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;استقرار دستگاه قضایی مستقل و بیطرف&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ضرورت الحاق به کنوانسیونهای حقوق بشری&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تضمین آزادی بیان و عقیده و مذهب&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آزادی مطبوعات&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;طرد خشونت و صلح طلبی و همزیستی مسالمت آمیز&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انزجار از تروریسم و همکاری با جامعه جهانی در ریشه کنی آن&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حمایت از محیط زیست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پرهیز از انتقامجویی و حمایت از عدالت کیفری&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ol&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113646719331213218?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113646719331213218/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113646719331213218&amp;isPopup=true' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113646719331213218'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113646719331213218'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2006/01/blog-post.html' title='عبّاس امير انتظام'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113412697232957198</id><published>2005-12-09T03:01:00.000-08:00</published><updated>2005-12-09T03:16:12.346-08:00</updated><title type='text'>نتيجه نظر سنجی، قسمت دوم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تا امروز چهل و نه نفر در اين نظر سنجی شرکت کردند، و بايد از همگی اين دوستان تشکر کنم. چون حتی اگر تعداد شرکت کنندگان زياد نيست، با اين حال نظرات شما نتايج جالب توجهی در بر داشت که جای صحبت زياد دارند.&lt;br /&gt;اولين نتيجه اين بود که بيشتر ايرانيان در مسلمان و شيعه بودن خود تأکيد دارند. فکر نميکنم که اگر تعداد نظرات بيشتر هم بود، اين مورد فرقی ميکرد.&lt;br /&gt;من شخصاً از اينکه ايرانيان در مورد شيعه بودن خودشون تأکيد دارند تعجب کردم. فکر ميکردم در طی اين چند سال، اين طرز فکر عوض شده باشه. هرچی باشه ديگه چند وقتی هست کسی جشن عمر کشون نگرفته! برای همين از شما، مخصوصاً اگر خود رو شيعه ميدونيد خواهش ميکنم نظر بدين و و بگين چرا شيعه هستين.&lt;br /&gt;دومين سؤال من اين هست که آيا به نظر شما ميتوان خدا پرستی رو از دينداری جدا کرد؟&lt;br /&gt;اينبار اول نظر خودم رو ميگم:&lt;br /&gt;من فکر ميکنم شيعه بودن ايرانيها مبنی دينی نداره بلکه از نوعی لجبازی با عربها شروع شده و بعد از نياکان ما به ما رسيده. اگر شيعه يا سنّی بودن مبنی دينی داشت بايد کسی به اين سؤال جواب ميداد که آيا پيامبر شما شيعه بود يا سنّی؟&lt;br /&gt;در جواب سؤال دوم، به نظر من دينداری از خدا پرستی جداست. من به شخصه فکر ميکنم که دينداری حتی در مواردی مانع يگانه پرستی است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113412697232957198?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113412697232957198/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113412697232957198&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113412697232957198'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113412697232957198'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/12/blog-post_09.html' title='نتيجه نظر سنجی، قسمت دوم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113355054155417371</id><published>2005-12-02T11:04:00.000-08:00</published><updated>2005-12-02T11:09:01.556-08:00</updated><title type='text'>صمد بهرنگی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز که اين سايت رو ديدم ياد قديمها افتادم. اون زمان که صمد بهرنگی خوندن يه لطف خاصی داشت. همه لطفش به اين بود که همه پشت سرت بگن، اين بچه ريزه کتاب کمونيستها رو ميخونه... الان که دوباره چند تا از داستانها رو خوندم، جز سادگی و صفا چيزی نديدم. شما هم بخونيد:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://www.jonge-khabar.com/samad/index.htm"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://www.jonge-khabar.com/samad/index.htm&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113355054155417371?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113355054155417371/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113355054155417371&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113355054155417371'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113355054155417371'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/12/blog-post.html' title='صمد بهرنگی'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113328513965012517</id><published>2005-11-29T09:19:00.000-08:00</published><updated>2005-11-29T09:25:39.853-08:00</updated><title type='text'>هر دم از اين باغ بری ميرسد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اين آقای رييس جمهور ما رو بد جوری جو گرفته. من اول فکر ميکردم يه بسيجی ساده دل هست که اومده خدمت کنه، نميدونه آلت دسته.. حالا ميگم نه بابا... طرف به زودی ميگه من امام زمان هستم:&lt;br /&gt;(&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.baztab.com/news/31076.php"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خبر به نقد از سايت بازتاب&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پيرو انتشار اخبار و شايعات مختلف درباره ديدار رئيس‌جمهور با آيت‌الله جوادي آملي و اظهارات دكتر احمدي‌نژاد در اين ديدار، راجع به سفر وي به سازمان ملل، «بازتاب» بخشي از گفت‌وگو‌هاي اين ملاقات را منتشر مي‌كند.   &lt;br /&gt;در اين ملاقات، دكتر احمدي‌نژاد، خاطراتي را از سفر به مقر سازمان ملل بازگو مي‌كند و آيت‌الله جوادي آملي نيز با ذكر رواياتي از پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت، تلاش براي عمل كردن به وعده‌ها و خودداري از فريب مردم را مهم‌ترين تكليف عنوان مي‌كند.متن سخنان رئيس‌جمهور در رابطه با سفر به سازمان ملل ، در ادامه مي‌آيد:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دكتر احمدي‌نژاد: ما به نيويورك كه رفته بوديم، قبل از آن‌كه برويم خيلي جوسازي بود، تهديد كرده بودند كه اگر بياي، دستگيرت مي‌كنيم. گفتم: من مي‌آيم. گفتند: پس امنيت را برقرار نمي‌كنيم. گفتم: پس حتما آنجا خبري هست كه مخالفت مي‌كنند. من مي‌آيم. خدمت آقا هم عرض كردم، همين را فرمودند، گفتند: حتما بايد اين سفر انجام شود، خودشان آنقدر عليه ما تبليغ كرده بودند كه همه گوش‌ها و چشم‌ها را به سمت ما متوجه كرده بودند كه اين هيأت كي هست.وقتي در خيابان‌ها راه مي‌رفتيم، به هر ساختماني مي‌رفتيم، همه توجهات به سمت هيأت ايراني بود، كأنه هيچ كس ديگري نبود. من روز آخري كه سخنراني كردم، تقريبا همه سران بودند يكي از همان جمع به من گفت: «وقتي تو شروع كردي «بسم‌ا..» و «اللهم» را گفتي، من ديدم يك نوري آمد، تو را احاطه كرد و تو تا آخر در يك حصن و حصاري رفتي»؛ اين را من خودم هم احساس كردم كه فضا يك دفعه عوض شد و همه حدود بيست‌وهفت، هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اين‌كه مي‌گم مژه نزدند، غلو نمي‌كنم. اغراق نيست، چون نگاه مي‌كردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يك دستي همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود. چشم‌ها و گوش‌هايشان را باز كرده بود كه ببينيد از جمهوري اسلامي پيام چيست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113328513965012517?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113328513965012517/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113328513965012517&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113328513965012517'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113328513965012517'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/11/blog-post_29.html' title='هر دم از اين باغ بری ميرسد'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113320213299917483</id><published>2005-11-28T10:16:00.000-08:00</published><updated>2005-11-28T10:22:13.363-08:00</updated><title type='text'>نتيجه گيری کوتاه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;با تشکر از دوستانی که در اين نظر سنجی شرکت کردن، بايد اول از همه بگم که اولين نتيجه برای من خيلی غير قابل پيشبينی بود. من فکر ميکردم خيلي ها بگن مسلمان هستن ولی شيعه و سنّی رو قبول ندارند. اون دوستانی که نظر دادن که شيعه هستند, ميشه بگن چرا؟ من که کلاً اسلام رو قبول ندارم ولی شما چرا مثل خود پيامبر اسلام مسلمان خالی نيستيد؟ آيا اين غير همگونی با پيامبر خودتون نشان از سستی عقيده نيست؟&lt;br /&gt;پيروز باشيد &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113320213299917483?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113320213299917483/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113320213299917483&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113320213299917483'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113320213299917483'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/11/blog-post_28.html' title='نتيجه گيری کوتاه'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113206202104549032</id><published>2005-11-15T05:17:00.000-08:00</published><updated>2005-11-15T05:40:21.063-08:00</updated><title type='text'>نظر سنجی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بعضی از دوستان من معتقد هستند که انقلاب، خصوصاً در سالهای اخير تأثير زيادی بر اعتقادات مردم داشته. خواستم نظر شما رو بدونم و ببينم اصلاً ايرانيها چه اعتقاداتی دارند. هدف اينه که ببينم که اين اعتقادات چه تأثيری بر رفتار اونها داره. ممنون ميشم هم در نظر سنجی شرکت کنيد، هم اينجا پيغام بگذاريد و کمی در مورد راًی خود بنويسيد.&lt;br /&gt;شاد باشيد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113206202104549032?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113206202104549032/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113206202104549032&amp;isPopup=true' title='20 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113206202104549032'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113206202104549032'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/11/blog-post_15.html' title='نظر سنجی'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>20</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113111481213287379</id><published>2005-11-04T06:31:00.000-08:00</published><updated>2005-11-04T08:35:26.393-08:00</updated><title type='text'>انقلاب سبز، گام اول</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;توی وبلاگی که بهتون در پست قبلی گفتم، يعنی راهيان سپيده، اين سؤال رو ديدم:&lt;br /&gt;تعريف فرهنگ چيست؟&lt;br /&gt;ياد چند سال پيش و بحثی که با يکی از دوستانم کردم افتادم. اين دوست خوب ديروز از ميان ما رفت و فکر کردم که چه بهتر از اينکه به يادش چند کلمه در مورد فرهنگ بنويسم. اگر خارج از سوژه نوشتم ببخشيد، حال روحی خوبی ندارم...&lt;br /&gt;------------&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;فرهنگ چيست؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;فرهنگ برای من حکم دستورالعملی برای چگونه زيستن در جامعه را دارد. اگر دستورالعمل ناقص يا بد باشد، اگر کهنه و نا مناسب باشد و اگر با شرايط جامعه تطابق نداشته باشد، منجر به نابودی جامعه ميشود. اگر هم هيچکس تمايل به پيروی از دستورالعمل نداشته باشد، اين دستور اصلاً وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خيلی ها از غنی بودن و باستانی بودن فرهنگ ايرانی صحبت ميکنند. من، با کمی جسارت، فکر ميکنم که اين فرهنگ، هرچند غنی و سرشار از افتخاربوده، عمر خود را به پايان رسانده، و حتی اگر زمانی اين فرهنگ در اوج شکوه و باروری بوده، امروزه اين دستورالعمل به فراموشی سپرده شده است. وضعيت نابسامان اجتماعی کشور ما گواه اين ادعاست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;از اين گونه سخنان زياد شنيده ايم، ولی چاره چيست؟ به نظر من، يک فرهنگ توسط شخص يا اشخاص يا حتی توسط دولتها به يک ملت تحميل نميشوند، بلکه اين خود افراد جامعه هستند که با رفتار خود فرهنگ جامعه را تعريف ميکنند. رفتار ما، هرچند چون قطراتی در دريا هستند، ولی دريا از قطره ها تشکيل ميشود. اگر ميخواهيد به آلودگی اين دريا پايان دهيد، تنها ميتوانيد از يک قطره، يعنی خود، شروع کنيد. آنچه مسلم است اينست که پاک کردن جامعه بسيار سخت، ولی شدنيست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از کجا شروع کنيم؟&lt;/strong&gt; پيشنهادی ميکنم: از امروز در مورد هيچ کس، قضاوت نکنيد. اگر ظاهر کسی شما را ميآزارد، بدانيد و قبول کنيد که هرکس آزاد است که ظاهر مطلوب خود را داشته باشد. خصوصيات هيچکس را زير سؤال نبريد. پرحرف، خجالتی، شوخ، جدّی، مضحک، تنبل، ترسو، همگی حق زيستن در جامعه را دارند. زندگی شخصی افراد، روابط آنها با ديگران، تمايلات و روش زيستن آنها را، اگر به ازادی شما لطمه نميزنند حق آنها بدانید. اگر کسی اظهار نظری در باره ديگران کرد، خود را بی تفاوت نشان دهيد و ديگران را هم در اين امر ترغيب کنيد. اين اولين قدم شما در پاکسازی جامعه خواهد بود. دولت، ملّت، دين، و ديگران را فراموش کنيد، از خود شروع کنيد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113111481213287379?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113111481213287379/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113111481213287379&amp;isPopup=true' title='12 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113111481213287379'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113111481213287379'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/11/blog-post_04.html' title='انقلاب سبز، گام اول'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>12</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113085017131799851</id><published>2005-11-01T05:00:00.000-08:00</published><updated>2005-11-01T05:02:51.336-08:00</updated><title type='text'>حرمت کلمه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز يک وبلاگ ديدم به اسم راهيان سپيده. خيلی خوشم اومد. انگار هستند کسانی که فهميدن مشکل کجاست. به اينها ميگن انقلابی سبز. از يک اصطلاح استفاده ميکنن که خيلی ساده و گوياست: حرمت کلمه. ايکاش همه اين حرمت رو حفظ ميکردن.&lt;br /&gt;بهشون سر بزنيد:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://rahiyansepideh.blogspot.com"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://rahiyansepideh.blogspot.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113085017131799851?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113085017131799851/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113085017131799851&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113085017131799851'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113085017131799851'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/11/blog-post.html' title='حرمت کلمه'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-113077569655958760</id><published>2005-10-31T08:03:00.000-08:00</published><updated>2005-10-31T08:21:55.283-08:00</updated><title type='text'>سياست کثيف</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;همه در جريان هستند که چند روز پيش، احمدی نژاد توی يک سخنرانی گفته که اسرائيل بايد از صحنه روزگار حذف بشه. تمام دنيا هم سر و صدا بلند شد که اين آقا چرا همچين حرفی زده. من يک سؤال برام پيش اومد اونهم اينکه چرا اينهمه سال، هر روز ما از زبون همه سران رژيم ميشنيديم که اسرائيل بايد از بين برود، حتی روی در و ديوارهای شهر هم همه جا اين رو نوشته بود، کسی صداش در نيومد. ولی همچين که اين بابا لب تر کرد و حرف بزرگترش رو تکرار کرد، همه يادشون افتاد از حيثيت اسرائيل بايد دفاع بشه! اينجاست که ميفهمی سياست کثيفه. نميدونم دليلش چيه. يا اينها از قيافه اين احمدی نژاد خوششون نميآد يا اينکه دلشون ميخواست يکی ديگه جای اون بود. دليل اول که منطقی نيست. ولی به دليل دوم يک کم بايد فکر کرد. برای اينکه سوژه فکر بهتون بدم، ميتونيد فکر کنيد به صحبتهای رفسنجانی در نماز جمعه که ميگه ما با يهوديها مشکلی نداريم... يعنی خلاصه نشون ميده که بابا ... خوبه منم! عجب کثيفه اين سياست!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;يک چيز ديگه هم خيلی نگرانم کرده اين چند روز، اونهم رکود اقتصادی هست که در ايران داره پدر مردم رو در ميآره. دوستام ميگفتن مردم منتظر هستند ببينن چی ميشه! انگار قراره چيزی بشه. عادت کردن به انتظار هم بد چيزيه ها!&lt;br /&gt;پاورقی: ياداوری کنم که من طرفدار جناب رئيس جمهور نيستم. فقط نگران اين هستم که مردم ما اصلاً منطقی فکر نميکنن و تفکر سياسی هيچ نقشی در جامعه ما نداره.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-113077569655958760?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/113077569655958760/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=113077569655958760&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113077569655958760'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/113077569655958760'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/10/blog-post_31.html' title='سياست کثيف'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112859791832530729</id><published>2005-10-06T04:19:00.000-07:00</published><updated>2005-10-06T04:32:09.406-07:00</updated><title type='text'>پسرفته ها</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/09/20050908180644achaem7.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand" alt="" src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/09/20050908180644achaem7.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/09/20050908180644achaem7.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/09/20050908180644achaem7.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چند وقتی هست که توی موزه معروف لندن، &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.thebritishmuseum.ac.uk/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;British Museum&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، نمايشگاهی در مورد ايران دوران هخامنشی بر پا شده. من هم با چند تا دوست رفتم بازديد. خيلی جالب بود. چند تا عکس گرفتم، شايد اينجا بگذارم. اگر هم ميخواهيد&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.thebritishmuseum.ac.uk/persia/index.html"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; اينجا &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;رو ببينيد.&lt;br /&gt;وقتی بازديدمون تموم شد، يه دوست چينی ازمن پرسيد: به نظر تو چرا ايرانيها که اينقدر جلو بودن، يهو اينقدر عقب افتادن؟ چطور مملکتی که اولين منشور حقوق بشر مال اونه حالا اومده اول ليست کشورهای ضد حقوق بشر؟&lt;br /&gt;من بهش جواب دادم...&lt;br /&gt;به نظر شما چی بهش جواب دادم؟ شما اگه بودين چی جواب ميدادين؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112859791832530729?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112859791832530729/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112859791832530729&amp;isPopup=true' title='15 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112859791832530729'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112859791832530729'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/10/blog-post.html' title='پسرفته ها'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>15</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112660555612591413</id><published>2005-09-13T02:47:00.000-07:00</published><updated>2005-09-13T02:59:16.173-07:00</updated><title type='text'>سبز پژمرده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چند وقتی هست اينجا سر نزده بودم. ولی وقتی ديدم که چند نفری اينجا اومدن و وبلاگ من رو خوندن، گفتم بد نيست يه مطلب کوچک بنويسم.&lt;br /&gt;وقتی فکر انقلاب سبز به سرم زد، خيلی شاد و شنگول شدم. مطمئن بودم خيلی ها با من همراه ميشن. شايد الان زود باشه قضاوت کنم، ولی هيچ استقبال گرمی تا الان نشده. البته خوب من هم سر و صدای زياد و تبليغی نکردم، نميخوام هم بکنم، چون دليلی نداره. حالا بايد صبر کرد و ديد. ولی خيلی دلم ميخواست دوستهای قديمی وبلاگ، با اينکه کم تعداد هستن، نظری بدن و انتقادی بکنن و پيشنهادی. خلاصه اگر شما هم انقلابی سبز شدين، به من بگين تا وبلاگتون رو اينجا اضافه کنم. شايد اينجوری سبزی پر رنگتر بشه.&lt;br /&gt;شاد باشين &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112660555612591413?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112660555612591413/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112660555612591413&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112660555612591413'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112660555612591413'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/09/blog-post.html' title='سبز پژمرده'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112549041694683962</id><published>2005-08-31T05:11:00.000-07:00</published><updated>2005-08-31T05:13:44.460-07:00</updated><title type='text'>وبلاگ جديد</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;يه &lt;/span&gt;&lt;a href="http://enghelab-sabz.blogfa.com/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;وبلاگ جديد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; درست کردم برای انقلاب سبز. يک &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.blogfa.com/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سايت ايرونی خوب&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; هم پيدا کردم برای وبلاگ سازی که عالی بود. برای فارسی نويسی که حرف نداشت. فقط يه ايراد کوچيک داره اونهم اينکه امکان درج عکس توش نيست و بايد از لينک استفاده کرد. ولی دستشون درد نکنه کارشون خيلی خوبه&lt;br /&gt;سبز باشين&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112549041694683962?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112549041694683962/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112549041694683962&amp;isPopup=true' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112549041694683962'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112549041694683962'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/08/blog-post_31.html' title='وبلاگ جديد'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112532902226580742</id><published>2005-08-29T07:49:00.000-07:00</published><updated>2005-08-29T09:03:14.860-07:00</updated><title type='text'>انقلاب سبز</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/6992/1139/1600/EnghelabSabz_logo_011.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چند وقتی بود که اينجا چيزی ننوشتم. دليلش هم اين بود که تازه از ايران برگشته بودم و با ديدن اين همه مشکل، بدبختی، ستم، تنفر و خلاصه سياهی دلسرد بودم. چند روزی به خودم گفتم اصلاً به من چه. من که ديگه توی اين مملکت نيستم. بگذار هرچی ميخواد بشه؛ ولی مگه ميشه. دلم همش با ايران بود. نتونستم بي خيال بشم. بعد نشستم فکر کردم که چی کار ميشه کرد و به يک نتيجه رسيدم. اونهم اينکه به جای غر زدن و فحش دادن و تقصير رو گردن اين و اون انداختن ميشه يک کاری کرد که حتماً نتيجه ميده و نتيجه اون حتماً مثبت خواهد بود. اسمش رو گذاشتم:&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ffff00;"&gt;انقلاب سبز&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انقلاب سبز شکوفايی انسانيته. يعنی چی؟ يعنی اينکه يک انقلابی سبز هرکاری که ميکنه بايد با انسانيت جور در بياد. هيچ منبع و رهبر و گروه و وابستگی نداره. خودش با دل و وجدان خودش تصميم ميگيره که کارش و عملش انسانيه يا نه &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;یک انقلابی سبز به اولين اصلی که اعتقاد داره&lt;span style="color:#009900;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ffff00;"&gt;احترام&lt;/span&gt; به ديگرانه. يعنی اينکه هر انسانی، با هر عقيده و مذهب و گرايش سياسی و اجتماعی، خلاصه هر کسی، &lt;em&gt;حتی دشمنش&lt;/em&gt; لايق احترامه. پس به همه احترام ميگذاره&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;برای يک انقلابی سبز،&lt;span style="color:#009900;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ffff00;"&gt;محبت&lt;/span&gt; ريشه انسانيته. يک انقلابی سبز به همه محبت ميکنه و سعی ميکنه همه رو دوست داشته باشه. يک انقلابی سبز در گفتن جمله دوستت دارم به عزيزانش صرفه جویی نميکنه؛ از لبخند زدن به يک ناشناس، از سلام کردن به يک رهگذر و يا از کمک کردن به يک بينوا ابايی نداره&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;يک انقلابی سبز &lt;span style="color:#ffff00;"&gt;گذشت&lt;/span&gt; داره. هميشه سعی ميکنه همه رو ببخشه. حتی دشمنش. اگر هم کسی او رو نبخشيد، انقلابی سبز به نوبت خودش طرف رو ميبخشه. انقلابی سبز هميشه زود تر از همسرش از او عذر خواهی ميکنه، حتی اگر مقصر نباشه. يه انقلابی سبز پشت فرمون ماشينش از راه دادن به بقيه لذت ميبره و برای کسی که بهش راه بده دست تکون ميده و تشکر ميکنه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خلاصه بگم:&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt; &lt;span style="color:#ffff00;"&gt;احترام،&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ffff00;"&gt;محبت،&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ffff00;"&gt;گذشت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;. اينها اصول انقلاب سبز هستند. حالا اگر ميخواهيد ايران که هيچ، دنيا بهتر بشه، بيايید انقلابی سبز باشيد. شايد هم هستيد. هرچی تعداد انقلابيهای سبز بيشتر بشه دنيا قشنگتر ميشه. اگر هم من و شما اولين و آخرينش باشيم، باز هم عيبی نداره. ته دلمون از زندگيمون راضی خواهيم بود و ميتونيم بگيم که برای بهتر کردن ايران و دنيا کاری کرديم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگر ميخواهيد انقلابی سبز باشيد يک &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff9900;"&gt;شرط&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; داره. هر روز بايد يک کار برای انقلاب سبز انجام بدين. يک لبخند به يک ناشناس، يک خسته نباشيد به رفتگر محله، يک دوستت دارم به همسر يا فرزند يا پدر و مادر و خواهر و برادر، خلاصه هرچی خودتون فکر ميکنيد انقلاب سبزی باشه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;من دو تا لوگو درست کردم. اگر دوست داشتيد به وبلاگ خودتون اضافه کنيد. ولی شرطش يادتون نره. اول انقلابی سبز بشين، بعد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خود من شروع ميکنم: دوستتون دارم خوانندهای وبلاگ من&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگر پيشنهادی داريد، يا خواستيد از کارهايی که برای انقلاب سبز کرديد بگين، اگر خواستيد لوگو جديد پيشنهاد بدين، اگر خواستيد فحش بديد يا بگين اينها همش چرت و پرته، شک نکنيد، پيغام بگذاريد، خوشحال ميشم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112532902226580742?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112532902226580742/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112532902226580742&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112532902226580742'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112532902226580742'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/08/blog-post_29.html' title='انقلاب سبز'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112412369491802640</id><published>2005-08-15T09:28:00.000-07:00</published><updated>2005-08-15T09:34:54.923-07:00</updated><title type='text'>بازگشت از ايران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بالاخره از ايران برگشتم. دلم برای اينجا هم تنگ شده بود. مخصوصاً وقتی دلم پر بود و ميخواستم حرف بزنم ولی دسترسی به اينترنت نداشتم. واقعاً در خيلی موارد نا اميد شدم. انگار ايرانيها از هم متنفرند. يک زمانی حرف از اين بود که عاطفه و احساست تو ايرانيها فقط هست و گرمی و صفا جای ديگه نيست. اگر کسی هنوز تو ايران خبری از صفا و محبت داره به ما هم بگه. من که فقط داد و بيداد و اخم و پرخاشگری و کلاهبرداری و خلاصه فقط سياهی ديدم. ديگه فاميل و دوست هم به فاميل و دوست رحم نميکنه. دلم پره و کم کم هرچی به ذهنم بياد براتون ميگم، ولی به اين نتيجه رسيدم که اگر بدبختی و ظلم هست، بايد اول خود ما ايرانيها درست بشيم تا بقيه درست بشه&lt;br /&gt;راستی بحث در وبلاگ مباحث ادمه پيدا کرد، سری بزنيد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112412369491802640?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112412369491802640/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112412369491802640&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112412369491802640'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112412369491802640'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/08/blog-post.html' title='بازگشت از ايران'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112196526830824160</id><published>2005-07-21T09:51:00.000-07:00</published><updated>2005-07-21T10:01:08.323-07:00</updated><title type='text'>تئوری من</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دلم ميخواد اينجا دو تا پست آخری که توی وبلاگ مباحث گذاشتم بگذارم تا دوستانی که اينجا ميآن هم بخونند و نظر بدن&lt;br /&gt;هدف اين بود که من تئوری خودم در مورد آفرينش و جهان هستی رو بگم و دوستانم نظر بدن و ايراد بگيرن و خلاصه بحث کنيم. شما هم اگر خواستيد شرکت کنيد. تا اينجا فقط دوستم علی لطف کرده و سؤال هایی کرده که اونها رو هم اينجا ميگذارم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در ادامه پيشنهادی که در قسمت پيغامها کرده بودم قبل از سفرم به ايران اين تئوری رو اينجا ميگذارم تا روشن بشه هدف من از بحث چيه و به کجا ميخوام برسم. لطفاً با دقت بخونيد، اگرنفهميديد سوال کنيد و نظر بدينقبل از شروع بگم که اين تئوری کاملاً شخصيه و از هيچ کس نيست جز خود من. پس همه ايراد های اون از منه. دوم اينکه اين تئوری هم مثل اونهای ديگه اصلاً کامل نيست. هدف از گفتن حرف دلم به شما اينه که کمک کنيد من بيشتر به حقيقت نزديک بشم يا اينکه اگر کاملاً از مرحله پرتم کمک کنيد که زياد گمراه نشم&lt;br /&gt;داستان از اونجا شروع ميشه که من خدا رو حقيقت مطلق ميدونم. انسان و تمام عالم هستی اجزائی از اين حقيقت محض هستند. حالا فقط به انسان بپردازيم: طبق اين تئوری جزئی از اين حقيقت در تک تک ما هست. اين نطفه حقيقت رو بعضی از انسان ها پرورش ميدن، مثلاً به دنبال علم و دانش، که خود بخشی از حقيقت هست، ميروند، يا به دنبال معنويات و عرفان، که آنها هم بخش ديگری از حقيقت هستند ميرن. اين سری از انسان ها به اين طريق جنبه الاهی خودشون رو تقويت ميکنند و اين نطفه، کم کم بزرگتر ميشه. اينها رواسمشون رو میگذارم خوب کاران&lt;br /&gt;دسته ديگری از انسانها، در پی تقويت اين نطفه نيستند. اونها در خلاف جهت حقيقت پيش ميرن. ما اسم اين دسته رو ميگذاريم بدکاران. فراموش نکنيم که بدکاران هم هنوز نطفه رو دارن. پس ميتونن هر لحظه به عقب برگردن و شروع به تقويت اون بکنند و کم کم هرچه در جهت مخالف رفتن جبران کنند. اين روند در جهت يا خلاف جهت رفتن نسبت به حقيقت، روزی توسط يک حقيقت مهم قطع ميشه که اون حقيقت مرگه&lt;br /&gt;پس از مرگ انسان ها به قسمت بزرگی از حقيقت که برای ما ناشناخته هست پی ميبرند. اونهایی که بيشتر در جهت حقيقت رفته بودن، با احتساب اين حقيقت جديد، به مقدار زيادی به منبع اصلی حقيقت، يعنی خدا نزديک ميشن. اونهایی که در جهت مخالف رفتن، با وجود شناخت اين حقيقت، باز هم نسبت به دسته از اول از حقيقت دور ميشن&lt;br /&gt;پرانتز باز : تا اينجا متوجه شديد که خدا در اين تئوری، اصلاً فردی نيست. فقط يک مفهومه. يه کل. پرانتز بسته&lt;br /&gt;برگرديم به دنيا و داستان بدکاران و خوب کاران. در نظر داشته باشيد که من تعريفی از کار بد و خوب نکردم. دو دليل داره: اول اينکه تا کسی قسمت مهم حقيقت رو ندونه، نظر مطلقی در مورد بدی يا خوبی کارهاش نميتونه بده. و اين بعد از مرگ ميسر ميشه. ولی چون زره اي از حقيقت در ما هست، در خيلی موارد خودمون قدرت تشخيص داريم. از ته دل ميدونيم چيزی در جهت حقيقته يا در خلاف، حداقل احتمال ميديم. اسمش رو بگذاريد وجدان. حالا هرچی اين نطفه بزرگتر باشه، قدرت تشخيص بزرگتره. بعضی از خوب کاران به حد بسيار بالای حقيقت شناسی ميرسند. انسان ها ميتونند به يکديگر در پرورش اين نطفه حقيقت کمک کنند. ولی اين انسان ها انقدر در حد بالا هستند که ميتونند نه تنها به يک انسان، بلکه به گروه بزرگی از انسان ها کمک کنند. من اسم اين افراد رو ميگذارم پيامبران و بزرگان. چرا در تئوری خودم اين دو دسته رو از هم جدا نميدونم؟ جواب اينه که در اين تئوری پيامبران و بزرگان يکی هستند. فقط به مرور زمان، انسانها شروع به ساختن داستان در مورد اين بزرگان ميکنند. در اصل پيامبر انسانی است که به مقدار زيادی از حقيقت رسيده، و اشخاص بسياری رو هم بهره مند کرده. سالها و قرنها بعد، انسانهايی که از طريق تاريخ و پدران خود در مورد اين منبع حقيقت چيزی ميشنوند، چون آمادگی پذيرش همه حقيقت رو ندارن، يا قسمت مهمی از حقيقت به آنها درست منتقل نميشه، کم کم قسمتی از حقيقت رو از دست ميدهند يا حتی از خودشون به اون ناخالصی اضافه ميکنند&lt;br /&gt;در اين تئوری، دين، با توجه به تعريف رايج آن، روحانيت، حديث و روايت و قسمتی بسيار مهم از تاريخ اديان، ناخالصی و از حقيقت به دور است. اين تئوری در مورد اسلام ميگه که پيامبر به سطح بالايی از حقيقت رسيد و مردمان بسياری رو هم به اين حقيقت آشنا کرد، ولی اين همه حقيقت نبود، باز هم ميشود جلوتر رفت. بي نقص هم نبود و از همه مهمتر، ناخالصی بسيار، مثل حديث و روايت و تاريخ توسط مسلمانان به آن اضافه شد. اگر قسمتهای بسيار زيادی از آن هنوز هم به حقيقت نزديکه، ولی بايد اين ناخالصيها رو ازش دور کرد و ازش استفاده کرد براي جلو رفتن در راه حقيقت&lt;br /&gt;فکر کنم فعلا همين قدر بسّه&lt;br /&gt;يک نقص مهم اين تئوری موضوع هدف از آفرينش هست. جوابی برای اين سؤال ندارم، جز اينکه طبق اين تئوری، هدف اصلی آفرينش در همان حقيقت نهفته است که بعد از مرگ به آن آشنا ميشيم&lt;br /&gt;یا حق&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سؤال و جواب من و علی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;وقتی ميگی "حقيقت مطلق"، مطلق يعنی چی؟بين حقيقت و واقعيت چه قی وجود داره؟&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;حقيقت مطلق يعنی همه حقيقت. يعنی جواب به همه سؤال ها. فکر نميکنم بين حقيقت و واقعيت فرقی باشه&lt;br /&gt;&lt;em&gt;شما گفتی که جزئی از حقيقت در ماست، خوب بقيه ی وجود ما چيه؟حقيقت نيست؟&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;بقيه وجود ما وجود فيزيکی ماست و بخشی از روح ما که شامل احساسات، خاطرات و چيزهای ديگه هست. همه اينها آفريده خدا و بخشی از حقيقت هست&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;وقتی نطفه اي که ازش صحبت کردی رو پرورش بديم، ميشيم قسمت بزرگ تری از حقيقت؟&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;نه، به حقيقت محض نزديکتر ميشيم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;برداشت من اين بود که شما افزايش معرفت رو در يک فرد به معنی بزرگ شدن نطفه ی معرفت اون ميدونی&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;برداشت خيلی قشنگ و خوبيه&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;وقتی کسی به قول شما در خلاف جهت حقيقت حرکت ميکنه(که اين رو بايد دقيق معنی کنی)،چه اتّفاقی برای اون نطفه ميفته؟&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;رشد نميکنه، ولی به حقيقت محض نزديک نميشه، هی کدر تر هم ميشه که برگشت رو سخت تر ميکنه برای اينکه قدرت تشخيص رو کم کم از دست ميديم. در خلاف جهت حرکت کردن، يعنی گوش نکردن به صدای وجدان، انکار حق و حق کشی و در پی حق نبودن، يعنی در افکار خود بی دليل پافشاری کردن و در پی معرفت نرفتن. شايد چيزی از قلم افتاد، شما بگين&lt;br /&gt;&lt;em&gt;يعنی مثلاً کسی که بيشتر بدی کرده با کسی که کمتر بدی کرده چه فرقی داره؟&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;از حقيقت دورتره&lt;br /&gt;&lt;em&gt;اينجوری که شما ميگی نوزادی که ميميره، پس وقت نداشته که نطفشو پرورش بده و کمتر از حقيقت بهره ميبره،فکر نميکنی اين حرف&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;من در تأييد جبر مؤثره؟&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;از کجا ميدونی از حقيقت کمتر بهره برده؟ من و تو خودمون همه حق رو نميشناسيم، به خصوص در مورد پس از مرگ. از کجا معلوم اون نوزاد از من و شما بيشتر بهره نبره&lt;br /&gt;&lt;em&gt;چه اتّفاقی با مرگ رخ ميده که يهو همه به قسمت بزرگی از حقيقت پی ميبرند؟&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;نميدونم، و اين نا آگاهی دليلش اينه که هيچ کس اينقدر به حقيقت نزديک نيست. ولی حدس ميزنم که آزاد شدن روح از جسم آزادی بيشتری به روح برای پی بردن به حقيقت ميده و اين به رسيدن به قسمت بزرگ حقيقت کمک ميکنه. دليلش اينه که ديگه روح وابسته به زمان و مکان نيست&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;ما حقيقت رو با روح درک ميکنيم يا با عقل؟&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;ما حقيقت رو با تمام وجود درک ميکنيم. عقل روح و جسم و احساسات همگی آفريده خدا، يعنی حقيقت و در پی او هستند&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;چرا آدم های بد با وجود شناخت حقيقت بايد از اون دور بشن؟فرقه اونها با آدم های خوب چيه؟&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;آدمها بالقوه به يک ميزان با حقيقت آشنا و به اون نزديک هستند، يعنی در ابتدای زندگی. بعد با احتساب اختيار خودشون و شرايط محيطشون و چند فاکتور ديگه، بد کاران از حقيقت دور ميشن.&lt;br /&gt;&lt;em&gt;وقتی آدم های بد پس از مرگ به قسمت بزرگی از حقيقت رسيده اند پس حالا معرفتشون خيلی نزديک به آدم های خوبه،پس چرا بايد يه&lt;/em&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;مسير ديگه رو تو اون دنيا برن؟&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;اولاً اين تئوری از بعد از مرگ حرف ميزنه، نه دنيای ديگه. اين تئوری ميگه چيز زيادی غير از اون چيزی که در ته دلمون ميشنويم از بعد از مرگ نميدونه. معرفت بد کاران اصلاً به خوب کاران نزديک نخواهد بود. ساده بگم، اگه علی آقا معرفتش هزار باشه و پنج هزار هم اضافه بشه، از من که معرفتم یک بوده و حالا ميشه پنج هزار و يک خوب بيشتره&lt;br /&gt;&lt;em&gt;گفتی از بد و خوب تعريفی ارائه نميدی و برای اين کارت دلايلی آوردی،امّا دلايلی که بيان کردی اين رو نشون ميدن که ما نميتونيم&lt;/em&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;هميشه خوب يا بد رو تشخيص بديم و&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;خوب کاريست که در جهت حقيقته و بد کاريست که در خلاف جهت حقيقته . ومن ميگم که ما نميتونيم کاملاً و صد در صد مطمئن باشيم حقيقت چيه، بنابراين بايد هميشه گوشمون به عقايد ديگران باز باشه. ولی ميتونيم با مطالعه، تفکر، پند گرفتن از بزرگان و عبرت گرفتن از تجربيات و دقت کردن به وجدان، که شايد صدای حقيقت در وجود ماست، ميتونيم اين احتمال که به حقيقت نزديک ميشيم رو بالا ببريم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;آيا به نظر شما زمان انبياء ديگه سر اومده،چرا ديگه به کسی وحی نميشه؟&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;خير، برای اينکه از اول انبيا وجود نداشت تو اين تئوری. کسی که ما بهش ميگيم نبی، انسانی از خوب کاران بوده که به سطح بسيار بالايی از معرفت رسيده، اين رو من که قدرت درکش رو ندارم اسمش رو گذاشتم وحی. حالا هم هنوز کسانی هستند که ميتونند به مدارج بالايی از معرفت برسن و ديگران رو هم بهره مند کنند&lt;br /&gt;&lt;em&gt;خوب حالا برگرديم سر همون بحث درک کردن حقيقت،کی نياز داره ما حقيقت رو درک کنيم؟&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;ما نياز داريم به اين حقيقت برسيم. مثل قطره آبی که از دريا دوره. بايد اضافه کنم که به نظر خودم هم اين تئوری اينجا ضعف داره. ولی آيا تو تئوری ديگری ميشناسی که به اين سؤال جواب بده؟ کی نياز داره من خوب باشم&lt;br /&gt;&lt;em&gt;اگه معرفت خوبه،برای رعايت عدالت بايد دو مورد زير در موردش صدق کنه راه برای همه باز باشه که به معرفت برسن کسی که&lt;/em&gt; &lt;em&gt;ميميره نتونه بگه اگه من نميمردم ميتونستم معرفتمو بيشتر کنم.يعنی بايد کاملاً روشن باشه که اين بابا اگه بيشتر تو دنيا ميموند،معرفتش&lt;/em&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;نميتونست از اينی که وقت مرگ داره بيشتر باشه&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;جواب به اين سؤال خيلی ساده است: همين که هر شخصی، به ميزان تلاش خودش و با در نظر گرفتن وقتی که در اختيار داشته، از حقيقت بهره ببره و به حقيقت محض نزديک بشه عدالت برقرار شده. اين جواب شبيه به جوابی است که تئوری اسلام در پاسخ به اين سؤال ميده که اگر کسی در قيامت بگه: من اگر بيشتر در دنيا بودم انسان بهتری ميشدم, جواب چيست&lt;br /&gt;يا حق&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112196526830824160?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112196526830824160/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112196526830824160&amp;isPopup=true' title='12 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112196526830824160'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112196526830824160'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post_21.html' title='تئوری من'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>12</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112170054736255464</id><published>2005-07-18T08:27:00.000-07:00</published><updated>2005-07-18T08:29:07.366-07:00</updated><title type='text'>گنجی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;همه اين چند هفته در مورد گنجی نوشتن، جز من. راستش دليلش اين بود که اين آقا رو درست نميشناسم. فقط از دوستان شنيدم که از طرفداران رهبر نيست! حالا فقط اين رو ميخواستم بگم که خوشحالم که فردی که به خاطر گفتن عقايدش در زندان بوده فعلاً به خاطر فشار مردم آزاد شده. اميدوارم همه زندانيان سياسی آزاد بشن و آزادی ايشون هم ادامه پيدا کنه. يه نکته رو فراموش نکنيم که اگر همه متحد باشن و چيزی رو بخوان، ميشه بهش رسيد، حتی اگر حکومت ديکتاتوری باشه&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112170054736255464?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112170054736255464/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112170054736255464&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112170054736255464'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112170054736255464'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post_18.html' title='گنجی'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112134385761830036</id><published>2005-07-14T05:16:00.000-07:00</published><updated>2005-07-14T05:24:17.623-07:00</updated><title type='text'>اعدام</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در يکی از قبايل آفريقا، رسم عجيبی رايج بوده. اگه کسی کشته ميشد و قاتل دستگير ميشد، دست و پايش رو می بستند و او رو داخل رودخانه ميانداختند. خانواده مقتول که در صحنه حاضر بودند دو انتخاب داشتند: يا اجازه ميدادند که قاتل غرق بشه، که در اين صورت به اعتقاد آنها، عدالت اجرا ميشد، يا اينکه به داخل آب ميبريدند و او رو نجات ميدادند. در حالت دوم، خانواده مقتول، به اعتقاد آنها، از غم برای هميشه رها ميشدند.&lt;br /&gt;هدفم از نوشتن اين چند خط در مورد اعدام اين بود که بگم اگر چندين قرن پيش، در آفريقا و به دور از تمدن، انسانهایی وجود داشتند که تا اين حد نگرشی زيبا  به مرگ، قتل و مجازات داشتند، ناتوانی بشر در قرن بيست و يکم در ارتباط با اين موضوع، نشانه کمبود رشد ذهنی ماست.&lt;br /&gt;از اعدام بيزارم، به هر دليلی و به هر صورتی، چه سنگسار باشه و چه تزريق. چه به خاطر قتل باشه چه به خاطر سياست و دين و غيره. از اعدام بيزارم چون اعدام، تنها مجازات گناهکار نيست. اعدام توهين به زندگی، به جامعه، به دوستی، به گذشت، اعدام توهين به تمدنه. به اونهايی که ميگن "تا به حال جای خانواده مقتول نبودی" جواب ميدم: يک دقيقه به تصوير يک صحنه اعدام نگاه کنيد. حرفی از زندگی و احساسات اعدامی نميزنم، فقط تصور کنيد که حلقه دار رو شما به گردنش ميندازيد. يک لحظه فکر کنيد که شما گلوله رو توی سرش خالی ميکنيد. حالا به من بگين که منظورم از توهين به همه ارزشهای بشری رو ميفهميد؟&lt;br /&gt;از بعضيها که اعدام رو راه حلی برای پيشگيری از جنايت در جامعه ميدونند سوال ميکنم در کدام کشورها آمار جنايت بالاتره؟ در اروپا که اعدام برچيده شده يا در آمريکا؟ توی ايران خودمون که چندين اعدام در ماه انجام ميشه، چقدر جلوی جنايت گرفته شده؟&lt;br /&gt;وقتی فاجعه سردشت پيش اومد، همه منتظر اعدام بيجه بودن، ميدونيد چرا؟ چون بد ترين ضعف انسان حس انتقامشه. همه انتقام خودشون رو ميخواستن، حتی اونهايی که قربانی اين جنايات نبودن. اين وسط هيچکس نپرسيد که چه کسی، سالها قبل، به بيجه تجاوز کرده بود. هيچ کس نپرسيد چه کسی کودکانی که مورد آزار قرار گرفته بودن رو تحت درمان روانی قرار داد. هيچ کس فکر نکرد که اين بچه ها، بيجه های آينده هستن.&lt;br /&gt;بايد کينه و خشم رو کنار گذاشت و فکر کرد. فکر روزی که به جای اعدام، حرف از گذشت بزنيم، به جای شلاق، سخن از عشق و محبت بگيم و به جای زندان، مکانی برای بازپروری و بازسازی بسازيم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112134385761830036?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112134385761830036/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112134385761830036&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112134385761830036'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112134385761830036'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post_14.html' title='اعدام'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112117105384364982</id><published>2005-07-12T05:17:00.000-07:00</published><updated>2005-07-12T05:24:13.850-07:00</updated><title type='text'>نوشی و جوجه هايش</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;قبلاً که تو ايران سربازی ميرفتم، به عنوان مامور من رو چند بار فرستادن دادگاه خانواده. هرکس فکر ميکنه تو ايران زنان حقوقی دارن، يک سر بره اونجا. نميخوام خاطره تعريف کنم، توی خواننده يا ميدونی، يا نميدونی و ميری ميبينی، يا نميدونی و نميری ببينی، در هر صورت به من فعلاً ربطی نداره. ولی امروز يه چيزی ديدم باز همه اون خاطره های بد رو که من رو اون زمان ديوونه ميکرد دوباره زنده کرد.&lt;/span&gt;&lt;a href="http://nooshi.ir/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; اين رو ببينيد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;. نميخوام بگم حق با کيه، ولی اگر مادر هستيد راحت ميفهميد چی ميگه، اگر نه از مادرها بپرسيد چی ميگه. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112117105384364982?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112117105384364982/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112117105384364982&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112117105384364982'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112117105384364982'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post_12.html' title='نوشی و جوجه هايش'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112107986072241735</id><published>2005-07-11T03:59:00.000-07:00</published><updated>2005-07-11T04:04:20.726-07:00</updated><title type='text'>هجده تير</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;معمولاً آخر هفته وبلاگ بازی رو ميگذارم کنار. سعی ميکنم به خانواده برسم. ولی امروز از اينکه شنبه اينجا نيومدم و چيزی در مورد&lt;br /&gt;سال روز جنبش دانشجوی ايران ننوشتم شرمنده هستم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ياد دانشجوهای مبارز و آزاديخواه گرامی باد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ايکاش گروه هايی، مثل مجاهدين و سلطنت طلبان، دست از لوث کردن از جان گذشتگيهای آن دلاوران دست بر داشته و بيشرمانه قطارات خون آن عزيزان را به نام خود ثبت نکنند.&lt;br /&gt;پاينده باد آزادی و ايران&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112107986072241735?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112107986072241735/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112107986072241735&amp;isPopup=true' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112107986072241735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112107986072241735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post_11.html' title='هجده تير'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112066184221897752</id><published>2005-07-06T07:54:00.000-07:00</published><updated>2005-07-12T07:30:36.800-07:00</updated><title type='text'>بسيجي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چند وقت بود ميخواستم مطلبی در مورد بسيجيها بنويسم. ولی اين دوست عزيز وبلاگ حرف حساب انقدر قشنگ نوشته که فعلاً فقط ميتونم بهتون سفارش کنم بخونيد. البته چند نکته بعدا دلم ميخواد به اين حرف اضافه کنم ولی فعلاً زيادی دارم مينويسم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://harfehesaab.persianblog.com/1384_4_harfehesaab_archive.html#3718090اینجا"&gt;اینجا&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112066184221897752?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112066184221897752/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112066184221897752&amp;isPopup=true' title='9 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112066184221897752'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112066184221897752'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post_112066184221897752.html' title='بسيجي'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>9</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112064786728660439</id><published>2005-07-06T03:57:00.000-07:00</published><updated>2005-07-06T04:07:25.860-07:00</updated><title type='text'>تندر</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اخه تو رو خدا&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.tondar.org/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; ببينيد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; چه کسانی دم از آزادی ايران ميزنند. اينها مبارزه رو آتش زدن پمپ بنزين ميدونند. يه نگاهی هم به &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.tondar.org/index.php?catid=1&amp;amp;blogid=1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بيانيه رسمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; اينها بندازيد. شرح لازم نداره. بيانيه که شعر باشه...وضع ما مخالفان خرابه بد جور. يکی لطف کنه يه گروه مخالف درست حسابی به ما معرفی کنه. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112064786728660439?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112064786728660439/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112064786728660439&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112064786728660439'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112064786728660439'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post_06.html' title='تندر'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112057805691163405</id><published>2005-07-05T08:21:00.000-07:00</published><updated>2005-07-06T04:07:09.236-07:00</updated><title type='text'>آنچه يافت می نشود آنم آرزوست، قسمت دوم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به پيشنهاد دوستم، نويسنده &lt;/span&gt;&lt;a href="http://goftaneehaa.blogspot.com/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;وبلاگ گفتنيها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;، يه سری به سایت &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.mirfetros.com/piroozi.html"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آقای ميرفطروس&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; زدم. يه مقاله جالب نوشته بود که خوشم اومد. توی يک قسمتش ميگه &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بی‌ترديد، وجود رهبری، باعث تقويت ارادهء ملی و در نتيجه، موجب اميد و پايداری بيشتر مردم در مبارزه عليه جمهوری اسلامی خواهد بود.&lt;br /&gt;يک ايرادی که ميگيرم از ايشون صحبتشون در مورد رضا پهلوی بود. حرف و صحبت در مورد شاه و رژيم پهلوی زياده. ولی من کلّا با اونها مشکل دارم. اگر خواستيد مثال ميزنم. اينکه بعد از اينهمه بدبختی بيايم دست به دامن کسی بشيم که باباش کلّی پول اين مردم رو براش دزديد و توی جای گرم و نرم بدون هيچ غم و غصه با پولهای ما زندگی ميکنه يک کم زور داره.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112057805691163405?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112057805691163405/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112057805691163405&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112057805691163405'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112057805691163405'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post_112057805691163405.html' title='آنچه يافت می نشود آنم آرزوست، قسمت دوم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112057529365947243</id><published>2005-07-05T07:47:00.000-07:00</published><updated>2005-07-05T07:55:13.993-07:00</updated><title type='text'>انچه يافت می نشود آنم آرزوست</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حالا که قرار شد بحث های اصولی و دينی رو توی وبلاگ جديد بگذاريم خواستم کمی حرف سياست بزنم.&lt;br /&gt;امروز از روی کنجکاوی رفتم سايت دکتر معين. ميدونيد که من از تحريم کنندها بودم و چقدر بد و بيراه گفتن طرفدارای آقای دکتر به امثال ما! جالب اينجاست که ديگه حرفی از جبهه دمکراسی خواهی و ادامه مبارزه برای آزادی و اينحرفها توی سايت آقای معين نيست. توی وبلاگ ايشون هم آخرين حرف خداحافظی با اعضای تيمشون بود. با خودم گفتم چه خوب شد گول حرفهای قشنگ اين بابا رو نخوردم. عجب حراف هستن بعضیها.&lt;br /&gt;يک چيز ديگه که قبلاً گفتم، باز هم ميگم. اونهم اينه که مخالف با رژيم زياده. ولی رهبر درست حسابی نداريم. اگر توی خواننده يک نفر رو ميشناسی که ميتونه رهبر خوبی باشه بگو. دو چيز برای رسيدن به يک جامعه درست و حسابی لازمه، مردم خوب و درست و متمدن و رهبران خوب و دلسوز. ما کدومش رو داريم؟ انصافاً شما جواب بدين. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112057529365947243?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112057529365947243/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112057529365947243&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112057529365947243'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112057529365947243'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post_05.html' title='انچه يافت می نشود آنم آرزوست'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112048419908292109</id><published>2005-07-04T06:32:00.000-07:00</published><updated>2005-07-04T06:36:39.086-07:00</updated><title type='text'>وبلاگ جديد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به پيشنهاد دوستان يک وبلاگ جديد درست کردم. فعلاً تعداد اعضا 3 نفر هست. من و حميد و فاطمه. ولی هرکس مايل به گفتگو هست ميتونه عضو بشه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://mabaahes.blogspot.com/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://mabaahes.blogspot.com/&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112048419908292109?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112048419908292109/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112048419908292109&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112048419908292109'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112048419908292109'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/07/blog-post.html' title='وبلاگ جديد'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112011873105985266</id><published>2005-06-30T01:03:00.000-07:00</published><updated>2005-06-30T01:06:00.940-07:00</updated><title type='text'>بحث اول, سخن اول</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;جواب خودم به اين سوال منفي است. يکي از دلايل من هم اينه كه در خيلی موارد كه مستقيما در قرآن وجود دارند, مثل قطع عضو سارق, نابرابری حقوق زن و مرد و حكم اعدام برای خارج شدگان از دين, اسلام برخوردی غير قابل قبول دارد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;شما هم نظر بدين &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112011873105985266?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112011873105985266/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112011873105985266&amp;isPopup=true' title='21 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112011873105985266'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112011873105985266'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/06/blog-post_112011873105985266.html' title='بحث اول, سخن اول'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>21</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112011783285355092</id><published>2005-06-30T00:47:00.000-07:00</published><updated>2005-06-30T00:50:32.856-07:00</updated><title type='text'>بحث اول</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;خوب امروز خواستم اولين بحث رو همانطور که قول داده بودم شروع کنم. ياد آوری چند نکته لازمه: اولا اينجا در مورد اصول صحبت و تبادل نظر می كنيم. دوم اينکه لطفا در بحث احترام همه, حتی كسانی که مخالف نظر شما هستند رو حفظ کنيد. و در آخر در هنگام بحث سعی کنيد با مدرک و دليل منطقی نظر بدهيد. خوب سوال اول&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;آيا اسلام با قرن بيست و يکم مطابقت دارد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112011783285355092?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112011783285355092/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112011783285355092&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112011783285355092'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112011783285355092'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/06/blog-post_30.html' title='بحث اول'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111997256878611229</id><published>2005-06-28T08:27:00.000-07:00</published><updated>2005-06-28T08:29:28.790-07:00</updated><title type='text'>چگونه بحث کنيم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; امروز يه وبلاگ پیدا کردم به اسم ديار غربت. نويسنده آدم مذهبي ولي خيلي روشن فکري هست. بيچاره خيلي فحش ميشنوه به خاطر اينکه ريش داره و مذهبيه ولي خيلي محترمانه به همه حتی اونهایي که فحش ميدن جواب ميده.  به نظر من اينجور آدمها نمونه هستن. دقت کرديد که ما مخالفهای رژيم ايران هرجا دستمون به يک آدم شبيه حزبيها بيافته بهش فحش ميديم؟ ميخوام يه کاري رو شروع کنم. ميخوام شروع کنم در مورد خيلي از اصول و اعتقادات چه ديني و چه سياسي بحثهایي رو شروع کنم فعلا وبلاگ من رونق نداره ولي  اگه توی خواننده طرفدار يک بحث منطقي و محترمانه هستي و ميخواهي يک چيزي ياد بگيري و اگر واقعا به آزادي عقيده اعتقاد داري بيا اينجا سر بزن و توی بحثها شرکت کن. از دوستاني مثل حميد هم ميخوام که اينجا بيان و بحث کنن. بايد ياد بگيريم متمدن باشيم. بيايد با هم ياد بگيريم &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111997256878611229?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111997256878611229/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111997256878611229&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111997256878611229'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111997256878611229'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/06/blog-post_28.html' title='چگونه بحث کنيم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111987780095742621</id><published>2005-06-27T06:02:00.000-07:00</published><updated>2005-06-27T07:11:35.583-07:00</updated><title type='text'>حالا چه کنيم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چند وقتي هست ننوشته ام. دليلش از طرفي افسردگی بود و از طرفي ديگر گرفتاری زياد. ولي امروز خواستم چند خط در مورد انتخابات و اوضاع ايران بنويسم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;:بعد از حرف و حديث زياد احمدي نژاد آمد. نظر من در چند خط خلاصه ميشود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ايرانيان هرچقدر هم که مخالف و ستم ديده باشند باز هم از سطح تفکر سياسي بسيار پاييني برخوردار هستند. رفتن۶۰ درصد به پاي صندوقهاي راي نشان از نااگاهي اين مردم دارد. دليل آن هم اينکه هيچ رهبر سياسي در گروه مخالفين وجود ندارد و اشخاص و گروههايي چون معين و نهضت آزادي افرادي لايق براي هدايت اين موج مخالفتها&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نيستند&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به نظر من آمدن احمدي نژاد دو مزيت دارد: اول آنکه رفسنجاني با آنهمه جنايت و مکر از راهيابي به اين مقام باز ماند و رژيم بازوی سياسی مقتدری را از دست داد. دوم اينکه احمدی نژاد قادر به حفظ حمايت خارجی از رژيم نخواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حالا فرصت کوتاهی تا همه جانبه شدن حکومت طالبان باقيست تا مردم ايران دست به اقدامی بزرگ زده و رژيم را سرنگون کنند. ترسم از آن است که باز هم به خواب خرگوشی فرو رويم و زمانی چشم بگشايم که مردم به حمله نظامی آمريکا به ايران راضی شده باشند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111987780095742621?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111987780095742621/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111987780095742621&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111987780095742621'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111987780095742621'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/06/blog-post_27.html' title='حالا چه کنيم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111839576048455389</id><published>2005-06-10T02:27:00.000-07:00</published><updated>2005-06-10T02:29:20.486-07:00</updated><title type='text'>نهضت آزادی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پس از چند هفته انتظار هنوز جوابي از نهضت آزادی دريافت نکرده ام. زياد هم انتظار نداشتم جوابي بدهند. به چند دليل: اول اينکه نهضت آزادی نشان داده كه با روحانيت رابطه نزديكي داشته و هنوز هم مايل به نزديكي با روحانيت است. اين موضوع خود مانعي برای گفتگو آزاد با ديگر عقايد است. چرا که روحانيت خود مخالف اصلي آزاد گويي و آزاد انديشي است. چگونه ميتوان انتظار داشت که طرفداران روحانيت خود آزاد انديش و طرفدار گفتگو باشند؟  دوم اينکه به نظر من اين گروه نسبت به امور جاری عقب افتادگي دارد. چند نفر از سران اين گروه را ميشناسيد که زير۴۰ سال سن داشته باشند؟  هدف از اين نوشته اينکه نبايد به صرف اينکه نهضت آزادی سخن از مصدق و بازرگان و بزرگاني ديگر ميزند گمان کرد كه اين گروه طرفدار آزادی و آزاد انديشي است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111839576048455389?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111839576048455389/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111839576048455389&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111839576048455389'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111839576048455389'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/06/blog-post_10.html' title='نهضت آزادی'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111806806418271311</id><published>2005-06-06T07:25:00.000-07:00</published><updated>2005-06-06T07:31:09.943-07:00</updated><title type='text'>قصاص</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديروز فيلمي ديدم به اسم &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.imdb.com/title/tt0373926/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مترجم&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;. فيلم بدي نبود. توي يکي از قسمتهاي فيلم اشاره اي شد به يکي از رسوم يکي از قبايل افريقا. رسم اين بود که اگر کسي به قتل ميرسيد و قاتل دستگير مي شد, دست و پاي قاتل رو ميبستند و او را به آب مي انداختند. خانواده مقتول انتخاب مي كرد بين اينکه بگذارند او غرق شود, كه اينچنين عدالت به اجرا گذاشته مي شد, و يا به آب مي پريدند و او را نجات ميدادند تا غم خود را پاک و دل خود را روشن کنند. شما کدام راه را انتخاب مي كرديد? به اين موضوع فکر کنيد. بعدا در مورد قصاص بيشتر مي نويسم &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111806806418271311?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111806806418271311/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111806806418271311&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111806806418271311'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111806806418271311'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/06/blog-post_06.html' title='قصاص'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111780692615071326</id><published>2005-06-03T06:47:00.000-07:00</published><updated>2005-06-03T06:56:16.200-07:00</updated><title type='text'>گروه ضد بلاگ حديد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گروه ضد بلاگ حديد همانطور که قبلا گفته بودم براي مسئولين گوگل اميلي فرستاده بودم براي شکايت از گروه ضد ازادي نويسي &lt;/span&gt;&lt;a href="http://hadid-group.blogspot.com"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حديد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;. جواب گرفتم که بررسي مي کنند شما هم حتماً برايشون ايميل بفرستيد به ادرس&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;support@blogger.com&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111780692615071326?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111780692615071326/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111780692615071326&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111780692615071326'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111780692615071326'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/06/blog-post.html' title='گروه ضد بلاگ حديد'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111745622918326815</id><published>2005-05-30T05:27:00.000-07:00</published><updated>2005-05-30T05:33:23.123-07:00</updated><title type='text'>تازه چه خبر</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;.دوستان سلام خبر جديدي از پاسخ نهضت آزادي ندارم. همچنان منتظرم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از اينکه معين به صحنه اتنخابات برگشت به هيچوجه تعجب نكردم. كاملا قابل پيشبيني بود. بد جوري به صداقت او شك دارم. در هر &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صورت تصميم من در مورد تحريم انتخابات عوض نشده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز تصادفا سري به وبلاگ &lt;/span&gt;&lt;a href="http://hadid-group.blogspot.com"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گروه حديد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; زدم. از قرار معلوم اينها همه سايتهاي مخالف رو هک ميکنن و از کار ميندازند بعد هم كلي آيه و روايت و حديث براي توجيه عمل کثيف خودشون ميارن. من يک &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.google.com/support"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گزارش براي مسئولين گوگل&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; فرستادم تا برخورد کنند&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;و در آخر شهادت مظلومانه جوان کرجي را به خانواده او و مردم ستم کشيده تسليت ميگويم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111745622918326815?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111745622918326815/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111745622918326815&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111745622918326815'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111745622918326815'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/05/blog-post_30.html' title='تازه چه خبر'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111711191160348551</id><published>2005-05-26T02:59:00.000-07:00</published><updated>2005-05-26T06:02:25.793-07:00</updated><title type='text'>پرسش از نهضت آزادی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز سری به &lt;a href="http://www.nehzateazadi.org/"&gt;سايت نهضت آزادی&lt;/a&gt; زدم و تصميم گرفتم چند سوال ساده بپرسم. متن نامه خود را درج ميکنم از شما هم ميخواهم به اين سوالات جواب بدهيد و نظر خود را در مورد هر يک بگويد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان عزيز نهضت آزادی&lt;br /&gt;با سلام از شما پرسشهايي دارم در مورد اصول نهضت آزادی. اميدوارم به اين پرسشها برای روشن شدن ذهن من و جوانان ديگر ميهن جواب صريح و ساده بدهيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوال اول) آيا نهضت آزادی دين را از سياست جدا ميداند؟ چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوال دوم) آيا نهضت آزادی اصل روحانيت را قبول دارد؟ (با توجه به اينکه حتي در قرآن روحانيت وجود ندارد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوال سوم) آيا از نظر نهضت آزادی اسلام ديني کامل است و نياز به هيچ تحولي ندارد؟ يا اينکه دين هم بايد رشد كند و با شرايط روز تطبيق پيدا كند؟ دقيقتر بگويم: آيا شما با اصولي چون اعدام, سنگسار, قطع عضو, شلاق, نابرابري حقوق مدني زن و مرد و غيره موافقيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متن اين نامه و پاسخ شما را در وبلاگ خود و براي اطلاع جوانان درج خواهم کرد. باشد که پاسخي در خور بزرگاني چون مصدق به آن بدهيد.&lt;br /&gt;با عرض احترام و آرزوی ايراني آباد و آزاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاريس, چهار خرداد ماه ۱۳۸۴خورشيدی&lt;br /&gt;کورش ايراندوست &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111711191160348551?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111711191160348551/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111711191160348551&amp;isPopup=true' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111711191160348551'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111711191160348551'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/05/blog-post_111711191160348551.html' title='پرسش از نهضت آزادی'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111709803163247445</id><published>2005-05-26T01:05:00.000-07:00</published><updated>2005-05-26T02:02:28.323-07:00</updated><title type='text'>چرا انتخابات را تحريم ميکنم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; امروز ميخواهم چند دليل براي تحريم انتخابات بنويسم. ببخشيد اگر بعضي از دلايلم تکراري هستند. خوشحال ميشوم نظر خود را بگويد:۱) معين با پزيرش حکم حکومتي نشان خواهد داد که خود نيز از عوامل حکومت است. پس اگر حكم را قبول كند راي دادن به او راي دادن به رژيم است. اگر قبول نکند که تکليف ما معلوم است. ۲) بعضيها ميگويند تحريم انتخابت يعني پايان اصلاحات. سوال اينجاست که آيا حکومتي که از ريشه فاسد است جايي هم براي اصلاح دارد. ۳) سخنان معين بسيار زيبا و دلنشين هستند, مثل سخن گفتن از مصدق, گنجي, ازادي, زنان و چندين مضوع حساس ديگر. ولي اگر عميق فکر کنيم معين هيچگاه در مورد اصول فاسد حکومت, چون نظريه ولايت فقيه و جدايي دين از سياست, حرفي نميزند. آيا باز هم حاضريم به کسي كه با اصول حکومت فاسد ايران مشکلي ندارد اعتماد کنيم. آيا کسي که سخن از مصدق ميگويد نبايد از حذف رقيب ملي-مذهبي خود گله كند. ۴) و در آخر هنوز هم در سايت رسمي معين لينک برنامه ها و پرسش از معين خالي ولي لينک مربوط به کمکهاي مردمي فعال است &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111709803163247445?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111709803163247445/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111709803163247445&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111709803163247445'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111709803163247445'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/05/blog-post_26.html' title='چرا انتخابات را تحريم ميکنم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111684262065041834</id><published>2005-05-23T03:01:00.000-07:00</published><updated>2005-05-23T03:05:29.783-07:00</updated><title type='text'>نامه به دكتر معين</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در پي رد صلاحيت دكتر معين نامه اي به او نوشتم و از او خواستم آن را در وبلاگ خود درج كند. متن اين نامه را براي شما مي نويسم:&lt;br /&gt;جناب آقاي دكتر معين از رد صلاحيت شما خوشحالم, نه به اين دليل که از مخالفان شما هستم. دلايلم را براي شما مي نويسم و اگر معتقد به آزادي بيان هستيد آنها را درج خواهيد کرد:۱. بارها از شما خواستم در مورد ولايت فقيه نظر بدهيد. دليل آن اين بود که اعتقاد به ولايت فقيه يعني پشت کردن به راي مردم. چگونه ميتوان ادعا کرد که راي مردم ملاک است و طرفدار ولايت فقيه بود. سكوت شما در مورد اين موضوع نشان از سستي گفتار شما بود.۲. با شرکت شما در انتخابت جواناني ساده دل چون خود من در زمان خاتمي پاي صندوقهاي راي ميرفتند و به اين انتخابات اعتبار مي بخشيدند. شوراي نگهبان با اين کار خود جلوي اين اشتباه را گرفت!۳. عدم تاييد شما به شما و دوستان طرفدار اصلاحات نشان داد که سکوت شما در مورد کشتار ۱۸ تير, در مورد زنداني کردن اهل قلم, در مورد ظلم سپاه پاسداران (رويداد فرودگاه امام) و هزاران درد ملت مظلوم ايران نه تنها در ميان زمامدارن جايي براي شما باز نکرد بلکه مردم را هم از شما بيزار کرد.&lt;br /&gt;جناب دكتر معين به آغوش مردمي که خود از آنها هستيد باز گرديد و با ريشه فساد در حکومت ايران بجنگيد.بنده مسئوليت کليه اين نوشته را بر عهده ميگيرم. باشد که آن را در صفحه خود درج کنيد &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به اميد ايراني آزاد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111684262065041834?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111684262065041834/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111684262065041834&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111684262065041834'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111684262065041834'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/05/blog-post_111684262065041834.html' title='نامه به دكتر معين'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111684243057195994</id><published>2005-05-23T02:59:00.000-07:00</published><updated>2005-05-23T03:00:30.573-07:00</updated><title type='text'>به معين راي نميدهم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چند روزي است که به انتخابات ميانديشم. بار اول به خاتمي راي دادم و نتيجه آن شد که ديديم. اينبار در بين کانديدها معين را برگزيدم و خواستم بيشتر در مورد راي دادن به او فکر کنم. پس از مطالعه &lt;/span&gt;&lt;a class="links" href="http://moeen.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سايت رسمي معين&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; و وبلاگ شخصي او تصميم گرفتم که چند سئوال ساده از او بپرسم تا برايم تصميم گيري  آسان شود. پس از اينکه ۵ ايميل بدون جواب برايش فرستادم امروز از روي کنجکاوي به سايت شخصي آقاي معين رفتم.&lt;br /&gt; نکته جالب اينکه لينک ”برنامه ها“ و ”پرسش از معين“ غير فعال ولي لينک ”کمکهاي مردمي“ فعال بود. تو خود بخوان حديث مفصل...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111684243057195994?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111684243057195994/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111684243057195994&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111684243057195994'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111684243057195994'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/05/blog-post_23.html' title='به معين راي نميدهم'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-111684215013607725</id><published>2005-05-23T02:50:00.000-07:00</published><updated>2005-05-23T02:58:23.493-07:00</updated><title type='text'>(در مورد: من داريوش.. (سخنراني دکتر حسن امين, سردبير نشريه‌ حافظ</title><content type='html'>&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اين مطلب را در &lt;/span&gt;&lt;a class="links" href="http://mag.gooya.com/politics/archives/024653.php" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سايت گويا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; خواندم و بر آن شدم که جوابي كوتاه براي سخنران بنويسم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي آقاي امين بسيار متاسفم که با وجود داشتن شناختي نصبي از تاريخ ايران باز هم به خود جرات مي دهد که تاريخ ايران را با تاريخ اسلام يکسان ببيند. در اينکه ايرانيان بنيان حقوق بشر را نهادند شکي نيست ولي چگونه ميتوان طرز تفکر اسلام را در اين زمينه با داريوش يا کورش مقايسه کرد. آقاي امين ايا متن حقوق بشر را خوانده ايد؟ حقوق بشر تنها در مورد حقوق اقليت و اقوام ديگر در جامعه نيست. چگونه ميتوانيد به راحتي از كنار سنگسارها, شلاقها, به دار آويختنها و قطع عضوها که همگي در اسلام توصيه شده اند بگذريد و بگويد که اسلام با حقوق بشر مغايرت ندارد؟ براي روشن فکري چون شما متاسفم که حاضر نيستيد چشم خود را گشوده و حقايق را بازگو کنيد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-111684215013607725?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/111684215013607725/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=111684215013607725&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111684215013607725'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/111684215013607725'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2005/05/blog-post.html' title='(در مورد: من داريوش.. (سخنراني دکتر حسن امين, سردبير نشريه‌ حافظ'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-13108365.post-112421273694327209</id><published>2004-08-16T10:16:00.000-07:00</published><updated>2005-08-29T09:00:13.060-07:00</updated><title type='text'>images</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/6992/1139/1600/EnghelabSabz_logo_02.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/6992/1139/320/EnghelabSabz_logo_02.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/6992/1139/1600/EnghelabSabz_logo_01.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/6992/1139/200/EnghelabSabz_logo_01.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Logo 2&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/13108365-112421273694327209?l=harchemikhahaddeletangam.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/feeds/112421273694327209/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=13108365&amp;postID=112421273694327209&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112421273694327209'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/13108365/posts/default/112421273694327209'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://harchemikhahaddeletangam.blogspot.com/2004/08/images.html' title='images'/><author><name>کوروش</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01340383967491442612</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
